سه‌شنبه ۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۹
از آقای ذوزنقه تا روشنفکری قبیله‌ای

گفت‌وگوی ویژه این شماره به مصطفی ملکیان اختصاص یافته است.

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): یکصدودومین شماره «اندیشه پویا» ماه‌نامه سیاسی-فرهنگی به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی برات‌الله صمدی‌راد و سردبیری رضا خجسته‌رحیمی، شماره مهر ۱۴۰۵ منتشر شد.

«دیباچه» این شماره، یادداشت سردبیر به‌قلم رضا خجسته‌رحیمی است که با نام «تلاش برای بقا» منتشر شده است. سردبیر در این یادداشت، ضمن گله از مشکلات چاپ و قیمت‌ها که پیش روی انتشار این شماره از نشریه قرار گرفته، از جنگ با میل به بقا و تلاش برای ادامه دادن سخن می‌گوید.

خواننده در بخش بعد که «دیدبان» نام دارد، نقدها و نظرهای ماه را می‌خواند که نخستینِ آن «خداحافظی با آقای ذوزنقه: در رثای جواد مجابی» با نویسندگی سیروس علی‌نژاد است که به شرح مراسم وداع با مجابی و حالات وی اختصاص یافته «استاد، شعر تازه چه گفته‌ای؟ داستان تازه چه داری؟».

علی‌نژاد در این نوشتار، نقل قولی از کتاب «جواد مجابی» به کوشش علی شروقی را چنین می آورد: «آن شب آستارا، شب دیجوری بود، در واقعه اتوبوس ارمنستان. مجابی در آن شب متانتی از خود نشان داد که از یک آدم سردوگرم چشیده برمی‌آمد. همه در هول و ولا به سر می‌بردند، اما او در نهایت خونسردی خود را به دست سرنوشت سپرده بود».

دیگر مطلب این بخش، «جنگ و جنوب و جنون: روایتی از بندرعباس تا جاسک در روزهای آتش‌بس زیر سایه پرتابه‌ها» به‌قلم سلمان نظافت‌یزدی است که از زبان اهالی جنوب چنین نقل می‌کند: «جاسک نسبت به وسعتی که دارد، از نهم اسفندماه تا امروز بیش‌تر از تهران مورد اصابت قرار گرفته است و من زیاد ندیدم که در آن خبرها به آن بپردازند. انگار که حتی در خبررسانی هم مورد تبعیض واقع شده‌ایم. جاسک در رسانه‌ها مظلوم است».

مطالب «مجله‌گردی» که گزیده رسانه‌های جهان است را آیدین رشیدی ترجمه کرده است. «لیبرالیسم ارزش نجات دادن را دارد» نوشته دارون عجم‌اوغلو مطلب نخست این بخش است. به باور استاد اقتصاد دانشگاه ماساچوست «اگر لیبرالیسم خودش را بازسازی نکند، بدیل‌های ضددموکراتیک دست بالا را پیدا می‌کنند».

در «عصر ما، عصر واسطه‌هاست» از ایوان کراستف اندیشمند علوم سیاسی، «وضعیت یک دیپلمات حرفه‌ای در عصر ترامپ مثل یک درشکه‌چی در عصر خودرو است». به علاوه، «نظم متروک جهانی» به قلم مارک لئونارد هم‌بنیان‌گذار و مدیر شورای روابط خارجی اروپا، آشنایی با زندگی در جهان پساآمریکایی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد. از منظر مولف «کسینجر زمانی گفته بود نظم جهانی بر دو ستون استوار است: توازن قدرت و مجموعه‌ای از قواعد مورد توافق و مشترک درباره آن‌چه دولت‌ها می‌توانند یا نمی‌توانند انجام دهند. امروز، این دو ستون، هر دو در حال فروپاشی‌اند.» «زنان، اولین قربانیان هوش مصنوعی» اثر نورینا هرتز استاد و مدیر پژوهش‌های مربوط به هوش مصنوعی در دانشگاه یوسی‌ال لندن بر آن است که «هوش مصنوعی آمده که نان همه را آجر کند، ولی ظاهراً اول از همه نان زنان را آجر می‌کند.»

پایان‌بخش مطالب «مجله‌گردی» با عنوان «نکند ما هم جزو کپی‌کارها باشیم» از جوزف اپستین نویسنده آمریکایی و سردبیر سابق مجله امریکن اسکالر، تأکید دارد که «سرقت ادبی دیگر فقط کار آدم‌های متوسط و بی‌مایه نیست». وی از سوزان سانتاگ و بان دیلن با عنوان «سارقان ادبی شرمساری» یاد می‌کند؛ «هر دو به شکلی متفاوت و مخصوص خود ادعا داشتند استفاده‌شان از نوشته‌های دیگران باعث بهتر شدن اثر اصلی شده است.»

از آقای ذوزنقه تا روشنفکری قبیله‌ای

در ادامه، «نقد و نظر»؛ جدلیات روشنفکری و طرح این پرسش پیش روی خوانندگان قرار دارد که چرا روزنامه‌نگاران و روشنفکران ما معیارهای دوگانه در قضاوت «دوست» و «دشمن» دارند؟ رضا خجسته‌رحیمی در این بخش «هر ظلمی بر جهان از ظلم بر کلمات آغاز می‌شود: تأملی در جدال کلامی سروش و غنی‌نژاد» را نوشته. سردبیر اندیشه پویا در این نوشتار از «ناروشنی مبانی مجادله» در جدال قلمی و کلامی این دو روشنفکر یاد کرده، می‌پرسد: «پنهان شدن شریعتی پشت چهره‌ای خیالین به نام شاندل از نظر غنی‌نژاد قابل اغماض نبود، اما آیا او همین معیار را نسبت به دیگرانی که در جبهه دوست قرار می‌گرفتند نیز داشت؟».

«عبور از تخاصم قبیله‌گرایانه: در حاشیه جدال پرحاشیه اخیر میان دو روشنفکر» به قلم حسین پایا دیگر عنوان «نقد و نظر» است. پژوهشگر فلسفه و مدیر انتشارات طرح نو بر این باور است که «عارضه قبیله‌گرایی جامعه را از حال ناخوشی که امروز دارد به حالت استیصال می‌رساند. در گفتمان استیصال، هویت‌ها بقای خود را در طرد مخالفان می‌جویند و به کینه‌توزی و نفرت‌خیزی میل پیدا می‌کنند. نفرت همچون اسیدی است که عقلانیت نقاد را دچار انحلال و نابودی می‌سازد.»

حمید وحید دستجردی هم که با «شما تحمل نقد ندارید: پاسخی به عبدالکریم سروش» به این شماره از مجله آمده، ضمن توضیحی درباره ادعای روایت‌شده در گفت‌وگو با عبدالکریم سروش می‌آورد: «چرا باید فکر کنید نزدیک‌ترین افراد به شما با شما خصومت می‌ورزند؟ برای من و بسیاری دیگر، دلیل رو آوردن به فلسفه و رها کردن رشته مهندسی، آشنایی با شما و کتاب‌های شما بود. هنوز به یاد دارم که با چه شور و شعفی در کلاس‌های فلسفه علم شما در دانشگاه شریف حاضر می‌شدم.»

«توجیه و احتجاج استاد فلسفه آنالیتیک» از عبدالکریم سروش استاد فلسفه، پاسخی به حمید وحید دستجردی است که سروش در آن چنین می‌نویسد: «سوالی از شما استاد فلسفه آنالیتیک دارم: کس دیگری نبود که گریبانش را بگیری و خشمت را بر او فروریزی؟ آیا خطای من چنان پررنگ بود که حتا معلمی و رفاقت و شفقت را زیر پا بگذاری و نامه در ذم و طعن من بنویسی و کوس رسوایی مرا بر بام عالم بکوبی؟».

در ادامه، «از پدرسالاری تا پدرکشی؛ به بهانه یک کشمکش در نقد یک گفتمان» نوشته محمدمنصور هاشمی از نظر خوانندگان می‌گذرد که در آن، پژوهشگر فلسفه و تاریخ فکر چنین می‌اندیشد: «سازوکار حاکم بر رابطه مرید و مرادی کنترل‌گری است و مبتنی بر مهار فردیت دیگری. به همین سبب هم هست که در این گونه روابط هرازچندگاه از سوی کسانی که مراد را الگو و آینده خود دیده‌اند به‌ناگزیر نوعی پدرکشی اتفاق می‌افتد. در رابطه مبتنی بر قدرت، وفاداری بی‌معناست. به عبارت دیگر، پدرکشی روی دیگر سکه پدرسالاری است.».

«نقد و نظر» نهایتاً با مطلب محمدمنصور هاشمی با عنوان «نجات علوم انسانی در برابر ایدئولوژی: عبدالکریم سروش و علم‌اندیشی در ایران معاصر» به پایان می‌رسد، آن‌جا که می‌آورد: «سروش از علوم انسانی که در ایران دوره تجدد همواره بی‌قدر شناخته شده بود و در ایران پس از انقلاب گروهی از آن مرحله گذشته و به دشمنی با آن رسیده بودند دفاعی محکم و موثر کرد. او با بیان این‌که علوم انسانی از مقوله علم است، سرنوشت این علوم را به علوم طبیعی گره زد و به سهم خود، امکان ادامه حیات آن‌ها را در ایران پس از انقلاب فراهم آورد.»

از آقای ذوزنقه تا روشنفکری قبیله‌ای

«تأملات و نجواها» با عنوان روشنفکری معاصر این شماره مجله به عنوان «استاد نقش‌باز و رزاس دولاشاپل در پاریس مه‌آلود: واقعیت ماجرای علی شریعتی و شاندل چه بود؟» اختصاص یافته که نوشته جلال توکلیان است و در آن این پرسش مطرح می‌شود که چرا علی شریعتی به خلق شخصیتی به نام شاندل در آثار و سخنرانی‌هایش پرداخت؟ توکلیان در این نوشتار می‌آورد: «استاد نقش‌باز می‌خواست کاراکتری را بیافریند که هرجایی، هرجوری باشد و همه‌جا یک‌جور. و قرار بود که ملامت‌بارترین ایده‌ها و حرف‌هایش را از زبان او بیان کند اما همچون پوآرو، در هر صحنه‌ای، ردپایی بگذارد تا مخاطبان بدانند که شاندل کسی جز خود او نیست.»

«رودررو» یا گفت‌وگوی ماه این شماره، به مصطفی ملکیان اختصاص یافته، با طرح این پرسش که اکثر مجادلات روشنفکران ما با یکدیگر بر سر این است که من بیشتر به جامعه خدمت کرده‌ام یا شما؟. مصاحبه مشتمل بر چهار عنوان است، نخست «روشنفکری قبیله‌ای: گفت‌وگو با مصطفی ملکیان در پایان هفتاد سالگی». ملکیان در این گفت‌وگو در چهار فصل به پرسش‌های رضا خجسته‌رحیمی پاسخ می‌دهد. در فصل اول «چون که هفتاد آید» می‌گوید «از آرامش و امید در زندگی راضی هستم، اما از شادی نه».

از آقای ذوزنقه تا روشنفکری قبیله‌ای

ملکیان در فصل دوم که روایتی از سال‌های دوستی با سیدجواد طباطبایی است، می‌آورد «کینه‌ای از ایشان ندارم و آدم دشمن‌خویی نیستم». مصطفی ملکیان در فصل سوم این گفت‌وگو نیز که درباره «شریعتی شیاد بود» و مجادلات اخیر است، معتقد است قبیله‌گرایی همچنان در میان روشنفکران ما هست.

در ادامه، ابراهیم سلطانی استاد علوم سیاسی دانشگاه میشیگان شرقی در مطلبی با عنوان «سرکشی، سرگردانی و سیاحت» به طرح این پرسش می‌پردازد که آیا عزیمت‌های مکرر یک روشنفکر، نشانه عزیمت جامعه‌ای است که او به آن تعلق دارد؟

جواد حیدری مدرس فلسفه و مترجم آثار تامس نیگل هم مطلبی دارد با عنوان «سالک زندگی خوب» و در آن بر آن است که «ملکیان نمونه‌ای زنده است از این‌که می‌توان در این جهان پر از سروصدا، باوقار زیست؛ می‌توان در روزگار سطحی‌نگری، عمیق ماند؛ می‌توان در میان ریاکاران، صادق بود؛ و می‌توان در عین نقص‌های انسانی، به سوی خوب بودن سلوک کرد. نشان داد که فلسفه نه شغل است، نه سرگرمی؛ که راهی است برای انسان‌تر شدن.»

و نهایتاً «ملکیان، سوژه تک‌افتاده و انزوای معرفتی» عنوان نگاشته یاسر میردامادی دکترای مطالعات اسلام و خاورمیانه است که معتقد است: «گرایش ملکیان به فردگرایی رادیکال، واکنشی اگزیستانسیل و دفاعی در برابر هیمنه سنگین جمع‌گرایی افراطی در جامعه ما بوده و ریشه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی پناه بردن به سوژه تک‌افتاده را می‌توان همدلانه درک کرد.»

در ادامه، بخش «فکر روشن» با عنوان فلسفه زندگی، به قلم بابک عباسی است که با عنوان «ارسطو پدر بنیانگذار: وقتی از بهروزی سخن می‌گوییم، از چه حرف می‌زنیم؟» پیش روی مخاطب قرار دارد. استادیار فلسفه دانشگاه علوم‌وتحقیقات در این مقال که به جایگاه بهروزی در نظریه ارزش، دو سنت در فلسفه بهروزی، و وقتی از بهروزی سخن می‌گوییم از چه حرف می‌زنیم؟ معتقد است: «پس از ارسطو، به علل و دلایل مختلف، از جمله جذب و حل ایده بهروزی در ایده رستگاری، فلسفه بهروزی به محاق رفت تا این‌که مقارن رنسانس و تولد فلسفه عصر جدید، اندیشه زندگی خوب نیز در تفکر فیلسوفان احیا شد.»

«بایگانی» دیگر بخش این شماره از اندیشه پویاست که به «کودتای غربی از ترس کودتای سرخ: اسناد منتشرنشده سیا درباره مذاکرات نافرجام بریتانیا و آمریکا با مصدق» اختصاص یافته که در بازه زمانی خداد ۱۳۳۰ تا آذر ۱۳۳۱ منتشر شده است. در سند نخست که یادداشت وزارت خارجه آمریکا به رئیس‌جمهور است، بر ضرورت حفظ استقلال ایران پافشاری شده است. در دیگر سند که گزارش شورای امنیت ملی آمریکا به رئیس‌جمهور است، در خصوص خطر قیام کمونیستی یا مصادره نهضت ملی توسط چپ‌ها هشدار داده شده، و در یادداشتی برای وزیر دفاع، در ضرورت میانجی‌گری آمریکا سخن به میان آمده. سند چهارم که یادداشت برای رئیس سازمان اطلاعات مرکزی است، موضوع درخواست مصدق برای کمک اضطراری آمریکا را مطرح می‌کند و نهایتاً در سند پنجم خطاب به اداره امور خاور نزدیک، آفریقا و جنوب آسیا، سازماندهی یک کودتا در ایران پیشنهاد شده است.

«روزی روزگاری» با عنوان «پشت‌پرده اشغال ایران: پژوهشی به مناسبت ۸۵ سالگی تجاوز به ایران در شهریور ۱۳۲۰، بررسی زمینه‌‎ها و علل حمله متفقین به ایران بر اساس اسناد تازه‌یاب از آرشیوهای شوروی» نوشته نیکالای کوژانوف است که مهدی نوری ترجمه کرده است. در مقاله پژوهشگر موسسه مطالعات خاورمیانه در مسکو، روایت تاریخ‌نگاران روس از حمله متفقین به ایران، فعالیت‌های دستگاه اطلاعاتی آلمان در ایران، تهدید وقوع کودتایی نازی‌خواهانه، تدارکات نظامی و نفت خاورمیانه؛ انگیزه‌ای برای اشغال، و نهایتاً رقابت دیرینه بریتانیا و شوروی، عامل دیگر اشغال مورد بحث قرار گرفته است.

از آقای ذوزنقه تا روشنفکری قبیله‌ای

بخش دیگر مجله «داستان آدم‌ها» با عنوان «زندگی در زندان هم طبقاتی است: جامعه‌شناسی زندان به روایت سعید مدنی» است که مریم شبانی تألیف کرده. شبانی در این مطلب، مجموعه‌ای از تجارب سال‌ها زندانی شدن مدنی را آورده که از زندان توحید و عشرت‌آباد و اوین و رجایی‌شهر و دماوند تا هدی صابر و سویا در خورشت و ورود بیکینگ پودر و ژله به زندان گسترده است. مدنی در یکی از خاطرات خود می‌آورد: «از سال ۱۳۹۰ به بعد، در فروشگاه زندان می‌شد گوشت و مرغ بسته‌بندی و برنج و انواع کنسرو تهیه کرد. کم‌کم میوه و سبزیجات هم اضافه شد. بعد از ۱۴۰۰، سویا کاملاً از غذای زندان حذف شد و مرغ زیاد شد و گوشت هم اضافه شد و این دو سال آخری که من در دماوند بودم، همه خورشت‌ها با گوشت پخته می‌شد. ظاهراً هم بودجه زیادتر شده بود و هم توجه به زندانی.»

بخش «سینما و ادبیات» کتاب کوچه مجله هم به سریال بامداد خمار اختصاص یافته است. مریم شبانی با نرگس آبیار کارگردان سریال گفت‌وگویی با عنوان «دایی جان ناپلئون درونم بیدار شده است» صورت داده. آبیار در بخشی از این گفت‌وگو می‌آورد: «دوست دارم کاری از غلامحسین ساعدی یا کلیدر دولت‌آبادی را کارگردانی کنم. کار بامداد خمار که تمام شد، روی هم با سووشون، حدود هفتاد تا هشتاد قسمت می‌شود. واقعاً واهمه دارم که زمان خودم را این‌طور برای سریال بگذارم.»

از آقای ذوزنقه تا روشنفکری قبیله‌ای

در ادامه، رها امینی گزارشی با عنوان «روشنفکر متهم می‌کند: گزارشی از بحث‌وجدل‌های روشنفکری در مطبوعات پس از انتشار بامداد خمار» تألیف کرده و «تنبلی ذهن روشنفکران بی‌سواد» از هوشنگ گلشیری، «منتقدانی که فروپاشی جهانی چپ هنوز باعث راست شدن ذهن‌شان نشده است» نوشته بهاالدین خرمشاهی، «زبان زنانه و زبان مردانه» اثر بهمن بازرگانی، «رمانی جانبدارانه» به قلم حسن میرعابدینی، را در گزارش خود آورده است.

به این‌ها اضافه کنید نگاشته‌های احمد کریمی‌حکاک، ولی‌رضا نصر، علی فردوسی، همچنین کریم امامی و علی‌محمد حق‌شناس.

هدی ایزدی در ادامه، «معصیت ادبی فتانه‌خانم» را به این شماره آورده و ۶ دلیل برای خواننده می‌آورد برای این‌که دست از نفرت برداریم و به بامداد خمار عشق بورزیم.

نهایتاً مطلبی از افسانه نجم‌آبادی با عنوان «زندگی زیسته مادران ما: درباره جدال‌ها و مباحثات روشنفکری در مطبوعات پس از انتشار رمان بامداد خمار». در بخشی از این مقال می‌خوانیم: «مادر نودساله من، هم‌نسل محبوبه، شخصیت اصلی رمان است. وقتی از مادرم پرسیدم چرا خواندنش را متوقف کرده است، درحالی‌که به‌سختی تلاش می‌کرد مانع از ریختن اشک‌هایش شود گفت این داستان زندگی خودش است.»

گفت‌وگوی مجله «زنان» با فتانه حاج‌سیدجوادی هم در این شماره خواندنی است.

«کتابخانه» اندیشه پویا، به نقد و بررسی چند عنوان کتاب اختصاص دارد. «سفارتگری در زمانه عسرت: تأملی بر دیپلماسی در شرایط بحران، به مناسبت انتشار کتاب سفارت‌نامه ارزنه‌الروم، اسناد دوران سفارت امیرکبیر» نوشته جلال توکلیان، «دستور زبان درد؛ خون‌ریزی کلامی برای لمس خفگی: گفت‌وگوی اختصاصی با برندا ناوارو نویسنده رمان خانه‌های خالی» به کوشش میعاد بانکی مترجم کتاب، «آبادانی به مثابه زبان امکان‌ساز: مروری بر کتاب چگونه به آبادانی ایران فکر کنیم؟» به قلم عیسی منصوری اقتصاددان و مدیر پژوهشگاه اتاق بازرگانی ایران، «رفقای من، آزادی من، وطن من: درباره کتاب رفقای من» نوشته هشام مطر به قلم قاسم فتحی، «خشمی که ترس را زمین زد: درباره کتاب مادران انقلابی» از مریم شبانی، «فراخوانی برای تضعیف ایگو: درباره کتاب خودبهسازی» به قلم محمد صادقی، و نهایتاً «راوی تنهایی: آثول فوگارد و جهان داستانی او با نگاهی به سه نمایشنامه» نوشته طناز عظیما مطالب این بخش هستند.

بخش «گفت‌وگو با نویسنده» با تمرکز بر ادبیات نمایشی با عنوان «من مصرف‌کننده آزادی بودم» مصاحبه قاسم فتحی با نغمه ثمینی درباره «مکاشفات جادو»، ناسفرنامه‌ها و سفرها، ایران و مهاجرت است.

این گفت‌وگو در سه فصل، خانواده، خواندن و آزادی، نوشتن پس از خواندن و آغاز نمایش‌نامه‌نویسی، و ناسفرنامه‌های یک شبه‌مهاجر، وجوه گوناگون نغمه ثمینی را برای خواننده نمایان می‌کند.

«پرتره» پایان‌بخش مطالب این شماره است که به شهرنوش پارسی‌پور اختصاص یافته است. در این بخش، سلمان نظافت‌یزدی، گزارشی از شهرنوش پارسی‌پور نوشته با عنوان «متأسفم که هنوز مرحوم نشده‌ام». نظافت‌یزدی در این نوشتار، زندگی شهرنوش پارسی‌پور را که «در یک قدمی شاعری بود، دوست داشت فیلسوف باشد اما نویسنده‌ای ساختارشکن و بیزار از کلمه فمینیسم شد» را در هشت فصل واکاوی کرده است.

در بخشی از این نگاشته آمده: «سال ۱۳۶۶ پیش غلامعلی حدادعادل می‌رود که آن روزها در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی مشغول کار بوده. او را از دوران پیش از انقلاب و کلاس‌های فلسفه داوری اردکانی در دانشگاه می‌شناخته است. دیدار با حدادعادل باعث می‌شود مدتی در یک مرکز دولتی مشغول به کار شود.»

زهرا علی‌اکبری هم گفت‌وگویی منتشرنشده با شهرنوش پارسی‌پور صورت داده با عنوان «به رضا قطبی گفتم: بازداشتم با ساواک فرصتی است تا با ساواک حرف بزنم»: «همه شخصیت‌هایی که در رمان من هستند، خودم هستم. منظورم این است که شما وقتی می‌نویسی خودت هستی و قلمت. غیرممکن است خودت نباشی. هر نویسنده تأثیری از خودش را روی کار می‌گذارد و من هم طبیعتاً در تمامی شخصیت‌هایی که در رمان‌هایم خلق کردم حضور دارم.» و نهایتاً گزیده‌هایی از نوشته‌ها و گفت‌وگوهای شهرنوش پارسی‌پور در مطبوعات با عنوان «نسل ما به این تاریخ خموده تکانی خواهد داد».

دیدبان بازار که ضمیمه اقتصاد دیجیتال مجله است هم مشتمل بر چند بخش است: «در آغوش کشیدن مردمان ترومازده» به کوشش آزاده بهشتی، «نباید توسعه زیرساخت دیجیتال را به جنگ و دوری از تهران باخت» نوشته علی‌اکبر اخوان، «زیرسایه طاق»، «ایستادگی در تلاطم» به همت سعید سلطانیه و نهایتاً «زبان‌بازی یا بازی زبانی، مسئله این است».

یکصدودومین شماره «اندیشه پویا» در ۱۴۸ صفحه پیش روی مخاطبان قرار دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها