به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرمان، نمایش «آژیر بیصدا» به کارگردانی محمد سلاجقه، اقتباسی از یک متن امروزی نیست؛ بلکه تلاشی برای بازخوانی معاصر یک نمایشنامه از جورج اس. کافمن است؛ متنی که به گفته کارگردان، سالها پیش در دوره دانشجویی او نیز قرار بود به صحنه برود اما این اتفاق نیفتاد و سالها بعد، با شکلگیری گروه هنری «هوای تازه»، دوباره به سراغ آن رفت.
محمد سلاجقه درباره انتخاب این نمایشنامه گفت: این متن را نخستینبار در دوران دانشجویی و پیش از ورود جدی به تئاتر، همراه دوستانم در گروه تئاتر دانشگاه شهید باهنر انتخاب کرده بودم اما اجرای آن هیچگاه شکل نگرفت.
سلاجقه این شیوه را «بازخوانی معاصر» مینامد؛ یعنی حفظ هسته و دغدغههای متن اصلی و در عین حال، بازتعریف آن متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی زمانه.
وی درباره این روش توضیح داد که وقتی یک نمایشنامه از پیش نوشتهشده را برای اجرا انتخاب میکند، تلاش دارد منطق زمانی و مسائل مطرحشده در اثر را با نیازهای اجتماعی امروز پیوند بزند؛ به همین دلیل، اجرای «آژیر بیصدا» صرفاً بازسازی آنچه در متن نوشته شده نیست، بلکه حاصل گفتوگویی میان نمایشنامه، کارگردان، بازیگران و مخاطب امروز است.
سلاجقه معتقد است: بخشی از مسئلهای که در نمایشنامه کافمن مطرح شده، همچنان برای انسان امروز قابل لمس است.
او در خوانش خود از متن، به دورهای اشاره کرد که جامعه آمریکا با تغییرات صنعتی و گسترش میل به نمایش موقعیت اجتماعی و مصرفگرایی روبهرو بوده است؛ شرایطی که در آن افراد بیش از آنکه به زندگی واقعی خود توجه کنند، درگیر تصویری میشوند که میخواهند از خود به دیگران ارائه دهند.
وی افزود: این مسئله در اجرای کرمان به زمان حال منتقل شده است، شخصیتها همچنان درگیر ساختن تصویری از خود هستند؛ اما شکل این نمایشدادن، متناسب با جهان امروز تغییر کرده است از همین منظر، فناوری و فضای رسانهای نیز به یکی از زمینههای تازه برای خوانش متن تبدیل میشوند.
سلاجقه ادامه داد: هدفش از اجرای این اثر، انتقال یک پیام مشخص و از پیش تعیینشده نبوده است؛ بلکه میخواسته مخاطب یکم بیشتر به زندگی، به معنی زیستن خودش بپردازد.

آژیری که شنیده نمیشود
در جریان اجرا، شخصیتها با موقعیتهایی مواجه میشوند که میتوانند به منزله هشدار تلقی شوند، اما آنقدر درگیر مسائل فرعی، روزمرگی و تصویری هستند که از خود ساختهاند که هشدار اصلی را نمیشنوند.
در این میان، شخصیت خدمتکار نیز جایگاه قابل توجهی دارد؛ او خطر را میبیند و درباره آتش هشدار میدهد، اما دیگران توجهی به هشدار او ندارند به این ترتیب، «آژیر بیصدا» را میتوان استعارهای از هشدارهایی دانست که در زندگی وجود دارند اما انسان، به دلیل غرقشدن در حواشی، از شنیدن آنها بازمیماند.
یکی دیگر از وجوه قابل توجه نمایش، حرکت آن از کمدی به سمت لایههای روانشناختی شخصیتهاست، طنز در اینجا صرفاً برای خنداندن مخاطب به کار نمیرود؛ بلکه راهی است برای نزدیکشدن به شخصیتهایی که پشت ظاهرشان، رازها و زخمهایی قدیمی پنهان کردهاند.
در بخشی از داستان، یکی از شخصیتها با خاطرهای تلخ از دوران مدرسه و سوءاستفادهای که از او شده مواجه میشود؛ رازی که سالها وسیلهای برای باجگیری از او بوده است، انکار و سپس اعتراف به این حقیقت، نمونهای از همان فرو ریختن تصویری است که شخصیتها از خود ساختهاند؛ شاید این نمایشنامه درباره فاصله میان «آنچه هستیم» و «آنچه وانمود میکنیم هستیم» باشد.
به گزارش ایبنا، این نمایش نخستین بار ۳۱ شهریور بر روی صحنه رفت و تا ۱۵ مهرماه ادامه خواهد داشت.
نظر شما