سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - ساحل رضائی: در تاریخ ادبیات معاصر ایران، کمتر شاعری را میتوان یافت که توانسته باشد همپای مردم کوچه و بازار حرکت کند و در عین حال، تحسین نخبگان ادبی را برانگیزد. سید غلامرضا روحانی، که با نام مستعار «اجنه» در میان تودهها رخنه کرد، تنها یک شاعر نبود؛ او مصلحی اجتماعی بود که تیغ جراحی طنز را بر پیکر ناسور جامعه زمانه خویش میکشید. او در ۲۱ اردیبهشتماه ۱۲۷۶ خورشیدی به دنیا آمد و شاعر و طنزپردازی بود که در سه دوره قاجاریه، پهلوی و معاصر فعالیت کرد.
پدر او، میرزا سید شکرالله متخلص به «آزادی» و پدربزرگش، میرزا سید محمد تفرشی متخلص به «بهعلی» از شاعران دوره قاجار بودند. اهمیت سید غلامرضا روحانی در تاریخ ادبیات به قدری است که سید محمدعلی جمالزاده، پیشگام داستاننویسی نوین، بر مجموعهای از اشعارش به نام «طلیعه فکاهیات روحانی» که در سال ۱۳۱۳ چاپ شد، مقدمه نوشته و جایگاه ویژهای برای او در طنز مدرن قائل شده و او را «رئیس طایفه فکاهیسرایان» نامیده است.
تسلط بر ریزهکاریهای زبان فارسی و فرهنگ عامه
غلامرضا روحانی در دورانی زیست که ایران میان سنت و مدرنیته در نوسان بود. اگرچه جزئیات دقیق تحصیلات کلاسیک او در صفحات مقدماتی کلیاتش نیامده است، اما تسلط شگرف بر ریزهکاریهای زبان فارسی و فرهنگ عامه (فولکلور)، نشان از غنای فکری و مطالعات عمیق او در متن جامعه دارد. او همچنین لقب «اجنه» را برای خود برگزید؛ لقبی که گویای روح جستوجوگر و نگاه نافذ اوست. او همچون موجودی نامرئی (جن)، به زوایای پنهان زندگی مردم سرک میکشید و آنچه را که دیگران از دیدنش ناتوان بودند، در قالب بیتهایی شیرین اما گزنده بازگو میکرد.
تمرکز بر روزنامهنگاری طنز و فکاهیسرایی
فعالیتهای روحانی عمدتاً بر محور روزنامهنگاری طنز و فکاهیسرایی متمرکز بود. او با همکاری در نشریات مطرح زمانه، طنز را از حالت تفننی خارج کرد و به آن هویتی سیاسی اجتماعی بخشید. اصلیترین میراث او، کتاب «کلیات اشعار و فکاهیات روحانی اجنه» است؛ این کتاب تنها یک مجموعه شعر نیست، بلکه موزهای از تیپهای شخصیتی، ضربالمثلها و اصطلاحات کوچه و بازار دوران پهلوی اول و دوم است. این اثر با تایید و مقدمه محمدعلی جمالزاده بهعنوان یک سند معتبر ادبی در تاریخ معاصر ثبت شده است.
امروزه مردم، بسیاری از اشعار وی را بهعنوان ضربالمثل به کار میبرند بدون آنکه بدانند سراینده آنها کیست. از آن جمله میتوان به ضربالمثلهای مشهور (حلوای تن تنانی/ تا نخوری ندانی)، (افادهها طبق طبق/ سگها به دورش وق و وق)،(سه پلشت آید و زن زاید و مهمان برسد) اشاره کرد.
اشعاری ساده اما با زبان آرگو و ساختاری محکم
بزرگترین ویژگی فنی شعر روحانی، تصویرگرایی (ایماژیسم) است. او خود را نه یک صوفی گوشهنشین، بلکه نقاشی میدانست که قلمموی او، قلمش بود. بیت معروف «زد خامه روحانی هر نیک و بدی را نقش/ این دفتر اشعار است یا پرده نقاشی» نشاندهنده مانیفست هنری اوست. او معتقد بود شاعر نباید تنها به زیباییها بپردازد، بلکه وظیفه دارد «زشت و زیبا» را با هم ثبت کند. همچنین نباید غافل شد که اشعار او دارای زبان آرگو (مخفی) است که این ویژگی را میتوان در استفاده او از لغات خاصی که در قهوهخانهها و بازارهای آن زمان رایج بود مشاهده کرد.
یکی دیگر از ویژگیهای شعر او نقد رفتارشناسی است. او بهجای نقد کلیات، به جزئیات رفتاری مردم مانند بخل، ریاکاری و تنبلی میپرداخت. همچنین در شعر سید غلامرضا روحانی (اجنه)، سادگی ممتنع دیده میشود. اشعار او در ظاهر بسیار ساده هستند اما ساختاری محکم و وزنی روان دارند که نشاندهنده مهارت او در عروض است.
تأثیر روحانی بر شاعران طنزپرداز غیرقابل انکار است
روحانی در اشعارش به سراغ موضوعاتی میرفت که شاعران کلاسیک کمتر به آنها توجه میکردند. برای مثال در بیتی که پیشتر ذکر شد، روحانی به تقابل «خامه» (قلم) و «نقش» اشاره میکند. این نشان میدهد که او به دنبال رئالیسم ادبی بوده است. در زمانی که بسیاری از شاعران غرق در تشبیهات انتزاعی بودند، او با استفاده از ترکیب «پرده نقاشی»، بر جنبه بصری و مستندگونه شعرش تاکید میورزد. این رویکرد باعث شد که اشعار او برای مردم عادی، قابلفهم و برای هنرمندان، الهامبخش باشد.
اگرچه در آن دوران جوایز رسمی به شکل امروزی وجود نداشت، اما بزرگترین افتخار روحانی، پذیرش او توسط بزرگان ادب بود. مقدمه جمالزاده بر آثار او، به مثابه یک مدال طلای ادبی است که اعتبار دائمی به اشعارش بخشید. ملکالشعرای بهار نیز در شعر خود، به دنبال ایرج میرزا و سید اشرفالدین گیلانی (نسیم شمال) از وی یاد میکند. تأثیر او بر شاعران طنزپرداز بعدی مانند ابوالقاسم حالت و عمران صلاحی غیرقابلانکار است. او راه را برای ورود زبان محاوره به ساختار جدی شعر فارسی هموار کرد و نشان داد که میتوان با زبان مردم، حرفهای بزرگ زد.
حافظه تاریخیِ لبخندهای تلخ جامعه
او در انجمنهای ادبی نظیر حکیم نظامی (وحید دستگردی)، فرهنگستان (ملکالشعرا بهار)، انجمن ادبی شیراز، انجمن ادبی آذرآبادگان، انجمن ادبی تهران، انجمن ادبی حافظ، انجمن ادبی صائب، انجمن ادبی نصر، انجمن ادبی دانشوران و دیگر انجمنها و محافل ادبی حضور فعال داشته است. همچنین روحانی در کلوپهای موسیقی و نمایش نیز هنرآفرین بود و ترانهها و اشعار فراوانی برای کنسرتها و نمایشنامهها بهگونه جدی و فکاهی آفرید.
سید غلامرضا روحانی(اجنه)، سرانجام در شهریور ماه سال ۱۳۶۴ شمسی در ۸۷ سالگی در تهران درگذشت. غلامرضا روحانی (اجنه) حافظه تاریخیِ لبخندهای تلخ جامعه ایران است. او با «کلیات» خود، آیینهای ساخت که هر ایرانی میتواند بخشی از خلقیات ملی خود را در آن ببیند. او بهراستی نقاشی بود که به جای رنگ، از کلمات برای ترسیم سیمای واقعی ایران استفاده کرد.
نظر شما