سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، طاهره مهری- مورگان شوستر کارشناس امور مالی و حسابداری(مستوفی) آمریکایی در ۲۰ اردیبهشت ۱۲۸۹ مصادف با ۱۹۱۱ همزمان با حکومت قاجار به منظور اصلاح امور مالی کشور به ایران وارد شد. او کتاب «اختناق ایران» را نوشت که این کتاب در ایران به چاپهای متعدد رسیده است. به مناسبت ۲۰ اردیبهشت و ورود او به ایران در این گزارش ایران در زمان قاجار را از زاویه دید مورگان شوستر مرور میکنیم.
ویلیام مورگان شوستر William Morgan Shuster متولد ۲۳ فوریه ۱۸۷۷ در واشینگتن بود که ۲۶ مه ۱۹۶۰ در نیویورک درگذشت. حقوقدان، ناشر و کارشناس مالی اهل ایالات متحده آمریکا که در سال ۱۹۱۱ (زمان سلسله قاجار) برای اصلاح مالیه به عنوان خزانهدار کل به استخدام دولت ایران درآمد. او در سال ۱۸۹۹ به تشکیلات گمرک کوبا پیوست. اما در سال ۱۹۰۱ استعفا داد تا به فیلیپین برود و به عنوان مسئول وصول حقوق گمرکی آن کشور در خدمت دولت آمریکا باشد. او در سال ۱۹۰۶ به عضویت هیئت عالی حاکم (آمریکایی) فیلیپین درآمد.
در سال ۱۹۱۰، زمانی که وزیرمختار ایران در آمریکا از دولت آن کشور درخواست کرد که بهمنظور اصلاح امور مالی ایران، یک کارشناس مالی را برای استخدام در دولت ایران معرفی کند، شوستر با پیشنهاد ویلیام هاوارد تفت، رئیسجمهور آمریکا (که شوستر در فیلیپین زیر نظر او خدمت میکرد) به دولت ایران معرفی شد. او در ۱۹۱۱ وارد ایران شد.
رفتار غیرقابل پیشبینی و تعهد خدشهناپذیر شوستر به انجام وظایف، باعث شد که سفارتخانههای روسیه و انگلیس در ایران که منافع اقتصادی خود را در این کشور دنبال میکردند، نسبت به او بدبین و ناراضی شوند. او پس از اولتیماتوم روسیه به دولت ایران مبنی بر عزل وی و تهدید نظامی آن کشور، ناچار شد مأموریت خود را نیمهتمام رها کند و در ابتدای سال ۱۹۱۲ میلادی ایران را ترک کند.
او پس از بازگشت به آمریکا، از سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۳۳ به عنوان مدیرعامل مؤسسه انتشاراتی قرن Company و از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۵۲ (که بازنشسته شد) به عنوان مدیرعامل شرکت Appleton-Century Crofts Inc در نیویورک مشغول به کار شد. شوستر در سال ۱۹۶۰ درگذشت.

کتاب «اختناق ایران» (String of Persia) تالیف مستر مورگان شوستر آمریکایی، خزانهدار سابق دولت علیه ایران در ۲۶ ربیعالثانی ۱۳۳۳ مطابق ۱۳ مارچ ۱۹۱۵ میلادی در مطبع حبلالمتین کلکته طبع گردید. این کتاب نخستین بار توسط ابوالحسن موسوی شوشتری و بعد توسط حسن افشار ترجمه و از سوی نشر ماهی منتشر شد.
در ابتدای کتاب فهرست مضامین قرار گرفته است. تقریظ، دیباچه، تمهید(در علت اقدام به تالیف کتاب)، مقدمه(تاریخچه مختصری از اواسط قرن نوزدهم میلادی تا ورود مستشاران آمریکایی بطهران)،
باب اول(در تصویب دولت ایران انتخاب و جلب مستشاران مالیه را از آمریکا و آمدنشان بطهران)،
باب دوم(در شرح حالات سیاسی و چگونگی امور مالیه ایران که ماها دیدیم. اقتدارات نائبالسلطنه و کابینه و مجلس، مسلک و طریقه دولت و وسائل وصول مالیات. قروض داخلی دولت. استقراضات از اجانب)،
باب سوم(در بیان مسلک و طریقه علمالنفعی که برای نظم و اصلاحات مالیه اتخاذ شده بود. قانون سیزدهم ژون ۱۹۱۱. وضع سلوک و روابط دول اجنبیه با دولت ایران. قضیه استوکس. تشکیل ژاندرمری خزانه. غرض اصلی و مقصود حقیقی معاهده ۱۹۰۷ انگلیس و روس.)
باب چهارم(اقدام و کوشش محمدعلی میرزا شاه مخلوع برای استرداد و بدست آوردن سلطنت ایران. انتریک و سازشها و اغماض روس. اقدامات نظامی برخلاف شاه مخلوع و برادرانش، فتوحات، کامیابی افواج ملی. مغلوب و مقتول شدن ارشدالدور)
باب پنجم(اقدامات نظامی و لشکری برای جلوگیری و دفع شاهزاده سالارالدوله. شکست خوردن مشارالیه از قشون دولتی. نتایجی که از ضبط نمودن دولت املاک شعاعالسلطنه را بعمل آمد. سواد مراسله خود که به تمس لندن نوشته بودم.)
باب ششم(اولتیماتوم اول دولت روس بدولت ایران. رای دادن و نصیحت کردن دولت انگلیس بقبول آن. معذرت خواستن دولت ایران. اولتیماتوم دوم روس.)
باب هفتم(بلواهای راجعه بامر نان. رد نمودن مجلس اولتیماتوم روس را. حمله نمودن و داخل شدن قشون روس بایران. نقشه مستعد شدن ایرانیان برای مقابله و مدفعه. اقدامات زنان ایران در آن امر. انفصال مجلس بواسطه تردستی و چالاکی بیست و چهارم دسمبر.)
باب هشتم(در میزان روابط و تعلقات من با دولت ایران. قتل عام (تبریز) و (رشت) و (انزلی) بتوسط قشون روس. حرکت و خارج شدنم از طهران.)
باب نهم(در خصائص و خصائل نائبالسلطنه و سایر صاحبمنصبان و مامورین دولتی. مسلک مجلس و اختصاصات آن. لیاقت و قابلیت ایرانیان.)
باب دهم(میدان دیپلماسی ۱۹۱۱-اروپا. مسلک انگلیس و روس. معاهده پوتسدام. اتحاد سری روس و آلمان لیاقت و قابلیت ایران از حیث قوای جنگی اعتراضات سرادواردگری. معاهده انگلیس و روس.)
باب یازدهم(طریقه وصول مالیات در ایران، نقشه خود برای اصلاح و نظم امور مالیه؛ ترقیات ممکنه و تکمیل راهآهن، ثروت طبیعی و منبع اصل ثروت.)
باب دوازدهم(وقایعی که پس از حرکت مستر شوستر و معاونینش از ایران بظهور پیوست بانضمام بعضی وقایع متفرقه دیگر.)
ضمیمه کتاب نیز قانون اساسی مورخه ۱۴ ذیقعده ۱۳۲۴، متمم قانون اساسی مورخه ۲۹ شعبان ۱۳۲۵، قانون مصوبه سیم مه ۱۹۱۱ راجع به تفتیش قرضه را که از بانک شاهنشاهی شده بود، در برمیگیرد.

تقریظ کتاب «اختناق ایران» به قلم مؤیدالاسلام، مدیر روزنامه حبلالمتین نوشته شده است: «اشاعه (اختناق ایران) اگر به نظر تعمق دیده شود فقط برای تغییر و تبدیل خیالات باطله عالمیان در حق ایرانیان بوده و شاید مستر شوستر تصور هم نمینمود که یک ایرانی فاضل قدردان از گوشه دکن بترجمه فارسی این کتاب مستطاب برای اطلاع هموطنان خود خواهد پرداخت.
(اختناق ایران) را بچهار حصه میتوان تقسیم نمود. دو حصه آن در مظالم ننگین روس و انگلیس و حصه سومش در مظلومیت ایرانیان و ثبوت قابلیت و لیاقت آنان برای آزادی مطلقه و حکمرانی در وطن آبائی خویش است. فقط یک حصه آن هجو ملیح بزرگان ایران و برخی عادات ناپسندیده و اخلاق ناستوده گروهی از ایرانیان است که آنهم اگر به دیده عبرت نگریسته آید تازیانه غیرتش باید گفت.
در آن موقعی که کشتی سیاست ایران را همسایگان از دو جانب چهار موجه ساخته بودند باسلوبی اشاعه یافتی و پرده از روی اعمال سیاسی شرمگین مسیو سازانوف و سِر ادوارد گری برداشتی که نتوانستند بیش از آن مظالم را در یک مملکت قدیمه که حق سیاست مدون به تمام کره ارض دارد، جاری دارند.»
ابوالحسن موسوی شوشتری در دیباچه کتاب مینویسد: «دانش و فعالیت ایرانیان قدیم همین مملکت ویران، عمران پارینه وطن همین جاهل ایرانیان امروزی، ضربالمثل تاریخ بوده. این گرفتاران قیود جهالت امروزه، اولاد همان علما و احفاد همان حکما و رجال اداره هستند که دامنه مملکت را تا پشت دیوار چین و قلب مملکت را به اسلامبول رسانیده، آثار علمیه شدن از در و دیوار ایران ظاهر و هویدا است.
اینان زادگان همان شیران بیشه شجاعتند که امروزه از روباهبازی خرسی ترسان و هراسانند و با وجود آنکه ملیونها جمعیتی را تشکیل میدهند باز اخلاقا مانند فردی میباشند که در وسط هزارها دشمن اوفتاده باشند! تفو باد بر چرخ گردون تفو/ که روبه کند تخت ما آرزو
نه. چرخ را چه تقصیر. گر تنعم چند روزی اخلاق مرا تغییر دهد و شاه و امرا و پیشوایان مسلک تنآسائی و تنپروری را اختیار نموده، پیروی نفس هوس کار نمایند و در جاده خودپسندی و لمنالملکی فرعونی قدم زن باشند. البته/ ای بسا کشور آباد که ویران گردد
آری بتدریج تنپروری در اخلاق ما سرایت کرده، ما را از طریق تربیت و تهذیب اخلاق دور و ظالم نفس بیتربیت نه. بلکه ناقابل تربیت نفس بزرگان. بزرگانیکه این لفظ پرمعنی و این لقب شریف را عبارت از آرایش ظاهری و تجملات صوری، آنهم بطریق خونخوارانه میدانستند! چنان سرمست باده غرور و خودپسندی گشته، که قلم شکسته سر این سرشکسته ناتوان عاجز از شرح و بیان است.
بقدری ظلم و جور روا داشتند و بیگنه مظلوم مردم را بزیر تیغ جلاد فرستاده. گنجینههای ایران را بیغما بردند. که ملت، اسیر زنجیر جهالت ملت، گرفتار قیود غفلت و عطلت ملت، دیگر تاب تحمل نیاورده، پیمانه صبرش لبریز گردیده، یکمرتبه بفغان آمد، دست از آستین انتقام بدرآورده، آتش انقلاب را دامن زده، راحت و آسایش را بر خود حرام گردانید. تیره ابر بلا باریدن گرفت.
در این مدت انقلاب، رجال قدیمه(آنهائیکه از آلایش تقلب و وطنفروشی دامن پاک ماندند) عدم علم و کفایت و قسمتی از رجال جدیده عدم تجربه و درایت خود را در چرخاندن عراده مملکتی ثابت نمودند. گذشته از این اصول فئودالیته (اعیانپرسی) که سالهای دراز مستحکم شده بود. به تربیتیافتگان بی لقب و امتیاز و بعالمان بیدرشکه و ساز راه نداده، کسانی مصدر امور میشدند که: شهره گردید بهر شهر خطاکاری ما
درمان دردهای ایران، مرهم زخمهای ناسور ایران؛ دارو بل نوشداروی جراحات ایران، همان مستشاران بود.
تمام اهل عالم معترفند بر اینکه اگر انتریک نه، بلکه ضدیت علنی روسها و مخالفت علی رؤسشان و غرضرانی بعضی از بزرگان نبود، امروز ایران خیلی از مراحل پرزحمت را طی کرده؛ با کمال آسودگی بسمت ارتقاء و تکامل روان میگشت ولیکن هزار افسوس که: یک باره ز هر سلسله پیوند بریدند
آخرین ضربت، ضربتی که ناموس ملی و دینی ایرانیان را تهتک نمود و لطمه که بمفاخر و شئون تاریخشان ثلمه وارد آورد، توپ خانمان ویراننمای روسها بود که، آخرین نهال امید ایرانیان را از بیخ و بن برکند، یعنی بظلم و عنف مستشاران را طرد کردند. ابرهای تیره و تاریک یاس و حرمان سرتاسر افق ایران را فرا گرفت.»
در مقدمه کتاب بعد از شرحی از پادشاهان قاجار به محمدعلی شاه میرسد و در توصیف او مینویسد: «محمدعلی شاه قاجار شاید شخص جبان و گمراه و بیآبرو و موذیترین جانور قرنهای عدیده بود که تخت سلطنت ایران را ملوث ساخت. از ابتدای اقتدارش رعایای خود را به بیعزتی و حقارت نظر مینمود و بسبب داشتن معلم روسی بدذاتی برای پایمال و لگدکوب کردن حقوق ملت بسهولت تمام نائبالحکومه و آله اجرای مقاصد دولت روس و سفیرش در ایران شده بود.
دوره سلطنت محمدعلی شاه بطریقه بسیار منحوسی آغاز و با کمال نخوت، بیاعتنایی بمجلس مینمود. آن بدگمانی و مخالفتهای علنی طرفین عمومیت پیدا کرده و مجلس مصمم شد که بعضی از آن اقتداراتیکه بزحمت زیاد تحصیل نموده بکار برد. شاه با همرازان محبوبش که وزراء و درباریان ارتجاعی بودند، عزم جزم نمود که تمام قوای جابرانه و مستبدانه سابق خود را که خاندان قاجار بآن متصف و مشهور بودند، بکار برده و برخلاف رعایا و اهل مملکت خود با مامورین دولت روس سازش و آنتریک نماید. حقیقه با روس و انگلیس برای استقراض چهار صد هزار لیره که موافق میل و رضای خود صرف و تلف نماید، محرمانه قرارداد نموده بود. ولی آن قرارداد مستور باندک زمانی مکشوف و بواسطه ممانعت و اقدامات ملاها و مجلس از تکمیل و انجام آن محروم شد.
وکلا مجلس بیشتر از پیشتر یقین حاصل نمودند که شاه و پارتیهایش، ایشان را مخلف اراده و پیشرفت مقاصد خود میدانند، باین جهه وکلا عازم شدند که اقتدارات خود را در اصلاحات لازمه امور بکار برده و مخصوصا سعی و کوشش بسیار نمودند که استقراض جدید از روس و انگلیس را مانع شوند، زیرا که آنها آن قروض روزافزون ملت ایران را، باعث خطر آزادی و استقلال سلطنت میدانستند، باین ملاحظه کوشش نمودند که مخارج شاه و اهل دربار و اطرافیانش را محدود سازند. آن تصرفات ناجایز غاصبانه را که با کمال بیدیانتی مثل دزدها در مالیات و عایدات دولتی مینموده و مثل املاک شخصی اجاره میدادند، تخفیف و اثرات مضرتبخش مسیو نوز که شخص بلجیکی و از چند سال قبل با عده از هموطنانش برای نظم گمرکات ایران جلب شده بودند خاتمه دهند. زیرا سرمایه بزرگی برای خود تحصیل و اقتدار و مداخلات بسیار مضری در دو قوه پلتیکی و مالیاتی فراهم کرده بود. مجلس در این صدد هم بود که یک بانک ملی که سرمایهاش از سهام شرکاء داخلی باشد تشکیل دهد، تا بواسطه اتکال و اتکاء به آن از استقراضات اجانب رهائی یابند.
دهم فوریه ۱۹۰۷ (۲۶ ذیحجه ۱۳۲۴) شاه مجبور شد که مسیونوز را معزول نماید. این اولین کامرانی بود که واقع و اهمیت مجلس را در انظار مردم ایران بسیار ترقی داد.
در این موقع شاه مصمم شد که از امینالسلطان معروف به اتابک اعظم، برای انجام دادن مشاغل ریاستالوزرائی، خواهش مراجعت بایران نماید. تاریخ جدید ایران شاید اتابک را مقتدرترین شخصی بداند که با تعلیمات بسیار وسیعه اروپائی، بعد از سیاحت کامل مراجعت نموده، ولی بکلی مستبد و مرتشی بود. ملاها او را بواسطه شرکت و مداخلت بیتدینانه که در دو فقره استقراض از روس بابت سنه ۱۸۹۹ تا سنه ۱۹۰۰ و سنه ۱۹۰۲ نموده بود مجرم و مقصر میدانستند و در سنه ۱۹۰۳ مجبور شد که جلاء وطن نماید. وقتی که اتابک اظهار رضایت بمراجعت نمود، دولت روس در تجدید روابط دوستی و خصوصیت و گرم گرفتن با او، فرصت را از دست نداده و مشارالیه را با کشتی جنگی خود با شایانترین اعزازات رسمی از بحر خزر به بندرانزلی ایران عبور داد. همینکه از کشتی پیاده شد اهالی رشت که مقر حکومت گیلانست، قبل از اینکه اجازه حرکت بسمت طهران باو بدهند او را مجبور کردند که بوفاداری و صداقت با اساس مشروطه ایران قسم یاد نماید.
بیست و ششم آپریل ۱۹۰۷ (سیزدهم ربیعالاول ۱۳۲۵) که اتابک مراجعت بایران نموده و وارد طهران شد، تمام شعب و دوائر دولتی را پریشان و غیرمنظم یافت، خزانه برحسب معمول خالی و در تمام مملکت شورش و هرج و مرج جاری بود. اگرچه مجلس کمابیش میدانست که چه باید بکند، ولی شاه مصمم بود که مجلسیان غیر از فقط تصویب و اجراء خیالات او اقدام بهیچ کار دیگر نکنند، اهالی اصفهان هم برخلاف حکومت
ظلالسلطان عموی شاه شورش و بلوی و شهر تبریز هم در حال انقلاب و پریشانی بود. در ماه ژون هم آن ایرانی دیوانه یعنی شاهزاده سالارالدوله تاج و تخت بطهران اعلان نمود. بعد از سه روز جنگ با افواج شاه، در همان ماه در نزدیکی نهاوند شکست خورده و دستگیر گردید.
امور و اوضاع مملکتی از بد، بدتر و دولت روس هم که هیچگاه راضی باستقرار اصول مشروطیت در ایران نبود، از ماه اوت بمداخلات خود شروع به تهدید مجلس نموده، باعثمانی هم مخالفت آغاز و یکدسته ششهزار نفری از افواج عثمانی از سرحد شمال غربی ایران عبور و تجاوز و بعد از تصرف و قبضه نمودن چندین قصبات شهر ارومیه را آشکار تهدید نمودند.

در تمامی آن مدت اتابک مشغول به نقشهکشی و بدست آوردن قرضه دیگری از دولت روس بود، چون خائف بود که مبادا مجلس تصویب نکند و بدون تصویب مجلس هم تکمیل آن قرض مشکل بود، تا او آخر اوت تقریبا در جلب موافقت اکثر وکلا، با خیال خود، کامران و کامیاب گردید. ناگاه در سیویکم اوت (بیست و یکم رجب ۱۳۲۵) وقتیکه از پارلمنت بیرون میآمد، بگلوله جوانی معروف به عباس آقای تبریزی کشته و بلافاصله عباس آقا هم خودکشی نمود.
قتل اتابک شاهد صریحی بود بر تحقق و وجود عده کثیری که قسم خورده بودند که اساس مشروطیت را حمایت نموده و کسانیکه مخالف با نمایندگان باشند از میان بردارند، اگرچه به تحمل زجر و مشقتهای سیاسی یا بکشته شدن مجرمانه منجر شود.»
در قسمتی دیگر به دلیل آمدن مورگان شوستر به ایران اشاره شده است: «اکنون میخواهم قلوب شما را به طرف نکته دیگر متوجه سازم. که چه علل و وسایل باعث جلب مستر شوستر به ایران گردید، زیرا که از اصل قضیه بخوبی مطلع و مستحضرم. از استعمال این کلمات مختصره که «چه علل و وسایلی باعث جلب مستر شوستر به ایران گردید» معذرت میخواهم، اوایل سنه ۱۹۰۹ (میلادی) اهالی ایران چون دیدند حکومت در دست سلاطینی که از خانواده ترکمانان بوده به پریشانی بدی دچار و بحالت سختی اوفتاده و بر حسب گفته خودشان بواسطه استقراضهای بسیار سنگین مملکتشان را به اجانب میفروختند، مصمم شدند که آن پریشانیها را خاتمه داده و خیالات مغرب زمینیان را پیشرو مقاصد خود ساخته روح تازه در قالب مملکتشان بدمند.
در ژوئیه ۱۹۰۹ جمادیالثانیه ۱۳۲۷ بدون خونریزی آن انقلابات خاتمه یافت، نتیجهاش این شد که محمدعلی شاه آن زمان مجبور به تحصن در سفارت روس و یک سلطنت مشروطه منظمی بجایش حکمفرما گردید، یا بعبارت اخری حکومت مشروطه که در سابق بود معاودت نمود،
ولی دولت جدید مصادف با بلیات و پریشانیهای چندی گردید. ملت ایران از چند صد سال قبل در تحت فشار استبداد مطلق زندگانی کرده بود، همان استبدادیکه عناصر حیات ملی را درهم شکسته و جوانان ایرانی را از مسافرت به [اروپا] منع میکرد و اگر کسی دم از قابلیت و استقلال یا آزادی میزد، او را معلوم یا تبعیدش میکردند. آن مملکت سرزمینی بود که مدتهای متمادیه جثهاش زیر پاشنه ظلم مستبدین پایمال و نرم شده بود، همان مستبدینی که در هر مرز و بوم قدم گذاردند تخم زندگانی ملی بسیار دیر روئیده و بارور میشود.
در همچو مملکتی بود که ملت ایران میخواست طرز رفتار جدید و منظم مطابق قانونی برای خود اختیار کند. چون این نکته را هم ملتفت شده بودند که آناً نمیتوانند نظم کامل و قانون را در مملکت خود جاری و ساری بدارند. با یکدیگر میگفتند (منهم بصحت گفتارشان معترفم) باید به ممالک مغربی رفته، دروس ابتدائیه خود را در نظم و اصلاح ادارات کشوری تکمیل نمود و باید مردمانی را بدست آورد که اداراتمان را منظم و طبقه جدیدی از صاحبمنصبان ایرانی را تربیت نمایند.
خانمها، آقایان ایرانیان در خیالات و جلب منافع خود فقط متابعت از ژاپونیها مینمودند، چنانکه ژاپونیان مستشاران اجنبیه یعنی مغرب زمینی را جلب نمودند، تا دروس مغرب زمینیان را به ایشان بیاموزند. در این مجمع آیا کسی هست که بطرف ژاپونیان سنگ بیندازد(یعنی ایشان را ملامت نماید؟)
بهرحال اولین امر مهمی که اصلاح آن را در نظر داشتند اصلاح همین مالیه بود.»
مورگان شوستر بلافاصله بعد از بازگشت از ایران، خاطراتش از کار در ایران را که هشت ماه طول کشید، در کتاب «اختناق ایران» نوشت. این کتاب بعدا یکی از منابع اصلی تاریخی مرتبط با مشروطه شناخته شد.
نظر شما