سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی:شاید تصور رایج از زندگی ادیبان و نویسندگان، انزوایی خودخواسته در اتاقهای پر از کتاب و سکوتی سنگین باشد، اما تاریخ ادبیات معاصر ایران، روی دیگری هم دارد. رویی که در آن بوی کاغذ با عطر چای دونفره میآمیزد و بحثهای تند نقد ادبی، به لبخندی در آستانه در ختم میشود.
در روزگاری که مفاهیمی مثل «عشق» گاه در هیاهوی دنیای مدرن رنگ میبازند، بازگشت به قصه آدمهایی که «عشق ایرانی» را در عمل معنا کردند، هم فال است و هم تماشا. آنها که در این گزارش معرفی میکنیم، فقط شریک سقف و سفره نبودند؛ آنها «ویراستارِ» زندگی یکدیگر بودند. از خانلریها که در دانشکده عاشق شدند تا هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری که میان داستان و واقعیت پل زدند. اینها روایتگرِ عشقی هستند که نه با تپشهای تندِ زودگذر، بلکه با صبوریِ تحقیق و مداومتِ نوشتن صیقل یافته است. بیایید پنجرهای باز کنیم به خانههایی که در آنها، کتابها شاهدان صادق وفاداری بودند.
سیمین دانشور و جلال آلاحمد؛ پیوند ادبیات و اعتراض
سیمین و جلال بیشک مشهورترین زوج ادبی معاصرند. اهمیت سیمین به عنوان نخستین زن نویسنده مدرن ایرانی و جلال به عنوان متفکر و منتقد اثرگذار، وزنه سنگینی به این پیوند داده است. آشنایی آنها در بهار ۱۳۲۷، زمانی رخ داد که هر دو در اتوبوس مسیر شیراز به تهران بودند؛ سیمین از سفر برمیگشت و جلال مسحورِ هوش و کلام او شد. با وجود مخالفتهای پدر جلال (به دلیل خانواده متجدد سیمین)، آنها در سال ۱۳۲۹ ازدواج کردند.
این زوج فرزندی نداشتند و جلال در کتاب «سنگی بر گوری» با صراحتی تکاندهنده به همین موضوع و تنشهای پیرامون آن پرداخته است. یکی از زیباترین اسناد همسخنی این دو، نامههایی است که در زمان سفر تحصیلی سیمین به آمریکا میانشان رد و بدل شده؛ نامههایی سرشار از دلتنگی، بحثهای روشنفکری و توصیف جزئیترین مسائل روزمره که نشاندهنده عمق پیوند فکری آنهاست. سیمین تا پایان عمر (بیش از ۴۰ سال پس از جلال) یاد و میراث او را زنده نگه داشت.
عبدالحسین زرینکوب و قمر آریان؛ همسفران کوی رندی
عبدالحسین زرینکوب، ستون استوار تاریخ و نقد ادبی، و قمر آریان، از پیشگامان نقد ادبی زنان، در محیط دانشگاه تهران با هم آشنا شدند. آنها در سال ۱۳۳۲ ازدواج کردند و بیش از ۴۰ سال، در تمام سفرهای علمی و مطالعاتی، همسنگر یکدیگر بودند. این زوج نیز فرزندی نداشتند و تمام عشق و توجه خود را معطوف به تحقیق و کتابهایشان کردند.
آشنایی آنها از کلاسهای درس آغاز شد و به همکارانی تبدیل شدند که حتی در نوشتن مقالات به هم مشورت میدادند. قمر آریان نقل میکرد که «عبدی» (آنگونه که او را صدا میزد) همیشه اولین مخاطب نوشتههای او بود. زندگی آنها نمونهای از آرامش و وقار بود؛ بهطوریکه خانه آنها به محفلی برای اهل فضل تبدیل شده بود. پس از درگذشت زرینکوب، قمر آریان با صبوری میراث عظیم او را سر و سامان داد.
هوشنگ گلشیری و فرزانه طاهری؛ روایتگرانی در آینه هم
هوشنگ گلشیری، معمار داستان مدرن ایران، و فرزانه طاهری، مترجم برجسته، نیز از دیگر زوجهای مشهور ادبیات معاصر ایراناند. آنها در سال 1358 ازدواج کردند و اهمیت فرهنگی پیوند و همنشینی سالیانشان در این است که فرزانه همواره دقیقترین منتقد آثار هوشنگ بود و هوشنگ، مشوق اصلی فرزانه در ترجمه آثار فاخر جهانی.
حاصل این ازدواج دو فرزند به نامهای غزل و باربد است. یکی از خاطرات ماندگار این زوج، روحیه خستگیناپذیر آنها در سالهای سخت دهه شصت و هفتاد است؛ زمانی که خانهشان پناهگاه نویسندگان جوان بود. فرزانه طاهری پس از مرگ زودهنگام گلشیری، با تاسیس بنیاد گلشیری، یکی از مهمترین جوایز ادبی ایران را اداره کرد تا چراغی که همسرش افروخته بود، خاموش نشود.
کریم امامی و گلی امامی؛ ویراستاران زندگی
کریم امامی، مترجم و منتقد تراز اول و بنیانگذار ویراستاری نوین، و گلی امامی، مترجم محبوب، زوجی بودند که مفهوم «فرهنگ» در زندگی روزمره آنها جریان داشت. آنها در اواخر دهه ۳۰ آشنا شدند و زندگیای را آغاز کردند که محور آن کتاب بود. حاصل این پیوند دو دختر به نامهای هستی و مانا است.
یکی از جذابترین بخشهای زندگی آنها، راهاندازی کتابفروشی «زمینه» در محله تجریش بود. این کتابفروشی نه فقط یک مغازه، بلکه به همت این زوج به پاتوقی فرهنگی تبدیل شد که نویسندگان و هنرمندان در آنجا گرد هم میآمدند. گلی امامی همواره از دقت وسواسگونه کریم در کار و طنز ظریف او در زندگی مشترک یاد میکند. پیوند آنها تا آخرین لحظه حیات کریم در سال ۱۳۸۴ با همان طراوت باقی ماند.
مهدی محقق و نوشآفرین انصاری؛ پیوند ادبیات و کتاب
مهدی محقق، از بزرگان ادبیات و لغت و فلسفه، و نوشآفرین انصاری، مادر کتابداری نوین و از بنیانگذاران شورای کتاب کودک، زوجی هستند که بیش از نیم قرن است در اوج احترام و تواضع زندگی میکنند. آنها در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران با هم آشنا شدند؛ زمانی که نوشآفرین تازه از فرنگ برگشته بود و محقق در کسوت استادی بود.
فرزندان آنها از جمله آرش محقق، خود از چهرههای موفق علمی هستند. نکته جالب در زندگی این دو، تقسیم کار دقیق و حمایت بیدریغ از فعالیتهای اجتماعی یکدیگر است. محقق همواره با افتخار از خدمات همسرش در حوزه ادبیات کودک یاد میکند و نوشآفرین انصاری نیز در کنار مدیریت پروژههای بزرگ فرهنگی، همواره تکیهگاه علمی و عاطفی همسرش بوده است. زندگی آنها الگویی از سازگاری و تکاملِ دوجانبه است.
مظاهر مصفا و امیربانو کریمی؛ قصیدهسرایان عشق کلاسیک
مظاهر مصفا، از بزرگترین قصیدهسرایان معاصر و استاد برجسته ادبیات، و امیربانو کریمی، چهره ماندگار و متخصص نقد ادبی و سبکشناسی، زوجی بودند که ادبیات کلاسیک ایران در خانهشان نفس میکشید. امیربانو، فرزند امیری فیروزکوهی (شاعر مطرح معاصر) بود و آشنایی آنها در محیط دانشگاهی و محافل ادبی تهران شکل گرفت. پیوند آنها در سال ۱۳۳۷، پیوند دو خانواده اصیل ادبی بود.
حاصل این ازدواج چهار فرزند به نامهای علی (بازیگر و کارگردان سرشناس)، گلزار، کیمیا و اسماعیل است. فضای خانه آنها همواره مملو از شعر و بحثهای فاضلانه بود؛ علی مصفا در خاطراتش میگوید که صدای مشاعرهها و نقد اشعار در خانه آنها هرگز قطع نمیشد. این زوج بیش از ۶۰ سال با وقار و احترام در کنار هم زیستند. امیربانو همواره با ظرافت، تندیهای شاعرانه مصفا را تاب میآورد و مصفا نیز در اشعارش به شکلی پوشیده و نجیبانه، شکوه همسرش را میستود.
پرویز ناتل خانلری و زهرا کیا؛ پیوند سخن و تحقیق
پرویز ناتل خانلری، مرد چندوجهی ادبیات (شاعر، ادیب، زبانشناس و بنیانگذار مجله سخن)، و زهرا کیا (خانلری)، پژوهشگر و نویسنده پیشگام، از تاثیرگذارترین زوجهای فرهنگی تاریخ معاصرند. آنها هر دو از دانشجویان نخستین دوره دکتری ادبیات فارسی در دانشگاه تهران بودند و همانجا، در سال ۱۳۲۰، سنگبنای زندگی مشترکشان را گذاشتند. اهمیت آنها در این است که زهرا کیا نهتنها همسر، بلکه همکار و بازوی فکری خانلری در تدوین آثاری چون «فرهنگ تاریخی زبان فارسی» و اداره مجله جریانساز «سخن» بود.
آنها صاحب دو فرزند به نامهای ترانه و شهرآشوب شدند (که شهرآشوب در جوانی درگذشت و داغش بر دل آنها ماند). یکی از خاطرات جالب زندگی آنها، همکاری نزدیکشان در دورههای پرفشار کاری بود؛ زهرا کیا با فداکاری، بخشی از کارهای پژوهشی همسرش را بر عهده میگرفت تا او بتواند به امور فرهنگی کلانتر برسد. خانلری در خاطراتش همواره از درایت و دانش همسرش به عنوان تکیهگاهی استوار یاد کرده است.
این زوجها به ما آموختند که عشق در دنیای ادبیات، تنها یک کلمه در دیوان شاعران نیست؛ بلکه صبوری در تحقیق، همفکری در نوشتن و ایستادگی در برابر ناملایمات زمانه است. آنها ثابت کردند که وقتی دو جان آگاه در کنار هم قرار میگیرند، حاصل آن نه فقط یک زندگی مشترک، که یک میراث ماندگار برای یک ملت خواهد بود. سپندارمذگان بر تمام کسانی که عشق را با آگاهی پیوند میزنند، خجسته باد.
نظر شما