همایش «گفتوگو با قصر آسمانی» اینطور شروع نشد. عقبتر برمیگردیم. کودکان و نوجوانان ایرانی و چینی همراه پدرومادرشان از راهِ فضایی رد شدند و به ورودی سالن غدیر رسیدند. چه راه فضایی زیبایی هم بود. تاریکوروشن، با تصاویری از سیارهها و چراغهایی که حسوحال آسمان را به مخاطب منتقل میکرد. همه در حال رفتوآمد بودند: یکی با گوشی همراهش، هماهنگیها را انجام میداد و دیگری برگه به دست مهمانان را راهنمایی میکرد. این یک ارتباط جهانی بود یا بهتر است بگویم میانجهانی بود: بین زمین و آسمان. فیلم سینمایی «میانستارهای» اثر کریستوفر نولان را دیده یا دربارهاش چیزی شنیدهاید؟ در سالن غدیر مرکز آفرینشهای فرهنگیهنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب تهران، یک ارتباط از نوع میانجهانی در حال رخدادن بود؛ بین جهان خاکی و جهان ناشناختههای بالای سرمان و حتی پایین پایمان. تا به حال به این فکر کردهاید که به دلیل گِردبودن زمین، در پایین پایمان هم فضا داریم؟
نمیدانم در آن لحظه که بچهها در ردیفهای جلویی مینشستند و بزرگترها در ردیفهای بالایی در سر مهمانان چه بود. بچهها حتما داشتند با شوقوذوق یا حتی اضطراب و هیجان برای تحقق رویایشان، خیالپردازی میکردند؛ اما بزرگترها چه در سر داشتند؟ آیا برای آنها هم جالب بود که قرار است با فضانوردان به صورت آنلاین صحبت کنند؟ آیا در کودکی وقتی همقدِ بچهشان بودند با ماه صحبت میکردند؟ چه حیف میشود که وقتی بزرگ میشویم، خیال و رویای فضاییمان آب میرود.
دستاندرکاران ایرانی و چینی آخرین تلاشهایشان را برای برگزاری برنامه انجام میدادند. چند مرد چینی در کنار من ایستاده بودند و صحبت میکردند. نمیدانستم چه میگویند؛ اما راستش من حتی در این سالن کلام ایرانیها را هم خوب نمیفهمیدم، چون در سرم داشتم زودتر از بقیه به سفینه «شن ژئو ۱۵» میرسیدم: با کتابها.
به یاد کتابهای نجوم افتاده بودم. صفحاتی که پر از کلمات علمی بودند و از فضا برایمان میگفتند. چندنفر میتوانند واقعا جای فضانوردان امروز باشند و در سفینه بنشینند یا تلوتلو بخورند و به اکتشافشان برسند؟ میگویید این تعداد کم است؟ به نظر من این تعداد زیاد است، شاید به اندازه همه مردم دنیا. فقط کافی است کتابهای علمی را به دستشان برسانیم و آنها را با تصاویر و کلمات فضایی تنها بگذاریم. کشفکردن که فقط شناختن سیارهها، ستارهها، کهکشانها و سیاهچالههای جدید نیست. اکتشاف ما شاید این است که بهتر اطرافمان را ببینیم و به منبعی برسیم که اسرارآمیز است! به خالق همه این دم و دستگاهها.

چانگ هوآ، سفیر جمهوری خلق چین در ایران پشت تریبون رفت و به بچههای ایرانی سلام کرد و گفت: «بسیار خوشحالم که به دوستان نوجوان در سراسر ایران برای گفتوگو با فضانوردان چینی ملحق شدیم. تا لحظاتی دیگر چندفضانورد ساکن و مشغول به کار در ایستگاه فضایی تجربیات خود را به ما میگویند. من هم مثل شما درباره فضای دوردست سرشار از کنجکاوی و اشتیاق هستم.». عکسها گرفته میشدند. چیکچیکچیک. او ادامه داد: «عمر خیام، این شاعر بزرگ ایرانی قرن یازدهم، اغلب به ستارگان نگاه میکرد و برایش سوالهایی ایجاد میشد. او نه تنها ریاست ساختمان رصدخانه را برعهده داشت؛ بلکه تقویم را نیز تنظیم کرد. من متوجه شدم که در سالهای اخیر صنعت فضایی ایران پیشرفت پایداری داشته و چندین ماهواره به فضا پرتاب کرده که یکی از آنها به نام خیام نامگذاری شده است.».
سفیر چین در پایان گفت: «ایستگاه فضایی «تیانگوگ» (خانه فضایی) مردم چین، در مداری به ارتفاع ۴۰۰ کیلومتر بالاتر از زمین قرار دارد و بر زمین نظارت دارد و درهای آن به روی دنیا باز است. امیدوارم جوانان چین و ایران مانند فضانوردان به کاوش و تمرین ادامه دهند و برای تحقق رویای بشر با یکدیگر همکاری کنند.».
چانگ هوآ به عمر خیام اشاره کرد. حکیم ابوالفتح عمربن ابراهیم الخیامی مشهور به «خیام» فیلسوف، ریاضیدان، منجم و شاعر ایرانی بود که کارهای بزرگی در زمینههایی که دانشش را داشت انجام داده بود. نوجوانان علاقهمند به دانستن درباره او و زندگی و فعالیتهایش میتوانند کتاب «خیام نیشابوری» اثر مهناز بهمن را که انتشارات مدرسه منتشر کرده است بخوانند. برای اینکه آرزوهای فضاییمان را برآورده کنیم و درهای آینده را باز کنیم باید قبل آن، از درهای گذشته عبور کنیم و درباره دانشمندانمان بدانیم.

او ضمن سلام به حاضران در این جلسه علمی باشکوه بخصوص کودکان و نوجوانان چینی و ایرانی خلاق و نوآور گفت: «اتفاق امروز برای مکاشفه در آسمان از سوی نوجوانان کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای را یکی از نیکترین رخدادها دانسته و آن را فرصتی قلمداد میکنیم برای وحدت و همسویی در آغاز جریان علمی از سوی کشورهایی که پیشینه فرهنگی چندهزارساله غنیشان، آثاری عظیم در دنیا بر جای گذاشته است؛ از ادبیات و هنر تا معماری، ریاضی، نجوم و بسیاری موارد دیگر.».
حامد علامتی در پایان گفت: «صمیمانه میگویم با دیدن تکتک شما بسیار به روزها و سالهای پیشرو امیدواریم. روزهایی نه چندان دور که نهال اندیشه و حرکتی که امروز کاشته و میکارید، بارور خواهد شد. روزی که تمام دنیا خواهند دید فرزندان ایران پرچمدار و پیشگام صلح، آرامش، تعالی و اعتلای انسانیت در جهان خواهند بود. آن روز یادمان میماند که از آغاز خلقت وقتی آسمانها متولد شدند، خورشید از شرق طلوع خواهد کرد؛ از مشرق زمین. همه با هم برای علمآموزی، کشف و اختراع چیزهای جدید پیش میرویم. کانون امیدوارانه در این مسیر علمی در کنار شماست.».
(1).jpg)
مجری نیز پس از صحبت بچهها کتاب «خداحافظ عمومیر» به قلم حمید نواییلواسانی را که انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده است، معرفی کرد. این اثر درباره ایستگاه فضایی «میر» است. این کتاب را خوانده و حتی مصاحبهاش را هم خودم گرفته بودم. حمید نواییلواسانی در سالن غدیر حاضر بود و بچهها و بزرگترها به افتخارش دست زدند. به یاد وقتی افتادم که از او پرسیدم چرا دوست داشت از عمومیر بنویسد و گفته بود: «حدود 10 سال پیش وقتی که روسها بخاطر عدم تجهیزات و پیر شدن قطعات و خطرناک بودن ایستگاه مداری «میر»، آن را از مدار خارج کردند و به جای آن، ایستگاه جدیدی در مدار قرار گرفت، برای من این موضوع جرقه زده شد که آیا این دو ایستگاه میتوانند با هم رابطهای برقرار کنند؟ ذهن نویسنده، ذهنی آمیخته با طرح و توطئه است؛ یعنی برای هر چیزی رابطه علت و معلولی و داستان و روایت میسازد. همانموقع ذهن من را درگیر کرد که آیا اینها میتوانستند باهم ارتباطی برقرار کنند؟ اگر ارتباطی وجود دارد چه میتواند باشد؟ کل این داستان را در یک خط نوشتم و کنار گذاشتم. ذهن من به شدت درگیر رابطه بین این دو شد و به هر حال سالها گذشت تا موقعی که این داستان دوباره به ذهنم هجوم آورد تا تمامش کنم. خیلی هم به سرعت آماده و نوشته شد.»
در بخش بعدی مراسم، از رامین کمالیمقدم، نماینده سازمان فضایی ایران دعوت شد تا چنددقیقهای حرفهای علمی برای بچهها بگوید. او ضمن بیان اینکه این برنامه بیشک سالها در ذهن نوجوانان میماند و تأثیر عمیقی دارد، گفت: «نسل آینده هر جامعهای را نوجوانان آن میسازند؛ هرچه این جوانان و نوجوانان درباره دنیای حرفهای اطراف خود آگاهتر باشند تصمیمهایی که در آینده میگیرند صحیحتر و تأثیرگذارتر بوده و جامعه نیز از آن سود خواهد برد. ایستگاههای فضایی نقش بسیاری در سرنوشت زمین دارند. آنها علاوه بر اینکه بستری برای انجام آزمایشهای طولانیمدت در محیط جاذبه ناچیز در حوزههای متفاوت مانند بیولوژی، کشاورزی، شیمیایی، صنعتی اخترفیزیک، علم مواد، آبوهوای زمین و غیره را فراهم میکنند، محل مناسبی برای مشاهده و نظارت بر زمین و سایر کرات و ستارهها نیز هستند.».

اما بچهها نمیگذارند حتی همین کار خبرنگاری هم خشک و رسمی پیش برود. آنها من را مجبور میکنند که از بازیگوشیهایشان بنویسم؛ وقتیکه پسربچهای خودش را در تصویر بزرگ دوربین میبیند و میگوید: «سلام خودم. خوبی خودم؟»
بالاخره در زمان معینشده، ارتباط با پکن برقرار و برنامه رسمی آنها نیز آغاز شد. چند سخنرانی در آنجا نیز انجام شد. به تصویر دقیقتر نگاه کردم. دو مجسمه به شکل فضانورد روی تریبون قرار گرفته بود. احتمالا از گذشته تا حالا فضانوردان بسیاری اسباببازی شدهاند و در دست بچهها، آرزوهای آنها را میپرورانند. مهشید قاسمی، نوجوان دوازدهساله اصفهانی هم داشت آماده میشد تا به وقتش، پرسشش را از فضانورد بپرسد. کودک چینی کلاس چهارم در پکن از فضانوردی که در آنجا حضور داشت درباره رشد گیاهان در سفینه پرسید که چطور بدون نور رشد میکنند و فضانورد به او گفت که از لامپهای سفینه برای رشد گیاهان استفاده میکنند. نوجوان هندی نیز درباره آشغالهای تولیدشده در سفینه پرسید. اما صحبت اصلی با دو فضانورد مستقر در ایستگاه فضایی چین بود. آنها را دیدیم. اتصال برقرار شده بود. همه بادقت به تصویر روبهرویشان خیره شده بودند. نوجوانان کشورهای عضو سازمان همکاریهای شانگهای از جمله قزاقستان، قرقیزستان، پاکستان، روسیه، تاجیکستان، ازبکستان، بلاروس و مغولستان سوالات خود را پرسیدند: هر سوال جالبتر از سوال بعدی.


نظر شما