لیانید آندرییف در «یادداشتهای شیطان» نشان میدهد که چگونه شر در دنیای انسان، اداری، سازمانیافته و قانونی شده است و در چارچوب فرمها، قراردادها و روالها، بیهزینه و بدون عذاب وجدان پیش میرود. شیطان هنوز در حال و هوای وسوسههای سنتیست، ولی انسان مدرن شر را به نسخهای مؤثرتر ارتقا داده و همین عقبماندگی شیطان، طنز تلخ رمان را میسازد.
شاید هنوز در تعریف دوستی سردرگم باشیم، چه آنکه ارسطو باور داشت دوست، منِ دیگر است اما احتمالاً حقیقت کامل در ناتوضیح مونتنی است که گفت اگر اصرار کنند که بگویم چرا دوستت دارم، فقط میتوانم بگویم که «چون تو، تو بودی، چون من، من بودم.»