هنر و ادبیات - البته نه هنر و ادبیات سطحی و آبکی و سانتیمانتال و فرمایشی - ساحتیست که همه در آن، حتی بهرغم نیت خالق اثر، مجال بروز و ظهور مییابند و صاحب صدا میشوند. برای شنیدن این صداهای متنوع و متعارض باید دمی سکوت کرد و از یکریز و شتابزده حرفزدن و حکمدادن - ولو بهقیمت از دست دادن جایگاه و خیل هواداران - دست کشید. آنوقت است که میتوان صدای اندیشۀ پنهان در اعماق هنر و ادبیات را شنید. مسئله این نیست که هنر و ادبیات فکر نمیکنند؛ مسئله این است که فکر عجول، هنر و ادبیات را تاب نمیآورد.