رویکرد اصلی اسوندسن در این کتاب این است که شر را نه میشود توجیه کرد و نه باید توجیه کرد و نه باید آن را پذیرفت بلکه باید با آن مبارزه کرد. او برای این هدف در سطح پدیدارهای شر باقی میماند، چون معتقد است شر یک مسئله صرفاً نظری نیست بلکه یک مسئله کاملاً عملی است.
«نیمن» دست به نگارش تاریخ فلسفه، با محوریت موضوع «شر»،پرداخته است. او در مطالعه خود نشان میدهد تغییرات دیدگان انسان، بهخصوص انسان غربی، در رابطه با مفهوم شر، منجر به تحولاتی بنیادین شده که در عموم تاریخنگاریهای فلسفه، نادیده گرفته شدهاست