بهگفته سیدعباس صالحی: «دکتر دادبه از جمله اندیشمندانی بود که گرچه آموزش دانشگاهی خود را در حوزۀ فلسفه پی گرفت، اما دلبستگی عمیق و صمیمانهای به ادبیات فارسی داشت. این تعلق خاطر صرفاً یک علاقۀ شخصی نبود، بلکه از درکی عمیق نسبت به جایگاه ادبیات در فرهنگ و هویت ایرانی سرچشمه میگرفت.»
سیروس شمیسا تنها یک نام در فهرست اساتید دانشگاه نیست؛ او یک «جریان» است. مردی که با جسارت علمی، غبار قرون را از چهره عروض و بدیع زدود و با چراغ روانشناسی یونگ به تاریکخانه «بوف کور» رفت. در این گزارش، میراث مردی را بررسی میکنیم که ادبیات فارسی را از مدح و ذمهای ذوقی به سمت تحلیلهای روشمند و علمی سوق داد.