سیاوش کسرایی
-
بازخوانی منظومه جاودانه سیاوش کسرایی؛
آرش کمانگیر؛ برآیند خون، خاک و خورشید
منظومه «آرش کمانگیر» سیاوش کسرایی، فقط یک روایت شعری از یک اسطوره کهن نیست؛ بلکه بزنگاهی است که در آن سیاست، ساختارگرایی و اسطورهشناسی در هم میتنند تا شکوه ایران را از میان خاکستر شکست، بازآفرینی کنند. در این یادداشت، با گذر از لایههای ایدئولوژیک و واکاوی ساختارِ روایی بر اساس الگوی «گرماس» و پیوندهای پنهان با «میترائیسم»، به این پرسش پاسخ میدهیم که چگونه کسرایی توانست از یک پهلوان باستانی، نمادی ابدی برای «ایران» بسازد که هنوز پس از دههها، تیرش در آسمان جان ایرانیان در پرواز است.
-
وقتی بغض کسرایی در شوروی ترکید
امروز زادروز سیاوش کسرایی است و این عکس یادآور روایتی تلخ و تکاندهنده از دیدار این شاعر مطرح با محمدرضا شجریان در مسکو است که پرده از فرجامِ دردناک آرمانهای سیاسی برمیدارد. کسرایی که با سودای مدینه فاضله مارکسیستی به شوروی پناه برده بود، در دیداری با خسرو آواز ایران، با چشمانی اشکبار پیغامی هولناک برای هوشنگ ابتهاج (سایه) فرستاد: «ما فریب خوردیم؛ اینجا هیچ خبری نیست!» این عکس، یادآور لحظهایست که شاعرِ «آرش کمانگیر» در بنبست غربت، همسنگرانش را از ادامه راهی که به ویرانی ختم شد، منع کرد.