ایران باستان
-
اندیشهورزی ایرانی که مرزهای جهان باستان را درنوردید
مانی، پیامبر و نقاش
علی نیکویی نوشت:اهمیت مانی برای تاریخ ایران تنها به زادگاه و محیط سیاسی فعالیت او محدود نمیشود، سرگذشت او نشان میدهد که ایران باستان افزون بر جایگاه سیاسی و اقتصادی خود یکی از کانونهای شکلگیری، پرورش و انتقال اندیشههای دینی و فرهنگی بود؛ اندیشههایی که گاه از مرزهای سرزمین خاستگاهشان بسیار فراتر رفتند و در محیطهای تازه دگرگون شدند.
-
سرنوشت روان پس از مرگ در جهانبینی ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی؛
پس از مرگ چه اتفاقی میافتد؟
علی نیکویی نوشت:مرگ در جهانبینی زرتشتیِ دورهٔ ساسانی پایان کامل انسان نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه در سرنوشت اوست. آنچه با مرگ دگرگون میشود وضعیت انسان در جهان مادی است؛ اما روان از میان نمیرود و وارد مسیری مرحلهمند میشود که در صورتبندیهای متأخر زرتشتی از دورهٔ نخست پس از مرگ بهسوی داوری و تعیین جایگاه اخروی ادامه مییابد؛ بنابراین مرگ نه گسستی بیمعنا، بلکه گذار از یک وضعیت هستیشناختی به وضعیت دیگر است.
-
درباره «ایران باستان به روایت موزه بریتانیا»؛
ایران باستان در قاب موزه بریتانیا
کتاب «ایران باستان به روایت موزه بریتانیا» نوشته جان کورتیس، مجموعهای از آثار تاریخی ایران در موزه بریتانیا را معرفی و تصویری فشرده از تاریخ و فرهنگ ایران باستان ارائه میکند.
-
جایگاه انسان در جهانبینیِ ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی؛
اما اکنون نوبت انسان است!
علی نیکویی نوشت: انسان در نبرد کیهانی در جبههای ازپیشتعیینشده و بدون امکان انتخاب قرار ندارد؛ جایگاه او با انتخابهای اخلاقی خودش شکل میگیرد؛ در جهان ایرانیِ زرتشتی سرنوشت کیهان فقط در آسمان رقم نمیخورد، بخشی از آن در انتخاب هر انسان تعیین میشود.
-
تصور ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی از زمان و تاریخِ جهان؛
زمان از کجا آمد؟
علی نیکویی نوشت: زمان در جهان زرتشتی برای پیروزشدن شر آفریده نشده است؛ زمان میدان موقتیِ نبردی است که از پیش برای پیروزی نهایی خیر محدود شده است. در این معنا پایان زمان تاریخی نه پایان آفرینش، بلکه پایان وضعیت ناقص آن و آغاز جهانی نو، بیمرگ و کامل است.