افسانه نجاتی
-
یادداشتی از افسانه نجاتی، پژوهشگر و مترجم فلسفه؛
الگویی پنهان برای بودنِ انسان
میلاد نه واقعهای استثنایی، بلکه الگویی پنهان برای بودنِ انسان است: اینکه معنا، نه از راهِ قدرت، که از راهِ پذیرش حاصل میشود؛ اینکه هستی، در ژرفترین لایهی خود، با فروتنی سخن میگوید. هر تولد، حاملِ امکانی است که همزمان، وعده و خطر را در خود دارد؛ و تا زمانی که چنین امکانی—حتی به نحوی لرزان—پدیدار میشود، زمان به تمامی بسته نمیشود و زندگی، هرچند بیاطمینان، همچنان ادامه مییابد؛ نه در غیابِ رنج، بلکه در آگاهی از آن.
-
یادداشت افسانه نجاتی درباره شب به مناسبت یلدا؛
شبی که زمان در آن درنگ میکند
افسانه نجاتی نوشت:یلدا شبی نیست که صرفاً طولانیتر باشد؛ شبی است که زمان در آن درنگ میکند، انگار جهان برای لحظهای از حرکت بازمیایستد تا تاریکی را تمامقد تجربه کند. در این مکثِ کشدار، نور غایب نیست، فقط هنوز نرسیده است. یلدا لحظهایست میانِ نبودن و هنوزبودن؛ آستانهای که انسان در آن میآموزد چگونه با فقدان همنشین شود، بیآنکه امید را ترک کند.