«در باب جباریت» با استفاده از موقعیت تاریخی یکتایی که جباریتهای مدرن (یا حکومتهای توتالیتر) موجد آن بودند، جباریتهایی که در نهایت، بنیاد خود را در نوعی ایمان جنونآمیز به فتح طبیعت، بهبود زندگی انسان، و تغییر جهان در لایه تاریخ دنیوی و جامعه سیاسی مییافتند، به این بصیرت منجر میشود که حیوان سیاسی والاترین امکان انسانی نیست و بدینترتیب، به ایده فلسفه بهمثابه نوعی شیوه زندگی مشروعیت میبخشد.
ماکیاولی از پیشگامان عصر مدرن است، و اشتراوس به ما نشان میدهد که چرا ماکیاولی شایسته این عنوان است؛ او هم درک سنتی از فضیلت را تغییر داد هم درک از حقیقت را. فضیلت و حقیقت ماکیاولی با فضیلت و حقیقت سنتی متفاوت است.