یکشنبه ۱۹ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۸
روایتی تاریخی با بن‌مایه عاشقانه از قلب جنگل‌های سرسبز شرقی

گیلان- کتاب «هیبت؛ عروس جنگل‌های شرقی» به قلم فاطمه تهیدست خلیل سرایی توسط انتشارات تاریخ اندیش در شهر رشت منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در رشت، این کتاب بر اساس مستندات تاریخی و مصاحبه با اقوام و خویشاوندان باقی مانده از هیبت که بسیاری از خاطرات و زندگینامه او را نسل به نسل در ذهن سپردند؛ نگارش یافته است. لذا اولین اثر مستقل در ارتباط با زندگینامه و مبارزات هیبت محسوب میشود. این کتاب به شخصی‌های تاثیر گذار بر او پرداخته و به بسیاری از ابهامات و اتهامات مربوط به او پاسخ میدهد.

کتاب با نثر روان و داستانی هر مخاطبی را مجذوب خود کرده و وارد فضای تاریخ مورد بررسی میکند. پیوست این کتاب نیز حاوی تصاویر شبیه سازی شده از هیبت و اعضای خانواده او و دیگر شخصیتهای تاثیر گذار بر او و همچنین مکان زندگی او میباشد. انتشارات تاریخ اندیش، ناشر تخصصی کتاب در حوزه تاریخ ایران در خطه گیلان است که تاکنون بیش از حد ده جلد کتاب در حوزههای تخصصی تاریخ ایران به چاپ رسانده است و البته نشریه تخصصی نیز در این حوزه دارد.

در دورانی که آثار جنگ ویرانگر بر سر مردم سایه افکنده بود. فقر، فساد، قحطی، بیکاری و انواع بیماریهای مُسری در سرتاسر گیلان و ایران بیداد میکرد و حنجرة بغض آلود اهالی را می فشرد، مالکین و اربابان زالو صفت به نوعی دیگر خون رعیت را میمکیدند. رعیتی که علاوه بر محرومیت از کمترین امکانات بهداشتی و درمانی و رفاهی و تحصیلی و نداشتن زمین و خانه و یکدست لباس، حق داشتن ناموس خویش را هم نداشتند. این تمام قصه نبود، رعیت علاوه بر اینکه از احشام ارباب بدون اجرتی مراقبت میکردند و علوفه‌هایشان را تامین و مایحتاج مهمانان عیاششان را فراهم می ‌کردند، باید آذوقه و بساط بزم قزاقهای روس و سربازان انگلیس و قزاقهای دولتی و راهزنان تفنگداری که در این آشفته بازار از آب گل آلود ماهی میگرفتند را هم تهیه کنند و در صورت امتناع مورد چپاول قرار گرفته و بعد از بردن تمام هستی و نیستیشان و دزدیدن زن و دخترکانشان، خانه و کاشانهیشان را به آتش می کشیدند و اعضای خانواده را قتل و عام می کردند. ترس، دلهره، اضطراب و گاه صدای تکان شاخ و برگی فرسایش روح خستهیشان بود.

در چنین ناامنی دخترکی پا به این دنیای ترس آور گذاشت و با کشیدن قد، ناعدالتیها را با پوست و گوشتش احساس کرد. پس با دیدن این همه ستم باید او آستین‌های همت را بالا می زد و سرنوشت خود و زنان مثل خودش را تغییر می داد. ماندن و زیر بار ستم و سر خم کردن را کار انسان‌های ترسو می‌دانست. از همان دوران نوجوانی در مقابل هر کس که به او زور می گفت مخصوصاً خان و مباشرین او می ایستاد و جوابشان را با دلی پر از جسارت و شجاعت می داد. آن زمان که هنوز سیزده سال از عمرش نگذشته بود و مباشرین خان اجازه ندادند که اهالی دیلمان از چراگاه کلاچ خانی که چراگاه حاصلخیز پدریاش بود استفاده کنند و مردان به ناچار دام هایشان را به چراگاههای دیگری بردند، او نتوانست زیر بار این حرف خودخواهانه برود و وقتی متوجه شد که به تنهایی از پس مردان خان برنمی‌آید به سمت زنان روستا رفت و با حرفهای به حقش، زنان را تحریک کرد و آنان پس از مسلح شدن به داس و تبر و چوب و سنگ با یک بسیج همگانی به سمت مباشرین خان رفتند و آنها را از مراتع سرسبزشان بیرون راندند. این استقامت و پایداری نامش را بر زبان ها جاری ساخت.

هیبت دیلمانی بانویی که با پیوستن به گروه مجاهدین حیدرخان دیلمانی فصل تازه‌ای در زندگیش آغاز شد.

کتاب هیبت عروس جنگل‌های شرقی در ۱۴۵ صفحه در قطع رقعی با قیمت ۸۰۰ هزار تومان توسط انتشارات تاریخ اندیش در شهر رشت منتشر شده است و در اختیار مخاطبان و علاقهمندان قرار خواهد گرفت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها