دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
سیمای زن مسلمان در عصر عباسی

به گفته مترجم: «زالشیخ به‌جای این‌که دنبال «زنان واقعی» در دل تاریخ بگردد، می‌پرسد تصویر زن در متن چگونه ساخته شده و چه کارکردی داشته است. خودش تصریح می‌کند که متون ادبی را نباید پنجره‌ای رو به گذشته گرفت، بلکه باید سازوکارهای متنیِ ساخت ایدئولوژی و بازنمایی را در آن‌ها دید.»

سرویس دین‌واندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – رضا دستجردی: «جنسیت و دیگری‌سازی؛ خوانشی انتقادی از تاریخ‌نگاری‌های دوره عباسی» نوشته نادیا ماریا الشیخ استاد تاریخ دانشگاه آمریکایی بیروت با ترجمه زهرا محققیان دانشیار پژوهشکده مطالعات قرآنی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی از تازه‌های نشر ثالث است. نویسنده در این کتاب بررسی می‌کند که در دوره عباسی، تصویر و گفتار درباره زنان چگونه به ساختن هویت اسلامی و عباسی کمک کرد. منابع این دوره، یعنی تاریخ‌نگاری، ادب، شعر و متون فقهی و اخلاقی، را مردان نخبه نوشته‌اند. همچنین نویسنده نشان می‌دهد که این متون بیش از آن‌که زندگی واقعی زنان را توصیف کنند، از «زن» به‌عنوان نماد و مرزساز استفاده می‌کردند. همچنین نادیا ماریا الشیخ نشان می‌دهد که خوانش منابع تاریخی بدون توجه به سوگیری جنسیتی و ایدئولوژیک نویسندگان‌شان گمراه‌کننده است، و جنسیت را باید ابزار تحلیلی مهمی برای فهم قدرت و هویت در جهان اسلام سده میانه دانست. آن‌چه از نظر می‌گذرد، ماحصل گفت‌وگوی ایبنا با زهرا محققیان است.

***

سیمای زن مسلمان در عصر عباسی

نخست، در خصوص طرح کلی کتاب توضیح داده، بفرمایید چرا آن را برای ترجمه انتخاب کردید؟

کتاب یک مقدمه، پنج فصل و یک نتیجه‌گیری دارد. مقدمه با ماجرای «زنان بدکاره حضرموت» آغاز می‌شود و نشان می‌دهد زنان در روایت‌های جاهلیت چگونه مرز میان جاهلیت و اسلام را می‌سازند. فصل اول به بازنمایی هند بنت عتبه در متون دوره نخست عباسی می‌پردازد، فصل دوم به نوحه‌گری و آیین‌های سوگ، فصل سوم به قرمطیان، فصل چهارم به بیزانس، و فصل پنجم به شکل‌گیری «زنان نمونه». رشته مشترک همه فصل‌ها این است که تصویر زن ابزاری برای تعریف مرزهای هویت عباسی-سنی بوده است.

انگیزه ترجمه به کتابی برمی‌گردد که خودم حدود چهار سال پیش مشغول نوشتنش بودم، «انگاره بنات‌الله در کشاکش سنت و تجدد». وقتی پیش‌نویس اولیه کتاب آماده شد، آن را برای دکتر علیرضا دوستدار در دانشگاه شیکاگو فرستادم، از دوستانم و از استادان برجسته علوم انسانی، تا با نقد و نظرش به تقویت کار کمکم کند. در آن کتاب این ایده را مطرح کرده بودم که زنان در متون اسلامی به مثابه «دیگریِ جاهلی» بازنمایی شده‌اند. ایشان گفتند نادیه الشیخ هم همین ایده را در کتابش مطرح کرده است. سراغ کتاب رفتم و خیلی به دلم نشست، و تصمیم گرفتم در ساعت‌های فراغت و لابه‌لای کارهای پژوهشی خودم آن را ترجمه کنم؛ هم برای اینکه به محتوا و ظرافت‌های نگارشی‌اش در تحلیل منابع اسلامی مسلط شوم، هم برای تقویت زبان انگلیسی‌ام.

نادیا ماریا الشیخ کیست و چه جایگاهی علمی دارد؟

نادیا ماریا الشیخ استاد دانشگاه آمریکایی بیروت است و از چهره‌های شناخته‌شده مطالعات عباسی و بیزانس، با تمرکز ویژه بر زن و جنسیت در تاریخ اسلام. مسیر دانشگاهی‌اش هم از همان جا شروع شده؛ لیسانس تاریخ و باستان‌شناسی را در ۱۹۸۵ از دانشگاه آمریکایی بیروت گرفت، برای دکتری به هاروارد رفت و در ۱۹۹۲ فارغ‌التحصیل شد، و همان سال به هیئت علمی بیروت بازگشت. در ۲۰۰۶ به رتبه استادی رسید. در کنار پژوهش، مسئولیت‌های اداری هم داشته؛ سال‌ها مدیر «مرکز مطالعات عربی و خاورمیانه» بود، بعد از ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۱ ریاست دانشکده هنر و علوم را برعهده گرفت، و برای مدتی هم در دانشگاه نیویورک ابوظبی معاون پژوهشی و تعامل فرهنگی بود.

سیمای زن مسلمان در عصر عباسی
نادیا الشیخ

از آثار مهم‌ترش «بیزانس از نگاه اعراب» است (۲۰۰۴، مونوگراف‌های خاورمیانه هاروارد) که به ترکی و یونانی هم ترجمه شده، و «بحران و تداوم در دربار عباسی» (بریل، ۲۰۱۳)، کاری مشترک درباره سیاست رسمی و غیررسمی در خلافت المقتدر. کتاب حاضر، «زنان، اسلام و هویت عباسی» (هاروارد، ۲۰۱۵)، از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست و همان است که من ترجمه کرده‌ام. آن‌چه کار او را متمایز می‌کند، پیوند دادن دو حوزه‌ای است که معمولاً جدا از هم خوانده می‌شوند: تاریخ عباسی و تاریخ بیزانس. برای کسی که با تاریخ‌نگاری فمینیستی و متون کهن کار می‌کند، آثار او در خوانش انتقادی منابع درباره زنان و هویت‌سازی از راه بازنمایی جنسیتی مرجعی مهم است.

جایگاه این کتاب در حوزه مطالعات جنسیت، تاریخ و خاورمیانه کجاست؟

اهمیت این کتاب پیش از هر چیز در روش آن است. الشیخ به‌جای این‌که دنبال «زنان واقعی» در دل تاریخ بگردد، می‌پرسد تصویر زن در متن چگونه ساخته شده و چه کارکردی داشته است. خودش تصریح می‌کند که متون ادبی را نباید پنجره‌ای رو به گذشته گرفت، بلکه باید سازوکارهای متنیِ ساخت ایدئولوژی و بازنمایی را در آن‌ها دید. نیکولا کلارک، یکی از منتقدان کتاب، یادآور می‌شود که این رویکرد از نظریه پسااستعماری و از پژوهش‌هایی مثل آثار بوحدیبه درباره جنسیت و امر جنسی در جهان پیشامدرن بهره می‌گیرد.

این زاویه روشی باعث می‌شود کتاب هم‌زمان در چند حوزه حرف بزند. در مطالعات جنسیت، استدلال اصلی‌اش این است که بازنمایی زنان در متون سده‌های نخست عباسی به مشروعیت‌بخشی و خودتعریفی سلسله عباسی، و ساختن هویتی عربی، مسلمان و سنی، خدمت می‌کرد. در تاریخ عباسی، مسئله را از سیاست و نهاد به هویت می‌کشاند. و در مطالعات خاورمیانه و اسلام نشان می‌دهد «زن» چگونه ابزاری برای کشیدن مرزهای زمانی، دینی، فرقه‌ای و ایدئولوژیک بوده است.

تا جایی که بررسی کرده‌ام، استقبال نقدها عموماً مثبت بوده، هرچند با دو ملاحظه. دنیس اسپلبرگ در جایی می‌نویسد کتاب تصویر قطعی و واحدی از هویت عباسی ارائه نمی‌دهد و بیشتر بر شکل‌گیری نگاهی سنی و فرقه‌ای تمرکز دارد که به «مجموعه‌ای از اضداد» نیاز داشت. کلارک هم یادآور می‌شود بحث روشیِ «متن به‌مثابه بازنمایی» در برابر «متن به‌مثابه گواه» در مطالعات اسلام میانه هنوز زنده است. این ملاحظه بیشتر به مرز میان دو رویکرد برمی‌گردد و معنایش رد رویکرد کتاب نیست.

سیمای زن مسلمان در عصر عباسی

نویسنده در این کتاب از چه منابعی استفاده کرده و ویژگی این منابع چیست؟

الشیخ عمدتاً به منابع عربی سده‌های نخست اسلامی تکیه می‌کند. بخش عمده این منابع را تاریخ‌نگاری، سیره و مغازی تشکیل می‌دهد؛ طبری با «تاریخ الرسل و الملوک»، واقدی با کتاب «المغازی»، ابن‌هشام با «سیره النبویه»، و مسعودی با «التنبیه و الاشراف». در کنار این‌ها، از «طبقات» ابن سعد، از متون ادبی و اخباری مثل جاحظ و العقد الفرید ابن‌عبدربه، و از حدیث، به‌ویژه صحیح بخاری، بهره می‌گیرد. متون جدلی-کلامی درباره فرقه‌ها هم در کنار این‌ها هستند. برای فصل بیزانس، چون منبع عربی به‌تنهایی کافی نیست، به پژوهش‌های جدیدتر درباره زنان خاندان امپراتوری، از جمله کارهای باربارا هیل و لیز جیمز، و همچنین به پژوهش‌های پیشین خودش درباره بیزانس متکی می‌شود.

آن‌چه این منابع عربی را به هم پیوند می‌دهد، چند ویژگی مشترک است. همه در سده‌های نخست خلافت عباسی نوشته شده‌اند، یعنی با فاصله زمانی قابل‌توجه از رویدادهایی که روایت می‌کنند؛ به تعبیر طیب الهبری، این‌ها بیشتر تفسیر و شرح رویدادها هستند تا گزارش صرف واقعیت. مؤلفان‌شان هم مرد و از طبقه نخبگان‌اند و در همان فضای فرهنگی و علمی عباسی می‌نوشتند. از نظر ساختاری، روایت‌ها اخباری‌اند و بر اسناد راویان تکیه دارند، و اغلب تکه‌تکه و پراکنده نقل می‌شوند، نه به‌صورت یک‌دست. در بسیاری از آن‌ها هم لحنی جدلی و فرقه‌ای به چشم می‌خورد که نشان می‌دهد نویسنده‌شان بی‌طرف نبوده است.

در مقدمه اشاره شده که مولف در نگارش کتاب، از خوانش «پس‌رونده» و رویکرد «بینامتنیت» استفاده کرده است. لطفاً در خصوص این رویکردها توضیح فرمایید.

خوانش بازنگرانه یعنی از لحظه تدوین متن به عقب نگاه کنیم، نه از خودِ رویداد به جلو. رویدادهایی که این کتاب بررسی می‌کند به سده نخست هجری برمی‌گردند، اما روایت‌هایی که از آن‌ها در دست داریم در سده سوم و چهارم نوشته شده‌اند. پس پرسش اصلی این می‌شود که چرا این خبر، با همین شکل خاص، در همین دوره نقل شد؛ یعنی متن را بیشتر دریچه‌ای به دغدغه‌های زمانه راوی می‌بینیم تا آینه‌ای از خودِ رویداد.

بینامتنیت هم از این‌جا معنا پیدا می‌کند که هیچ متنی تنها نیست؛ هر متن در گفت‌وگو با متن‌های دیگر شکل می‌گیرد. در این کتاب، این رویکرد یعنی روایت‌های موازی را در سیره، تاریخ، طبقات، حدیث و ادب کنار هم بگذاریم، مثلاً روایت‌های مربوط به هند بنت عتبه را در منابع مختلف، و ببینیم چه گفتمان‌های مشترکی میان‌شان رد و بدل شده، چه چیزی از هم وام گرفته‌اند و چه چیزی در این انتقال دگرگون شده است. این دو روش عملاً مکمل هم‌اند؛ خوانش بازنگرانه می‌گوید متن در چه لحظه‌ای نوشته شده، و بینامتنیت می‌گوید در میان چه متن‌های دیگری نوشته شده است.

بازنمایی زنان در تاریخ‌نگاری‌های اسلامی بر اساس چه الگوهای روایی شکل گرفته است؟

به نظر مؤلف، بازنمایی زنان در تاریخ‌نگاری اسلامی حول چند الگوی تکرارشونده می‌چرخد. اصلی‌ترین‌شان دوگانه‌سازی اسلام در برابر جاهلیت است. نمونه روشنش قصه «زنان بدکاره حضرموت» در مقدمه کتاب است: گفته می‌شود این زنان با شنیدن خبر مرگ پیامبر(ص) آشکارا شادی کردند و ابوبکر دستور مجازات سخت‌شان را داد. این یک روایت است، اما سه کار هم‌زمان انجام می‌دهد؛ هراس از بازگشت شرک را بیان می‌کند، زنان را نماد جاهلیتِ در برابر اسلام می‌سازد، و نظم را با سرکوب همان زنان برمی‌گرداند. الگوی دومی که در فصل اول دیده می‌شود «زن جاهلیِ مثالی» است، و هند بنت عتبه نمونه آن است. در روایت‌های مورخان مسلمان، او حیوان‌گونه، بی‌کنترل در عواطف و بیش از حد شهوانی نشان داده می‌شود. اما این تصویر ثابت نمی‌ماند؛ این خودش الگوی سومی است، یعنی تغییرپذیری تصویر زن در گذر زمان. وقتی در سده نهم میلادی تصویر معاویه ملایم‌تر شد، چهره مادرش هند هم همراهش تغییر کرد و او را زنی عفیف‌تر، زنانه‌تر و مسلمان‌تر نشان دادند. حتی خودِ مفهوم جاهلیت هم ثابت نماند؛ اول به‌عنوان دوران ناپاکی و فساد ساخته شد و بعدتر به دوران جهل و بربریت تبدیل شد. الگوی چهارم، استفاده از استعاره جنسیتی برای توصیف «دیگری» است. الشیخ نشان می‌دهد وقتی عباسیان می‌خواستند گروهی را تهدید معرفی کنند، از جاهلیان گرفته تا بیزانسیان و قرمطیان، زبان جنسیتی و تفاوت جنسی به کار می‌گرفتند؛ زنانگی، هرزگی جنسی یا به‌هم‌ریختن نظم جنسیتی، در این توصیف‌ها نقشی مرکزی داشت.

کدام مولفه‌های هویتی زنان در متون برجسته شده‌اند؟

چند مؤلفه در کتاب بیش از بقیه تکرار می‌شوند. یکی اطاعت، پارسایی و خانه‌نشینی است که به‌عنوان هنجار مطلوب در برابر همان جشن عمومی زنان حضرموتی قرار می‌گیرد؛ انگار الگوی خوب و بد از همان ابتدا در تضاد با هم تعریف می‌شوند. یکی دیگر عفت و کنترل جنسی است، همان‌طورکه در بازسازی تدریجی تصویر هند دیده می‌شود. کنترل عاطفی و آیین‌های سوگ هم جایگاه مهمی دارند؛ فصل دوم با بررسی نوحه‌گری و مراسم مرگ نشان می‌دهد چهره زنانه چطور مرز اسلام و جاهلیت را می‌کشد. در کنار این‌ها، پاکی و ناپاکی آیینی با مفهوم جاهلیت گره خورده است، و تعلق سیاسی-فرقه‌ای هم مؤلفه دیگری است؛ زن را اغلب از راه نسب و وابستگی‌اش می‌شناسند، مثل هند که هویتش پیش از هر چیز با مادر نخستین خلیفه اموی بودن تعریف می‌شود. و در نهایت، الگوی زنان نمونه را داریم که فصل پنجم، با عنوان «ساختن هویتی نو: زنان نمونه و جست‌وجوی معنا»، به آن اختصاص دارد. برخلاف مؤلفه‌های پیشین که بیشتر حول تضاد و کنترل می‌چرخند، این فصل ناظر به الگوسازی مثبت است، یعنی تصویرهایی که برای زن مسلمانِ آرمانی ساخته شده‌اند.

چرا نویسندگان مسلمان، خصوصاً در وقایع صدر اسلام، زنان را «دیگری جاهلی» نشان می‌دادند؟

انگیزه اصلی، آن‌طور که کتاب نشان می‌دهد، سیاسی بود: عباسیان با پیوند زدن امویان به بازگشت رفتارهای جاهلی می‌کوشیدند مشروعیت خود را اثبات کنند. اما این تنها دلیل نبود. مورخان مسلمان برای این‌که اصلاً تعریف کنند عرب‌بودن، مسلمان‌بودن و تعلق به امپراتوری سنی یعنی چه، به چنین تصویری نیاز داشتند؛ این بازنمایی‌ها کمتر درباره خودِ بت‌پرستی عربی بودند و بیشتر درباره ساختن همین هویت تازه. قصه زنان حضرموت هم همین را نشان می‌دهد؛ ترسِ بازگشت شرک در پسِ آن قصه نهفته است، و در گفتمان عباسی، جهل و بربریت به‌طور خاص بر زنان بار شد.

به گمان خودم یک دلیل دیگر هم در کار بود. در ایدئولوژی جنسیتی رایج آن دوره، و از جمله در ذهن همین مردان مورخ، زن از پیش با عاطفه، شهوت و کنترل‌ناپذیری گره خورده بود. برای همین وقتی می‌خواستند «جهل» و «آشفتگی» را نشان دهند، زن نمادی آماده و دم‌دست بود.

چرا مورخان در سده‌های نخست اسلامی، زنان و تمایلات جنسی رقیبان خود را در کانون توجه قرار می‌دادند؟

پاسخ این پرسش به نکته‌ای مشخص‌تر برمی‌گردد. وقتی متون عباسی می‌خواستند گروهی را خطرناک یا بیگانه جلوه دهند، سراغ استعاره جنسیتی و تفاوت جنسی می‌رفتند، و این نوعاً از راه زنانِ همان گروه اتفاق می‌افتاد. دلیلش را باید در منطق جامعه پدرسالار جست، و این بخش را بیشتر برداشت خودم می‌دانم تا نقل مستقیم از کتاب. در چنین جامعه‌ای، ناموس و نسب و عفت زنان، سرمایه اعتبار مرد و خاندانش بود؛ پس لکه‌دار کردن زنان یک گروه، راهی غیرمستقیم برای لکه‌دار کردن مردانش بود. از طرف دیگر، اتهام هرزگی یا تصویر زنانی که کنترل را از دست مردان گرفته‌اند، خودش نشانه‌ای از فروپاشی نظم و ناتوانی مردان گروه شمرده می‌شد. و شاید این هم بی‌تأثیر نبود که خبرهای خصوصی و جنسی ذاتاً جذاب‌تر بودند و راحت‌تر دهان‌به‌دهان می‌چرخیدند.

تفکیک زنان به خودی و غیرخودی (در خصوص زنان معاصر با پیامبر(ص)) با چه دلیلی انجام می‌شد و چقدر قابل اتکا است؟

این تفکیک را بیشتر باید ابزاری برای هویت‌سازی دید تا گزارشی از واقعیت تاریخی. راویان دوره عباسی با همین دوگانه الگوی زن مسلمان آرمانی را می‌ساختند؛ زنان نزدیک به پیامبر(ص)، مثل خدیجه(س)، فاطمه(س) و عایشه، نمونه مطلوب شدند، و در مقابل‌شان کسی مثل هند بنت عتبه نمونه نامطلوب قرار گرفت. حالا چقدر می‌شود به این تفکیک اعتماد کرد؟ بستگی دارد چه می‌خواهید از آن دربیاورید. اگر هدف‌تان بازسازی زندگی واقعی این زنان باشد، اعتبارش کم است؛ اما اگر بخواهید بفهمید در دوره تدوین چه دغدغه‌ها و کشمکش‌هایی در جریان بود، منبع خوبی است. دلیلش هم روشن است. اول، فاصله زمانی زیاد است؛ این روایت‌ها دو سه قرن بعد از وقایع نوشته شده‌اند و راویان‌شان بی‌انگیزه نبودند. دوم، خودِ مرز خودی و غیرخودی ثابت نمی‌ماند. وقتی تصویر معاویه در سده سوم هجری ملایم‌تر شد، چهره مادرش هند هم با آن تغییر کرد و کم‌کم زنی عفیف‌تر و مسلمان‌تر نشان داده شد؛ یعنی سیاست روز بود که این مرز را جابه‌جا می‌کرد. سوم، خودِ منطق دوقطبی مشکل دارد؛ هر زن را در یکی از دو قطب جا دادن، پیچیدگی شخصیتش را از بین می‌برد. به همین دلیل بهتر است این تفکیک را شاهدی بر ایدئولوژی راوی بدانیم، نه بر واقعیت زندگی زنان، و اگر بشود با شواهد غیرروایی هم، مثل متون حقوقی، کتیبه‌ها و اسناد، سنجیدش.

اگر این حقیقت را بپذیریم که مردان مورخ به‌طور مستقیم از زنان یا درباره آن‌ها سخن نگفته‌اند، ویژگی‌ها و نقش‌های درک‌شده از زنان در متون اسلامی چگونه صورت گرفته است؟

نکته اصلی این است که زنان در این متون حضور دارند، اما بیشتر نقش واسطه را بازی می‌کنند؛ مورخ آن‌ها را می‌آورد تا از چیز دیگری حرف بزند: مشروعیت، بدعت، دشمن، نظم اخلاقی. برای همین چیزی که از زن در متن باقی می‌ماند بیشتر «تیپ» است تا «شخص». چند تیپ در کتاب تکرار می‌شود. یکی زن نمونه است که فصل پنجم به او اختصاص دارد و الگوسازی مثبت را نشان می‌دهد. یکی هم زن سوگوار است؛ فصل دوم با بررسی نوحه‌گری و آیین‌های مرگ نشان می‌دهد چهره زنانه چطور مرز اسلام و جاهلیت را می‌کشد. و در فصل‌های سوم و چهارم، زنان قرمطی و بیزانسی به‌عنوان «دیگریِ» درونی و بیرونی با زبانی جنسیتی توصیف می‌شوند.

نقش‌ها هم تقریباً همیشه نسبی‌اند، یعنی زن را از راه مردِ کنارش می‌شناسند: مادر، دختر، همسر. کتاب از زنانی چون عایشه، فاطمه(س)، خدیجه(س)، خنساء و اسماء هم یاد می‌کند و نشان می‌دهد چهره‌های مثبت و منفی، هر دو، برای همین مقصود کنار هم چیده شده‌اند.

سازوکار تعامل این بازنمایی‌ها با ساختارهای قدرت و هژمونی پدرسالار در نظم اجتماعی-سیاسی عصر تدوین چگونه بوده است؟

هسته استدلال کتاب در این‌جا سیاسی است. سنت متنی عباسی نسبت به امویان هم‌دلی نداشت و آنان را فاسد و بی‌خدا نشان می‌داد تا حکومت تازه‌ای که جایشان نشسته بود موجه جلوه کند. هند بنت عتبه دقیقاً از همین‌جا اهمیت می‌یابد؛ او فقط یک زن جاهلی نیست، مادر نخستین خلیفه اموی است، و همین نسب او را به ابزاری برای نقد خاندان حاکم بدل می‌کند. وقتی می‌خواهند امویان را بی‌اعتبار کنند، از مادر بنیان‌گذارشان شروع می‌کنند.

سازوکار دومی که در کتاب دیده می‌شود، بازگرداندن نظم از راه خشونت روایی است. در قصه زنان حضرموت، آشفتگی و شادیِ ناروای زنان با سرکوب مردانه و حکومتی پایان می‌یابد. این الگو را می‌شود طرحی برای نظم اجتماعی هم خواند: هر جا بی‌نظمی به زنان نسبت داده می‌شود، راه‌حل آن هم اعمال قدرت مردانه است، نه گفت‌وگو یا اصلاح.

البته خود این تحلیل هم محدودیتی دارد که به نظرم باید گفت: منابعی که الشیخ با آن‌ها کار می‌کند، همه نخبه‌محور و به قلم مردان‌اند. از دل آن‌ها نمی‌شود صدای خود زنان را بیرون کشید. رویکرد کتاب هم، چون دنبال بازسازی زندگی واقعی زنان نیست و به بازنمایی توجه دارد، چنین ادعایی هم ندارد. اما برای کسی که به عاملیت واقعی زنان علاقه‌مند است، لازم است این خوانش را با منابعی از جنس دیگر، مثل متون حقوقی، کتیبه‌ها یا اسناد، تکمیل کرد.

تصورات مربوط به جنسیت و روابط میان دو جنس در این متون چه نقشی دارند و این نقش چه تأثیری بر فهم عمومی از هویت اسلامی گذاشته است؟

در این کتاب، جنسیت صرفاً موضوعی حاشیه‌ای نیست؛ به یکی از زبان‌های اصلی‌ای بدل می‌شود که با آن هویت مسلمانی بیان می‌شود. این اتفاق از دو مسیر می‌افتد. مسیر اول مرزکشی است: زنان و روابط جنسیتی ابزاری می‌شوند برای جدا کردن حلال از حرام، مسلمان از جاهلی، خودی از دیگری. مسیر دوم استعاره‌سازی برای دشمن است. وقتی عباسیان می‌خواهند جاهلیان، بیزانسیان یا قرمطیان را توصیف کنند، از زبان جنسیتی و تفاوت جنسی کمک می‌گیرند، انگار که ناهنجاری یک گروه را بشود با ناهنجاری جنسی‌اش نشان داد.

نکته مهم‌تر این است که این استعاره‌ها یک‌طرفه نمی‌مانند. همان تصویرهایی که برای توصیف دشمن ساخته شده بودند، کم‌کم بر نگاه به زنان واقعی هم اثر گذاشتند و در ساختن هویت تاریخی زن مسلمان سهیم شدند. به بیان دیگر، زن در این گفتمان فقط موضوع نبود، ابزار هم بود.

درباره تأثیر این روند بر «فهم عمومی» باید محتاط بود، چون کتاب خودش تاریخ دریافت عمومی نیست و چنین ادعایی نمی‌کند. آن‌چه می‌گویم برداشت خودم است، نه نقل از کتاب: به گمانم الگوی «زن مطیع، پارسا و خانه‌نشین» رفته‌رفته چیزی طبیعی و بی‌نیاز از توضیح جلوه کرد، و در مقابل، جاهلیت هم در حافظه جمعی به چیزی آشفته، شهوانی و زنانه‌شده بدل شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها