سه‌شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۸
روایتی از نامه‌های زنی گمنام در دوران پهلوی

فارس- کتاب‌های «بعد از خواندن پاره نکردیم» نامه‌های زنی گمنام در دوران پهلوی اول و «یک پری دریایی با کاپشن قرمز» مجموعه داستان‌های کوتاه برای کودک در شیراز رونمایی شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در شیراز ، کتاب‌های «بعد از خواندن پاره نکردیم» و «یک پری دریایی با کاپشن قرمز» با همراهی احمد اکبرپور، داستان‌نویس و سحر حدیقه مترجم کتاب رونمایی شد.

«بعد از خواندن پاره نکردیم» روایت‌های شرمین نادری از نامه‌های زنی به نام «رباب دیده‌بان» در دوران پهلوی اول است. این کتاب نه تنها مرور زندگی یک زن بلکه کاوشی در وضعیت اجتماعی، سیاسی و حقوقی زنان در دوران پهلوی اول است. نویسنده در لابه‌لای کتاب، اسناد تصویری، نامه‌ها، کارت‌پستال‌ها و... را نیز منتشر کرده تا کتابی مستند داستانی در دسترس علاقه‌مندان قرار دهد.

علی آذری، مجری و منتقد ادبی در ابتدای این آیین گفت: داستان به وجود آمدن خود کتاب به اندازه جذابیت خود اثر است.

به گفته او، در مضمون کتاب رفت و برگشت روایی وجود دارد که خواننده را ترغیب به دنبال کردن روایت می‌کند.

شرمین نادری نیز درباره روایت گری در کتاب، گفت: داستان‌ها به طرز قریبی به سراغم آمدند و داستان از وقتی آغاز شد که من توانستم به نامه‌های زنی گمنام به همسرش دست یابم.

وی یادآوری کرد: «بعد از خواندن پاره نکردیم» با کشف یک چمدان چرمی خاک‌گرفته در زیرزمین خانه‌ای در خیابان بی‌سیم تهران آغاز می‌شود؛ چمدانی پر از نامه‌های زنی به نام رباب دیده‌بان. در این ناداستان در قالب زندگی‌نامه از لحظه‌ مواجهه با این نامه‌ها، مسیر ده‌ساله‌ خواندن، طبقه‌بندی و زیستن کنار آن‌ها، سخن گفتم.

به گفته این نویسنده، «رباب دیده‌بان» اولین زن کارمند در وزارت پست و تلگراف دوره پهلوی اول یا حداقل از اولین‌ها بوده است. رباب خیلی خوب و خوانا و کمی هم شاعرانه می‌نوشته و وقتی از باغ بسیار بزرگی نوشته که درختان انبوهی از مرکبات دارد آدم خیال می‌کند همراه او تا شهر بهشهر رفته، بوی بهارنارنج‌ها را در مشام کشیده و همراه رباب از زیبایی مست شده و از تنهایی بغض کرده است. بهشهر گویا مدت‌ها محل زندگی رباب و بچه‌ها و محل ماموریت شوهر رباب خانم یعنی حبیب‌الله حکمت بوده است. شوهرش به گفته‌ نامه‌ها راحت‌تر از رباب در شهرهای تازه دوست و رفیق پیدا می‌کرده و رباب در تنهایی زیر سایه درختان می‌نشسته و نامه‌هایی پر از غصه و دلتنگی برای خواهر و مادرش می‌نوشته است.

مولف کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم درباره شکل گیری این اثر توضیح داد و افزود: در خانه علی اکبر صنعتی زاده در تهران این قصه آغاز شد. نامه‌ها از روز اول قصه هایشان را برایم فاش کردند.

روایتی از نامه‌های زنی گمنام در دوران پهلوی

وی خاطرنشان کرد: من سالها روی نامه‌ها کار کردم. نامه‌ها فقط محدود به رباب نبود. نامه‌های اداری، نامه‌های عاشقانه و نامه‌های خانوادگی هم بود که دانه به دانه آغاز کردم به کشف شخصیت نامه‌ها. من داستان زندگی رباب را پس از سالها یافتم.

نادری در بخش دیگری از این برنامه، گفت: کارهایی که در سالهای اخیر زیاد انجام می دهم تسهیل گری است. من زبان زنانی هستم که غایبند و بسیار هنرمند و کتابخوان هستند یک کسی مانند رباب در یکصد سال پیش.

وی که در سیستان و بلوچستان تسهیلگری می‌کند، از نامه‌های زنان بلوچ نام برد و گفت: من زنانی که مجبورند تنهایی را به دلیل نبود همسرشان تحمل کنند می‌شناسنم.

زنانی مانند رباب و من، نامه‌ها را پاره نمی‌کنند

وی با بیان اینکه «زنانی مانند رباب و من نامه‌ها را پاره نکردیم»، به نامه‌های تاج‌السلطنه هم اشاره کرد که نمونه‌ای از سنت نامه نگاری را به ما یادآوری می‌کنند.

او که پیشینه کار در رسانه دارد، گفت: ما درست در زمانی بودیم که مطبوعات سوخته و فراموش شدند، اما نوشتن برای من وسیله‌ای برای تسهیل‌گری شد. من بدون کشف کردن می‌میرم زیرا بعضی از قصه‌ها را باید با زبان خود بگوییم.

نویسنده کتاب قمر در عقرب، خاطرنشان کرد: سال ۸۸ این کتاب چاپ شد و دیگر تمایلی به تجدید چاپ آن ندارم.

وی خود را قصه‌گو دانست و گفت: یک جوری از رباب گفتم که جز به جز باشد.

نادری در پرسش و پاسخ با حاضر در آیین رونمایی خاطرنشان کرد: سال ۸۱ مادرم فوت کرده بود و من روزنامه نگار شده بودم. سال‌ها در مطبوعات نوشتم و تا اینکه اولین کتابم را چاپ کردم ولی کار اصلی من جواب دادن به نامه‌های بچه‌های هفته‌نامه چلچراغ بود. به خاطر این مجله کسانی را دارم که هنوز برای من نامه می‌نویسند. من با عشق به تک تک این نامه‌ها پاسخ دادم.

مولف کتاب خانجون و خواب شمرون، افزود: تجربه نداشتن و دست پیدا نکردن و ناکامی و دور بودن من نداشتم اما خیلی پیش از اینکه به دورترین روستاهای سیستان بروم من همه ایران را دوست داشتم. هنوز دوستانی دارم که با گذشت سال‌ها از چلچراغ می گذرد به هم متصلیم. من از نوشتن و روزنامه نگاری و تسهیل گری به این نقطه رسیدم. چیزی که من را به سیستان برد این بود که بعضی‌ها دیگر نمی توانستند نامه بنویسند و من رفتم که نامه‌هایشان را برسانم.

نادری درباره نقش عکس‌ها در این کتاب گفت: پس از دست یافتن به نامه‌ها، آرشیو عکس خانوادگی رباب هم پیدا شد. وقتی به آرشیو اصلی دست پیدا کردم مانند باز کردن گنجی یافته بود.

احمد اکبرپور: به نوشته‌ها اهمیت بدهیم

همچنین در این نشست، احمد اکبرپور اهمیت کتاب را جریان سازی دانست و گفت: باید به نوشته‌ها اهمیت بدهیم و روایت رسمی به این شکل کنار گذاشته می‌شود.

این نویسنده و مولف، افزود: در کتاب شرمین نادری روایت رسمی کنار گذاشته شده است.

نادری نیز در ادامه گفت: با وجود شبکه‌های مجازی خیلی دسترسی به حقیقت داریم.

وی درباره کتاب «یک پری دریایی کاپشن قرمز» هم خاطرنشان کرد: این مجموعه، داستان‌های کوتاه برای کودک است که خاطره بچگی خودم و ادای دینی است به کودکان هم نسل خودم. سعی کردم در این کتاب چراغی برای مادران و پدران روشن کنم.

وی اضافه کرد: این کتاب، داستان ما بچه‌هایی است که کودکی نکردیم و مسئولیت داشتیم و تلاش می‌کردیم برای بزرگ‌ترهای خسته کمک باشیم. این قصه‌ها نه فقط برای بچه‌ها بلکه برای هر کسی که در کوچه‌ها بازی کرده و پرسه زده، است.

به گزارش ایبنا؛ در پایان این نشست، شرمین نادری بخشی از کتاب بعد از خواندن پاره نکردیم را خواند و جشن امضای کتاب برگزار شد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها