-
پاسخ به پُست اخیر مهدی تدینی درباب ضعف اندیشه در ادبیات و هنر؛
فکر عجول، هنر و ادبیات را تاب نمیآورد
هنر و ادبیات - البته نه هنر و ادبیات سطحی و آبکی و سانتیمانتال و فرمایشی - ساحتیست که همه در آن، حتی بهرغم نیت خالق اثر، مجال بروز و ظهور مییابند و صاحب صدا میشوند. برای شنیدن این صداهای متنوع و متعارض باید دمی سکوت کرد و از یکریز و شتابزده حرفزدن و حکمدادن - ولو بهقیمت از دست دادن جایگاه و خیل هواداران - دست کشید. آنوقت است که میتوان صدای اندیشۀ پنهان در اعماق هنر و ادبیات را شنید. مسئله این نیست که هنر و ادبیات فکر نمیکنند؛ مسئله این است که فکر عجول، هنر و ادبیات را تاب نمیآورد.
-
در حاشیه اشتباهات ادبی مجتبی شکوری در برنامه «اکنون»؛
ادبیات سلبریتیزده در عصر بحران ادبیات
از وقتی ادبیات جدی و اصیل هرچه بیشتر به محاق رفت، طنز متفکرانه کمرنگ شد و نگاه سانتیمانتال و توأم با شیفتگی به پدیدهها جای نگاه و تفکر واقعاً نقادانه را گرفت، جماعتی پیدا شدند که با مقادیری شهرت و اعتمادبهنفس و البته خوشمشربی با اهالی ادبیات و رسانه، عرصه ادبیات را فتح کردند و شعر و داستان و ترجمه به چاپ رساندند. اینجور ادبیاتیشدن نمودیست از بحران ادبیات در جامعه امروز ما.