سه‌شنبه ۲۲ مهر ۱۳۹۳ - ۲۰:۲۳
در علوم ادبیات از غرب عقب مانده‌ایم/محروم ماندن از ادبیات تطبیقی، کاستی ادبیات ایران است

احمد وکیلیان یکی از مولفان کتاب «مثنوی و مردم» در مراسم نقد این اثر گفت: متأسفانه از جهان غرب در علوم ادبیات عقب هستیم. جوانان ما از چند دهه پیش اطلاعات زیادی ندارند در حالی که جامعه ما، جامعه‌ای بوده است که در آن فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ پرورش یافته‌اند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، وکیلیان در نشست نقد کتاب «مثنوی و مردم» که عصر امروز،‌ سه‌شنبه، 22 مهر در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد گفت: مردم ما با مثنوی انس زیادی دارند و با توجه به این علاقه مردم، تصمیم گرفتیم تا این اثر را تدوین کنیم. برای این اثر مطالعات گسترده ای درباره مثنوی و مردم و آداب و رسوم، چه قبل و بعد از مولانا انجام داده‌ایم.

وی افزود: در این اثر مثنوی های مولانا و شعر او را تفسیر نکرده ایم، بلکه نظر ما این است که مولانا چگونه از مردم سوژه ها را گرفته و به شعر در آورده است. در این کتاب نزدیک به 40 داستان بررسی شده که اولین داستان «مرد بقال و طوطی» است. این داستان کوتاه و در عین حال پربسامد است و درباره کسانی است که خود را با دیگران قیاس می کنند. مولانا در مثنوی شیوه ای دارد که همیشه تلاش دارد با یک نتیجه فلسفی، مثنوی را به پایان برساند. 

وکیلیان سپس به مراحل تدوین کتاب «مثنوی و مردم» اشاره کرد و گفت: در این کتاب نخست مثنوی مولانا، سپس روایت های شفاهی و در پایان روایت های مکتوب در ایران و دیگر نقاط جهان آمده است. 

این پژوهشگر فرهنگ عامه با بیان اینکه ادبیات تطبیقی در ایران محروم است، گفت: متأسفانه در موضوع ادبیات تطبیقی ما بسیار محروم هستیم و ضعیف عمل کرده ایم. اولین کسی که ادبیات تطبیقی را در ایران رواج داد، دکتر فاطمه سیاح بود، ولی آنچنان که باید این موضوع دنبال نشد. ادبیات تطبیقی یکی از ورژن های نوین ادبیات است و متأسفانه در ایران جانمایه پیدا نکرده است. 

وی گفت: متأسفانه از جهان غرب در علوم ادبیات عقب هستیم. جوانان ما از چند دهه پیش اطلاعات زیادی ندارند؛ در حالی که جامعه ما، جامعه ای بوده است که در آن فردوسی، مولانا، سعدی و حافظ پرورش یافته اند. 

در ادامه این نشست محمدجواد جعفری قنواتی، از دیگر مولفان این کتاب، ضمن توضیح درباره انگیزه‌های تألیف این کتاب گفت: موضوعی که وجود دارد، تفاوت روایت‌شناسی روایات شفاهی با روایات مکتوب است. این موضوع تاکنون بررسی نشده است که روایت شناسی افسانه ها چه تفاوتی با ادبیات کتبی دارد. کتاب مذكور  این امکان را فراهم می کند که میان روایات شفاهی و کتبی مقایسه ای صورت بگیرد. 

وی افزود: مولوی را باید نخست از نگاه ملی تحلیل کرد و بعد جهانی. یکی از نتایج این کتاب این است که نشان می دهد آبشخور فرهنگی مولوی در قصه های مردم بوده است. از نگاه دیگر این امکان را فراهم می کند که دقیق تر نسبت به موضوعات مثنوی به بحث و نقد بپردازیم. 

به گفته قنوانی، قصه های مثنوی دارای یک ژرف ساخت و یک روساخت است. روایت‌های شفاهی مثنوی را در ژرف ساخت می‌توان یافت. برای مثال حکایت «بقال و طوطی» در روایت شفاهی کشورهای دیگر متفاوت است. به عبارت دیگر تنها ادبیاتی که می‌توان در آن هم ژرف ساخت و هم روساخت را یافت، ادبیات فارسی است. 

وی تصریح کرد: در این اثر تلاش شده روایت شفاهی که قبل و بعد از مثنوی آمده است، مکتوب و بر طبق آن روایت شفاهی جهانی نیز توضیح داده شود که این اثر از این جهت متمایز شده است.

 کتاب «مثنوی و مردم» نوشته احمد وکیلیان و محمدجعفر قنواتی امسال(1393) از سوی انتشارات سروش به چاپ رسیده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

پربازدیدترین

تازه‌ها