سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۴:۳۵
شهیدی که گنجشک‌ها را آزاد می‌کرد

شاید اگر در روند ویرایش و آماده‌سازی کتاب «عزیز کرده» دقت بیشتری می‌شد، اثر با کیفیت بسیار بهتر و چشم‌گیرتری به دست مخاطب می‌رسید.

خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- زندگی‌نامه مستند شهید حسن تاجوک، فرمانده گردان مسلم ابن عقیل ملایر و فرمانده طرح و عملیات لشکر انصارالحسین (ع) همدان، با نام «عزیز کَرده» حاصل ساعت‌ها گفت‌وگو با 90 نفر از افراد خانواده و یاران و همرزمان آن شهید است که در آن نهایت به صورت کتابی در 368 صفحه توسط انتشارات صریر منتشر شده است.
 
از عمده انتقادهای وارد بر آثاری که بنا دارند در قالب‌های روایی به زندگی شهدا بپردازند این است که آثاری از این دست، بدون توجه به زیست واقعی افراد، در مقام اسطوره‌سازی و افسانه‌پردازی در باب مقام آن شهید می‌پردازد. اما تاکید نویسنده این اثر آن است که زندگی‌نامه‌ای مستند ارائه داده است. او در مقدمه کتاب گفته است: «تمام سعی نویسنده بر این بوده است که حسن تاجوک به همان شکل که زیست با تمام وجودی یک انسان از خیر تا شر در این کتاب معرفی گردد. بدین جهت کم‌ترین میزان حذف از مطالب جمع‌آوری شده، در این اثر انجام شده است.» (12)
 
کتاب «عزیزکرده» پس از مقدمه 12 فصل دارد و با 35 صفحه عکس و تصویر اسناد به پایان می‌رسد. نویسنده در مقدمه درباره روند گردآوری و تدوین مطالب کتاب گفته است: «این کتاب ماحصل 160 ساعت مصاحبه حضوری با دوستان، اقوام و همرزمان شهید حسن تاجوک می‌باشد که پس از بررسی و تطبیق با حدود صد برگ سند به رشته تحریر درآمده است. بیشتر ساعات مصاحبه به همت محمدصادق تاجوک (پسر شهید) و مرتضی نادرمحمدی پیرامون شهید و گردان مسلم‌بن عقیل جمع‌آوری شده بود و هزار صفحه متن پیاده‌سازی شده آماده نگارش گردید.»
 
سه فصل ابتدایی کتاب به سرگذشت شهید حسن تاجوک از تولد تا آغاز جنگ اختصاص دارد. آنچه در این فصول به‌طور ویژه جالب توجه است، روایتی است که کتاب از وقایع سال‌هایی ابتدایی انقلاب تا آغاز جنگ در شهر محل تولد شهید تاجوک، یعنی ملایر، ارائه می‌دهد.
 
در قسمتی از کتاب روایت حضور دکتر حبیب‌الله پیمان که در آن زمان «جنبش مسلمانان مبارز» را هدایت می‌کرد در ملایر ارائه شده است که خواندنی است: «در گوشه و کنار، بحث‌های سیاسی مطرح بود امام مواضع خیلی روشن نبود؛ تا اینکه دکتر پیمان از طرف استان همدان دعوت شد تا در مراسم 22 بهمن سخنرانی کند... بچه‌ها در حیاط جمع شده بودند و پیمان شروع به صحبت کرد. پیمان بر مبنای دیدگاه سوسیالیستی قسمتی از اعتقادات اسلامی را با سوسیالیستی در هم آمیخته و صحبت می‌کند. از اوضاع داخلی کشور گفت. از نیروهای ویژه انتقاد کرد و چمران را زیر سوال برد. حسن تا این را شنید زیر لب به غلام گفت: "اگه می‌دونستم این می‌خواد بیاد بر علیه چمران حرف بزنه با همون اسلحه تو همدان می‌زدمش."» (57)
 
سخنرانی پیمان در نهایت به ایجاد انشقاق در سپاه ملایر و استعفای چند نفر که طرفدار حزب جمهوری اسلامی بوده‌اند منجر می‌شود. استدلال این است که چرا فرمانده سپاه همدان هوادار جنبش مسلمانان مبارز است و در عین حال از هواداری اعضا نسبت به حزب جمهوری اسلامی جلوگیری می‌کند؟ البته تاجوک در این ماجرا از سپاه استعفا نمی‌دهد. به گفته نویسنده کتاب، دلیل او برای عدم استعفا این بوده که «اصالت سپاه حفظ شود.» (58)
 
ابعاد زندگی شهید تاجوک در دوران پیش از جنگ نزدیک به صد صفحه و روایت زندگی او در دوران جنگ حدود 230 صفحه از مطالب کتاب را به خود اختصاص داده است. تمرکز نویسنده در قسمت‌های مربوط به جنگ، علاوه بر آشنایی با شهید تاجوک، معرفی روند حضور جوانان ملایر در جنگ تحت لوای گردان مسلم ابن عقیل نیز هست. روایت او در این مقطع به دلیل آنکه بر خاطرات متعددی از همرزمان شهید متکی است، پر از جزئیات دقیق است و می‌تواند تصویری جالب توجه به دست دهد. این‌که نویسنده سعی کرده است تا حدودی از تکنیک‌های داستان‌نویسی نیز در اثرش بهره ببرد اما توجه قابل قبولی به مقوله مستندنگاری داشته و توانسته است حس امانت‌دارانه بودن متن را به مخاطب منتقل کند.
 
برای آشنایی با نوع روایت جنگی نویسنده، بخش مربوط به شهادت حسن تاجوک را نقل می‌کنیم: «هوا گرگ و میش بود که تمرکز آتش روی گرده‌رش بیشتر شد. کار به جایی رسید که هلی‌کوپتر می‌آمد و مستقیم روبه‌روی تپه می‌ایستاد و موشک می‌زد. خبرهای خوبی از یال سمت چپ نمی‌رسید. رحیم افزا و احمد عبدلی و چند نفر دیگر از بچه‌ها شهید شده بودند و از سرنوشت یوسفی هم کسی خبر نداشت. حاج حسن در حال هدایت نیروهای سمت راست و چپ یال بود. نوک ارتفاع هم بیشتر از هر جای دیگری در معرض خطر قرار داشت. حاج حسن دوربین دستش گرفت تا کنار کانال ورودی سنگر برود و اوضاع را ببیند که سوت خمپاره آمد. چمباتمه زد و صورتش را بین دستانش گرفت. روستایی در ورودی سنگر بود و فردین خدارحمی در گوشه سمت راست سنگر در کنار بیسیم‌ها نشسته بود و گوشی به دستش بود. در وسط سنگر محمدرضا صالحی از بیسیم‌چی‌های بسیجی گردان نشسته و در کنارش پیک فرماندهی جمشید بیات قرار داشت. در گوشه سمت چپ هم، جانشین یگان دریایی لشکر عباس حسنی نشسته بود. چند ثانیه از سوت خمپاره نگذشته بود که گلوله خمپاره درست در بالای سنگر فرماندهی منفجر شد. حاج حسن نقش زمین شد. جمشید بیات هر چند لحظه یکبار دهانش را باز می‌کرد و نفس می‌کشید. حسنی وسط سرش باز شد. بدن و صورت صالحی و خدارحمی پر از ترکش شد و دست صالحی آویزان بود. به سر روستایی هم ترکش خورد و موج او را گرفت.» (308)
 
             
                                            برخی از عکس‌های منتشر شده در کتاب 

شاید اگر در روند ویرایش و آماده‌سازی کتاب دقت بیشتری می‌شد، اثر با کیفیت بسیار بهتر و چشم‌گیرتری به دست مخاطب می‌رسید. گذشته از طرح جلد نه چندان مناسب، اولین اشکالی که مخاطب در مواجهه با کتاب با آن دست به گریبان می‌شود، طرز صحیح خواندن نام کتاب است. نام کتاب «عزیز کرده» است و در اولین برخورد مشخص نیست که این نام را باید به شکل «عزیز کُرده» بخوانیم یا «عزیز کَرده». فارغ از این موضوع ایرادات املایی در عناوین سرفصل‌های کتاب نابخشودنی می‌نماید. نام فصل اول این کتاب «تولد گنجشک‌ها» است. کلمه گنجشک در این نام به صورت «گنجشگ» نوشته شده است که آشکارا غلط است. در متن کتاب نیز، آنجا که به ماجرای خریدن گنجشک‌ها و آزاد کردن آن به‌وسیله حسن (که در آن زمان دانش‌آموز دبیرستانی بوده است) اشاره شده، یک‌ در میان املای کلمه‌ گنجشک، به صورت گنجشگ نوشته شده است: تازه اقدس خانم او را در دبیرستان امیرکبیر ثبت نام کرده بود که بچه‌ها در کلاس از قفس گنجشگ‌هایشان می‌گفتند. به غلامرضا گفت: پسرخاله پول‌هام رو جمع کردم منو می‌بری گنجشک بخرم؟» (27)
 
توجه به ویرایش و کیفیت نثر، از جمله موارد لازم برای افزایش کیفیت آثار حوزه دفاع مقدس است. این امکان وجود دارد که با یک ویرایش دقیق، اثری مانند عزیز کرده از منظر روایی قدرتی بسیار بیش از آنچه در وضع کنونی مشاهده می‌شود به دست آورد.
 
کتاب «عزیز کرده؛ زندگی‌نامه مستند شهید حسن تاجوک» نوشته مرضیه نظرلو را انتشارات صریر در سال 1397 با تیراژ 1000 نسخه، قیمت بیست هزار تومان در 368 صفحه منتشر کرده است.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

برگزیده

پربازدیدترین

تازه‌ها