به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در یاسوج، محمدحسین نیکدار اصل، حافظپژوه و عضو هیئت علمی دانشگاه، در این آیین حافظ را آینهتمامنمای فرهنگ ایرانی دانست و گفت: زیست فکری و ظهور حافظ و مولانا در بستر تاریخی مشترکی شکل گرفت که مشخصه بارز آن بحرانها و آشفتگیهای ناشی از هجوم ویرانگر مغول به ایران بود.
وی با اشاره به جغرافیای زیستی این دو متفکر افزود: تهاجم سیلابگونه مغول که دههها ادامه یافت، مولانا و خانوادهاش را ناگزیر به مهاجرت از خراسان به قونیه کرد. حافظ نیز اگرچه ابتدا به سبب تدبیر حاکمان فارس در امان ماند، اما در نهایت امواج آن ویرانیها به شیراز نیز رسید.
این استاد دانشگاه، ابعاد این رویداد را با رویدادهای سده بیستم مقایسه کرد و یادآور شد: در جنگ جهانی دوم با انفجار دو بمب اتمی شهرهایی نابود شدند و جنگ به پایان رسید؛ در حالی که در هجوم مغول مناطقی چون خوارزم با جمعیتی نزدیک به یک میلیون نفر چنان با خاک یکسان شدند که باشنده و زندهای در آن بر جای نماند.
نیکدار اصل تصریح کرد: حافظ و مولانا برآیند مستقیم چنین بستری هستند و این شرایط تاریخی در جهانبینی، ساختار فکری و راهکار نهایی آنان برای نجات و تعریف انسان نقشی محوری داشته است. هر دو متفکر یک خط فکری مشترک را در دو جغرافیای متفاوت پی گرفتند.
وی به آغاز ساختارشکنانه مثنوی معنوی اشاره کرد و گفت: بر خلاف آثاری که با تحمیدیه و ستایش آغاز میشوند، مثنوی با شکوه از جداییها آغاز شده است؛ ۲۵ بیت نخستین این اثر عصاره شش دفتر آن به شمار میرود و از همان آغاز مباحث کلامی عمیقی پدید آورده است.

این پژوهشگر ادبی دیوان حافظ را نیز دارای مدخلی چالشبرانگیز خواند و اضافه کرد: بیتی که دیوان حافظ با آن آغاز میشود در سده اخیر مباحث زیادی برانگیخته است. حافظ از سویی بر هدایت قرآن تکیه میزند و از سوی دیگر تجلی نور خدا را در خرابات مغان میبیند. این تناقضهای ظاهری در سیمای «رند» متجلی میشود؛ شخصیتی که اضداد را در خود جمع کرده و سبب شده هر مخاطبی از نگاه خود با او همراه شود.
وی با بررسی دگرگونی درونی دو شاعر بیان کرد: مولانا پس از دیدار با شمس تبریزی دگرگون شد و از سجادهنشینی باوقار به عاشقی تمامعیار بدل گشت تا همهچیز را بر پایه مکتب عشق بیان کند. در شعر حافظ مابهازای تاریخی و بیرونی برای پیر وجود ندارد، اما رند حافظ واجد همه ویژگیهای شمس است؛ قیدها را برمیچیند، سقف فلک را میشکافد و طرحی نو درمیاندازد.
نیکدار اصل بنیاد اندیشه هر دو شاعر را مبتنی بر دیالکتیک دانست و اظهار کرد: هر دوی این بزرگان با سازوکار تز، آنتیتز و سنتز سخن میگویند؛ برای نمونه در عبارت «صلاح کار کجا و من خراب کجا»، صلاح نماد مکتب فکری مقابل و خرابی نماد رندی و مستی است.
وی با رد فرض اشعری یا جبری بودن حافظ خاطرنشان کرد: برخی اساتید بر پایه بیتی چون «گر تو نمیپسندی تغییر ده قضا را»، حافظ را در دایره اشعریگری قرار میدهند؛ در حالی که این رویداد، بهرهگیری رندانه و طنزآمیز از مبانی فقهی رقیب برای به چالش کشیدن مدعیان در جایگاه خودشان است.
این حافظپژوه پیشی گرفتن حافظ از مولانا را در سیر تکامل اندیشه دانست و گفت: مولانا در چارچوبی مشخص باقی میماند، اما حافظ تکاملی اندیشگی را تجربه میکند. او با پیوند میان اندیشه کهن و «پیر دهقان» که همان فردوسی است، به طنز سروده مولوی را نقد میکند و میگوید: «ساقی مگر وظیفه حافظ زیاده داد / کاشفته گشت طره دستار مولوی».
حافظ؛ مصلح اجتماعی و ترجمان پیوند حکمت و قرآن
در بخش دیگری از این نشست، سیاوش نریمان، عضو هیات علمی دانشگاه آزاد کهگیلویهوبویراحمد، با تأکید بر جایگاه تراز جهانی حافظ، گفت: اگر فرصت مطالعه همه آثار بزرگان ادب فارسی چون سنایی، عطار، مولانا و سعدی فراهم نباشد، با رجوع به حافظ شیرازی که به حق «ترجمانالاسرار» است میتوان به مقصود و کمال دست یافت.

وی حافظ را فراتر از مرزهای جغرافیایی و فراتر از چهرههای ادبی جهان دانست و افزود: حتی گوته، شاعر بزرگ آلمانی، خود را متأثر و وامدار حافظ میداند. حافظ تنها یک غزلسرا نیست، بلکه مصلح عشق، منتقد اجتماعی و مفسر قرآن است.
این مدرس دانشگاه با واکاوی رویکرد کلامی حافظ، تصریح کرد: حافظ در طرح مباحث کلامی و مسئله جبر و اختیار، متأثر از تفکر خیام است، اما با نگاهی نقادانه، به نقد جریانهای فکری زمانه خود میپردازد. او قرآن را نه به مثابه ابزاری برای تحجر، که به عنوان منبعی برای رهایی و صلح میبیند و همین نگاه او را از متولیان دینفروش جدا میکند.
نریمان لبه تیز نقد شعر حافظ را متوجه اهل ریا خواند و بیان کرد: هیچ شاعری همانند حافظ به مبارزه با تزویر نپرداخته است. شعر او تابلویی آراسته به تمام صنایع بدیعی و تزیینات هنری، تجسم ناب عشق و بهرهمند از اشارات و آیات قرآنی است که پیام محوری آن برای انسان معاصر، صلح، مدارا و پرهیز از مردمآزاری است: «مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن / که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست».
همچنین مظفری، از شاعران استان کهگیلویهوبویراحمد، در این آیین اظهار کرد: حافظ تنها سراینده عشق نیست، بلکه راوی حقیقت، پاسدار آزادگی و افشاگر دورویی است.
وی راز مانایی شعر حافظ را پیوند آن با جان انسانها ورای زمان و مکان دانست و گفت: هر مخاطبی پژواک بیمها و امیدهای خود را در دیوان او میبیند؛ از این رو بزرگداشت حافظ پاسداشت زبان فارسی، فرهنگ ایرانی و خردورزی است.
در حاشیه این نشست، آیین حافظخوانی و قرائت غزلیات لسانالغیب، اجرای موسیقی سنتی، شاهنامهخوانی و شعرخوانی لری توسط شاعران برجسته استانی برگزار شد که با استقبال اهالی فرهنگ و ادب همراه بود.
تداوم جریانسازیهای فرهنگی در سایه رویدادهای ادبی
امین درخشان، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی کهگیلویهوبویراحمد، نیز در این نشست با اشاره به جایگاه حافظ گفت: نفوذ کلام لسانالغیب مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و دیوان او میراث گرانبهای تمدن ایرانی است.

وی به تداوم برگزاری این نشست اشاره کرد و افزود: رویداد «در کوی نیکنامی» به سومین سال فعالیت خود رسیده است و ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان حمایت از این محافل را وظیفه خود میداند؛ نشستهایی که به صورت هفتگی با محوریت شاهنامهپژوهی، تاریخ، داستان، شعر و فرهنگ بومی به همت اساتید دانشگاه برگزار میشود.
درخشان در پایان با گرامیداشت یاد حمید حسنپور، خبرنگار فقید استان، از همراهی اصحاب رسانه و پیشکسوتان تجلیل کرد و تداوم رویدادهای ادبی با تکیه بر ظرفیتهای مردمی را ضرورتی فرهنگی خواند.
نظر شما