سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، فریبا رئیسی، مدیر انتشارات رزا: سالهاست که درباره نسل Z، یعنی نوجوانان و جوانان دهه ۸۰ و ۹۰، تحلیلهای گوناگونی ارائه میشود. عدهای آنها را نسلی کمحوصله و وابسته به فضای مجازی میدانند و برخی معتقدند کتاب دیگر برای این نسل جذابیتی ندارد. اما تجربه میدانی در انتشارات رزا، بهعنوان ناشری که سالها در حوزه نوجوان فعالیت کرده و افتخار همراهی با صدها نویسنده نوجوان را داشته است، تصویر متفاوتی را نشان میدهد؛ نسل Z، نه از کتاب فاصله گرفته، نه از نوشتن؛ بلکه از محتواهایی فاصله گرفته که او را نمیبینند و دغدغههایش را درک نمیکنند.
مهمترین ویژگی این نسل، نیاز به اصالت است. نوجوان امروز در میان حجم عظیمی از اطلاعات، تبلیغات و روایتهای مختلف زندگی میکند. او به راحتی تشخیص میدهد که یک متن از دل تجربه واقعی نوشته شده یا صرفاً برای آموزش و نصیحت تولید شده است. به همین دلیل، داستانهایی که شخصیتهای واقعی، احساسات باورپذیر و موقعیتهای ملموس دارند، بسیار بیشتر از روایتهای شعارگونه با او ارتباط برقرار میکنند.
در سالهای گذشته، یکی از تجربههای ارزشمند در انتشارات رزا، برگزاری دورههای رایگان آموزش نویسندگی برای نوجوانان بود. نکته جالب این بود که بسیاری از شرکتکنندگان در نخستین جلسه با جملهای مشترک وارد کلاس میشدند: «من نویسنده نیستم.» اما وقتی فضای کلاس از قالب سنتی انشا خارج میشد و به کارگاهی برای مشاهده، گفتوگو و خلق تبدیل میشد، همان نوجوانانی که از نوشتن گریزان بودند، آرامآرام صدای خود را پیدا میکردند. این تجربه به ما آموخت که استعداد، بیشتر از آنکه آموزش داده شود، باید کشف شود.
یکی دیگر از معیارهای مهم نسل Z، مشارکت است. این نسل دوست ندارد تنها مخاطب باشد؛ میخواهد نقشآفرین باشد. او نظر میدهد، نقد میکند، محتوا تولید میکند و انتظار دارد در فرآیند خلق اثر نیز سهم داشته باشد. شاید به همین دلیل است که امروزه موفقترین برنامههای فرهنگی، آنهایی هستند که نوجوان را پشت میز تماشاگر نمینشانند، بلکه او را وارد میدان تجربه میکنند. ما نیز در بسیاری از کارگاهها به جای آنکه از نوجوان بخواهیم درباره موضوعات کلیشهای بنویسد، از او خواستیم محلهاش را روایت کند، از گفتوگویش با اطرافیان داستان بسازد یا ترسها و آرزوهایش را روی کاغذ بیاورد. نتیجه، متنهایی بود که سرشار از صداقت و خلاقیت بودند.

نسل Z همچنین هویتجو است. پرسش «من کیستم؟» در لایههای مختلف نوشتههای نوجوانان دیده میشود. آنها به دنبال نسخه آماده زندگی نیستند؛ بلکه در پی فرصت اندیشیدناند. کتاب برای این نسل، زمانی ارزشمند میشود که پرسشی را در ذهنش روشن کند، نه اینکه صرفاً پاسخی را به او تحمیل کند. از همین رو، ادبیات نوجوان امروزه بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو نیاز دارد، نه خطابه.
در کنار محتوا، نباید از اهمیت زیباییشناسی غافل شد. نوجوان امروزه به طراحی جلد، کیفیت چاپ، تصویرگری، صفحهآرایی و حتی لحن نویسنده توجه میکند. برای او کتاب تنها مجموعهای از صفحات نیست؛ یک تجربه کامل فرهنگی است. ناشر امروزه اگر بخواهد با نسل جدید ارتباط برقرار کند، باید میان کیفیت هنری و محتوای ارزشمند تعادل ایجاد کند؛ زیرا مخاطب نوجوان، انتخابگری دقیق و آگاه است.
شاید یکی از باورهای نادرست درباره نوجوانان این باشد که چاپ یک کتاب، پایان مسیر است. درحالی که در فرآیند انتشار آثار نوجوانان همیشه تلاش کردهایم این پیام را منتقل کنیم که چاپ کتاب، آغاز مسئولیت نویسندگی است، نه اعلام نویسنده شدن. به همین دلیل، بازنویسی، نقد گروهی، مطالعه آثار برجسته و گفتوگو درباره نقاط قوت و ضعف متن، بخش جداییناپذیر آموزش بوده است. نوجوانی که یاد بگیرد متنش قابل اصلاح است، به جای اعتماد به نفس کاذب، اعتماد به توانایی رشد پیدا میکند.
افتخار انتشار بیش از ۸۰۰ عنوان کتاب از نویسندگان نوجوان، بیش از آنکه یک آمار باشد، یادآور یک مسئولیت فرهنگی است؛ اینکه به نسل جدید فرصت بدهیم روایتگر جهان خودش باشد. بسیاری از این نویسندگان، روزی تنها یک هنرجوی خجالتی در کلاس بودند و امروزه مهمترین سرمایهشان نه کتاب چاپشده، بلکه جرئت اندیشیدن و بیان کردن است.
آینده ادبیات کودک و نوجوان ایران، در گرو تغییر نگاه ماست. اگر نوجوان را صرفاً مصرفکننده کتاب بدانیم، او را از دست خواهیم داد؛ اما اگر او را شریک فرهنگی، خالق ایده و صاحب روایت بدانیم، کتاب دوباره به یکی از مؤثرترین ابزارهای گفتوگو با این نسل تبدیل خواهد شد. نسل Z نسلی متفاوت است، اما دشوار نیست؛ کافی است پیش از آنکه برایش نسخه بپیچیم، جهان را از زاویه نگاه او ببینیم و صدایش را با احترام بشنویم.
نظر شما