در نشست «شعر و شهر» همایش ملی ادبیات، انسان، شهر مطرح شد:

مدرنتیه و نظریات آن را بومی‌سازی نکرده‌ایم

میلاد دخانچی در نشست شعر و شهر گفت: علوم انسانی جدید باید پیش‌فرض ما در مواجهه با متن باشد. اگر علوم انسانی را در معنای جدید و مدرن آن بلد نیستیم، نمی‌توانیم با متن کلاسیک به صورت مدرن مواجه شویم.
مدرنتیه و نظریات آن را بومی‌سازی نکرده‌ایم
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) میلاد دخانچی و محمدمهدی سیار سخنرانان شب دوم همایش ملی ادبیات، انسان، شهر که با همکاری انجمن ادبی الف و دانشگاه شریف برگزار می‌شود، بودند و به مسئله شعر پرداختند. سخنران اول برنامه میلاد دخانچی بود که در آغاز به مفهوم فرم و محتوا و ضرورت پرداختن به محتوا پرداخت.

اهمیت محتوا
دخانچی در تعریف بخش‌های مختلف متن و ضرورت پرداختن به هرکدام گفت: «اگر هر متنی را به فرم و محتوا تقسیم کنیم، می‌توان فرم را آهنگ متن دانست. یعنی هسته مرکزی که همان ادیب است، معمولا به حجاب می‌رود. مثلا فردوسی، جین آستین، دیکنز، مولوی و... یک ایده مرکزی دارند. در مواجهه با ادبیات معمولا ما فرم را می‌بینیم و محتوا یا همان ایده مرکزی مغفول می‌ماند. در این حالت است که امکان گفت‌وگوی ما با متن منتفی می‌شود. ما در استفاده از ادبیات و مصرف آن آن‌قدر درگیر زیبایی‌شناسی می‌شویم که از محتوا بازمی‌مانیم.

به نظر می‌رسد که ما نیازمند یک نوع پروتستانیزم در ادبیات هستیم. ما باید ادبیات را از حوزه تمرکز اهالی فن ادبیات خارج کنیم. نه اینکه نیازی به ادبیاتی‌های دانشگاهی نداریم، حرف بنده این است که باید ادبیات را علمی متعلق به همه بدانیم تا هرکسی بتواند از آن بهره‌مند شود.»

تکیه بر سنت، ابزار ورود به مدرنیته
دخانچی درباره این مسئله توضیح داد: «مسئله این است که ما جز ورود به مدرنیته چاره‌ای نداریم و این ورود بدون تکیه بر سنت غیرممکن است. در غیر این صورت این یک مدرنیته وارداتی و تحمیلی خواهد بود. از آنجایی که ما هنوز در حال خوانش از مدرنتیه و نظریات آن هستیم و آن را بومی‌سازی نکرده‌ایم، فعلا در حد تقلید مانده‌ایم و نتوانستیم با آن جریان همراه شویم. ما در راستای جریان حقیقت‌خواهی در هر علمی باید وارد مدرنیته شویم. همان‌طور که گفتم، برای این ورود تکیه به سنت لازم است و سنت باید قدم اول را بردارد. در ایران فرهنگی ادبیات یک چهارچوب فرهنگی است و تنها کارکرد زیبایی‌شناسانه ندارد. در اینجاست که نقش ادبیات در فهم این سنت برای تکیه دادن به آن و ورود به مدرنیته اهمیت پیدا می‌کند. برای این فهم و این ورود، باید حجاب‌ها را برداشت و یکی از این حجاب‌ها کنار زدن نسبی آکادمی برای ایجاد فهم عمومی از ادبیات است.

مثلا انحصاری که شارحان متون ادبی در شرح متن ایجاد می‌کنند، اجازه نمی‌دهد این متن با جهان بیرون گفت‌وگو کند. حجاب دیگر نیز خود علوم انسانی است. علوم انسانی جدید باید پیش‌فرض ما در مواجهه با متن باشد. اگر علوم انسانی را در معنای جدید و مدرن آن بلد نیستیم، نمی‌توانیم با متن کلاسیک به صورت مدرن مواجه شویم.»

باید چه کنیم؟
در آخر دخانچی درباره راه‌حل‌ها و اقدامات لازم برای ورود به مدرنیته توضیح داد: «اولین کاری که برای معناسازی از طریق ادبیات برای شهر باید انجام داد، رجوع به کتاب‌هاست. ما باید کتاب‌هایی که سال‌هاست به جرم سنتی و کلاسیک بودن در کتابخانه‌ها خاک می‌خورند را دوباره برداریم و آن‌ها را بخوانیم و بفهمیم. در این راه البته باید با مشکل نفهمیدن هم کنار بیاییم. باید صبر و حوصله‌ای بی‌پایان در راه برگشت دوباره به این متون به خرج داد تا بتوان سنت را، که ادبیات ما گره محکمی به آن خورده است، فهمید و به وسیله این فهم وارد مدرنیته شد. ممکن است که ما با فهم این سنت دچار رویاپردازی و ایده‌سازی برای شهر و به بیان بهتر، آرمان‌شهر خود شویم، چراکه ما قرار است این سنت را از طریق ادبیات که عنصر اصلی آن تخیل است، می‌فهمیم. این تخیل تیغ دولبه است. هم خوب است و هم بد. خوب از این جهت که ما را برای تغییر، هدف‌گذاری و حرکت آماده می‌کند. و بد است، زیرا می‌تواند ما را در خودش گرفتار کند و نتیجه‌اش بشود ایستادن در همان نقطه. بنابراین در راه این فهم سنت، نباید هدف غایی را که ورود به مدرنیته است، فراموش کرد.»
  
سخنران بعدی برنامه محمدمهدی سیار بود که به موضوع شاعران و آرمان‌شهر آنان پرداخت و گفت: «شاعران در قرون مختلف و در سرزمین‌های مختلف به خودشان طعنه‌هایی می‌زنند. قیصر امین‌پور در یکی از اشعارش اشاره می‌کند که بشر شهر را آفریده است و خداوند روستا را. در این شعر به شاعران نیز اشاره می‌شود و قیصر می‌گوید که شاعر آرمان‌شهر را می‌آفریند. یعنی آفرینش شاعر یک آفرینش ذهنی است و خود شاعر نیز از آغاز از این مطلع است. او می‌داند که این آرمان‌شهر ممکن است هیچ‌وقت ظهور عینی نیابد.»

وی افزود: «اما آرمان‌شهر شاعران ایرانی را می‌توان در آثار و اشعار آن‌ها مشاهده کرد. نمونه بارز این امکان بوستان سعدی است که به آرمان‌شهر او نیز معروف است. همین آرمان‌شهر را می‌توان در اشعار مولوی و حافظ نیز مشاهده کرد. شاعر در مقام شهرساز، با وارد کردن زیبایی‌شناسی و اعتقادی خود مانند مروت، عدالت، سخاوت، می‌تواند به این مسئله کمک کند. در مقام انتقاد نیز شاعر همین وظیفه را دارد. در جایی که شهرساز از آرمان‌شهر شاعر دور می‌شود، شاعر زبان به اعتراض می‌گشاید و عملکرد شهرساز را مورد انتقاد قرار می‌دهد. بنابراین این یک رابطه متقابل است.»
 
نشست‌های این همایش در ساعت هفت شب برگزار خواهند شد و از طریق پخش زنده در برنامه آپارات، قابل‌مشاهده است. 
 
 
 
کد مطلب : ۲۹۹۱۴۴
http://www.ibna.ir/vdcgty9xtak9yq4.rpra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما