حسن ذوالفقاری در یادداشتی مطرح کرد؛

وقت آن نرسیده که فارسی را واقعا پاس بداریم؟

در تقویم ملی جز روز «شعر و ادب» که با نام شهریار گره خورده، روز زبان فارسی هم داریم که با نام فردوسی عجین شده است. هزاران دیوان شعر و متون غنی و مفاخر و ادبای عالی مقدار پشتوانه این روز و این افتخار هستند. اما آیا این نام در تقویم، زبان ما را غنی و ادبیات ما را پرافتخارتر می­‌کند؟ امروز چه کرده‌­ایم که باید بر خود ببالیم؟
وقت آن نرسیده که فارسی را واقعا پاس بداریم؟
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) -حسن ذولفقاری: روز شعر و ادب را گرامی می‌­داریم، درحالی که حال این زبان و ادبیات آن خوب نیست. چون: دانش‌­آموختگان بیکارند و بی‌انگیزه و در این میان برخی عملکردهای بی‌­خردانه نیز مزید بر علت می‌­شود. مثل نمونه تازه آن طرح همسطح دانستن سطوح دو و سه حوزوی با دانش‌­آموختگان این رشته و تقدم استخدام آنها بر متخصصان ادبیات!

از دیرباز یکی از مشکلات درس زبان و ادبیات آن بود که تصور می‌­شد هرکس قادر به تدریس آن است؛ بنابر این در صورت وجود کمبود معلم ادبیات یا معلمان بیکار سایر دروس، این درس را همه معلمان تدریس می‌­کردند و البته اکنون نیز این سنت ناصواب ادامه دارد. حال گل بود به سبزه نیز آراسته شد. اکنون سطوح 2 و 3 حوزوی نیز بدون نیاز به داشتن تخصص در حوزه زبان و ادبیات فارسی و گذراندن دروس کاملا تخصصی می­‌توانند در شرایط مساوی به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآیند. این یکی دیگر از شگفتی‌­ها و رفتارهای تبعیض­‌آمیز و غیرعلمی و غیرکارشناسی دو نهاد مسئول تهیه این راهنما و سکوت وزارت آموزش و پرورش و البته ناشی از تفکر پشت این برنامه و نتیجه دریافت نادرست از رشته زبان و ادبیات فارسی است.

با پذیرش زیاد دانشجویان در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه‌های آزاد، پیام نور و غیرانتقاعی سطح این رشته را نازل و ارج آن را زایل کرده‌­ایم. حالا همه یک مدرک بی‌محتوا در دست دارند و اگر بخواهیم شعری را از رو بخوانند نمی‌­توانند. این رشته را به ثمن بخس فروخته و به حراج گذاشته‌­ایم. مراکز پژوهشی و کاربردی ادبیات عملاً تعطیل است و آنچه به نام رساله و پایا‌ن‌نامه نوشته می‌­شود، پایان نامه ادب و شعر و درک ادبی است. بودجه‌های پژوهشی تقریبا به صفر رسیده و پژوهش‌­های بنیادی انجام نمی‌­شود. اگر استادان بزرگ با همت خود کاری کنند، کنند اگر نه بهایی به کارها داده نمی‌­شود.

آموزش در دانشگاه‌ها به خصوص از نوع غیردولتی افت کرده و واقعا در سطح و شأن این رشته نیست و دانشجویان از سطح دانش بالایی برخوردار نیستند. هرسال تعداد دانشجویان رشته زبان و ادبیات فارسی بیشتر و درک و دانش آنها کمتر می‌­شود. کتاب­های درسی ادبیات دبیرستان‌­ها هم حال خوشی ندارد. انتخاب­‌های ناصحیح و دسته چندم از گنجینه غنی ادبیات ملی، بی­‌برنامگی، عدم تازگی و سرزندگی، ترجیح منافع سیاسی و حزبی بر منافع ملی، ناویراستگی و ضعف سندیت علمی، بی­‌بهرگی از نظرات متخصصان، نفی اصل لذت­‌آفرینی، کاهش حجم کتاب­‌ها به دلیل کاهش ساعات درسی و بسیاری عوامل دیگر کتاب‌ها را از اعتبار انداخته است. همان‌ها که روزی با فروزان‌فرها و شفیعی­‌ها و همایی­‌ها و خانلری­‌ها و انوری‌­ها نوشته می‌­شدند اکنون باید با نظارت از ما بهتران و رای صلاحدید آنان نوشته شود. این عوامل، به گواهی نقدهای فراوان در مطبوعات و نشریات علمی، باعث شده است کتاب‌­های درسی وجاهت علمی خود را از دست بدهد.

کرسی‌های زبان فارسی نقش بسیار مهمی در ترویج و اشاعه زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایرانی در جهان داشته و دارند. حال این کرسی‌­ها با نوسانات ارزی و سیاسی و کرونا و... تعطیل و استادان اعزامی بازگشته‌­اند. دیر نیست که چراغ این کرسی­‌ها بر اثر بی­‌توجهی مسئولان رو به خاموشی رود.

وضع زبان فارسی در فضای مجازی و رسانه‌­های ملی و مطبوعات خوب نیست. امروزه فضاهای مجازی دچار برخی آسیب‌های زبانی و ادبی هستند؛ ازقبیل آمیختن زبان شعر و نثر شاعرانه با زبان معیار علمی، یکسان نبودن سبک نوشتاری؛ کاربرد وسیع شکسته‌نویسی، آشفتگی رسم‌الخط و دخالت سلیقه‌های شخصی و بدعت‌گذاری رسم‌الخطی، وجود غلط‌های املایی بی‌شمار؛ مبهم بودن جملات به دلایلی چون نامعلوم بودن جای ضمیر، حذف‌های نابه‌جا، جملات مرکب و طولانی، بی‌توجهی به معنای دقیق واژگان، نشاندن اجزای جمله در جای نامناسب و به‌جای هم و تأثیر پذیرفتن بیش‌ازحد از زبان محاوره؛ راه یافتن واژگان بیگانه، مخفی؛ انتقادهای شدید و تندِ خارج از قواعد نقد و ادب؛ چاپ اشعار ناپخته و آثار غیرتکنیکی داستان‌نویسان و پژوهش‌های عامه‌پسند. ازآنجاکه فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی دردسترس همه است، به‌طور طبیعی هر نوع ادبیات و فرهنگی در آن راه پیدا می‌کند.

همه این مصائب و مصائب دیگر در حالی گریبان این زبان و ادبیات آن را گرفته است که در تقویم ملی جز روز شعر و ادب که با نام شهریار گره خورده، روز زبان فارسی(25 اردیبهشت) هم داریم که با نام فردوسی عجین شده است. هزاران دیوان شعر و متون غنی و مفاخر و ادبای عالی مقدار پشتوانه این روز و این افتخار هستند. اما آیا این نام در تقویم زبان ما را غنی و ادبیات ما را پرافتخارتر می­‌کند؟ امروز چه کرده‌­ایم که باید بر خود ببالیم؟ آیا ما میراث‌­داران خوبی بوده­‌ایم؟ ما فرزندان خلف فردوسی و بیهقی و سعدی و حافظ و ... بوده‌­ایم؟ حرمت این زبان و ادبیات چندین قرن آن را پاس داشته­‌ایم؟ بی‌­شک نه. نه ما و نه مسئولان و حاکمان و نه نهادهای مسئول نتوانسته‌­اند آنچنان که باید و شاید زبان نیاکان و میراث ادبی پدران را پاس بدارند. آیا وقت آن نرسیده که به خودآییم و به‌جای این دو روز، چند دقیقه اما با نیت درست و اندیشه راست و به‌دور از تبلیغات به این میراث ابدی ادبی بیندیشیم و فارسی را واقعا پاس بداریم.
 
کد مطلب : ۲۹۵۸۸۴
http://www.ibna.ir/vdcdjk0xoyt0nj6.2a2y.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

feedback
Iran, Islamic Republic of
س.ن.
ثمن بخس را اصلاح کنید لطفاً!
feedback
Iran, Islamic Republic of
علی سبزی
درود بر استاد ذوالفقاری