چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۶ - ۱۶:۵۶
تولد و مرگ ماركسيسم ساختاري

ماه اكتبر براي تاريخ فلسفه فرانسه، ماه مهم و جريان سازي است، چرا كه در اين ماه جامعه فرانسه شاهد تولد و مرگ لوئي آلتوسر(Louis Althusser)، يكي از بزرگان تاريخ فلسفه خود، بوده است.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا) بيست و هفت سال قبل در آغاز زمستاني بسيار سرد در پاريس، مردي سالخورده همسرش را در آپارتماني که سال‌ها با او زندگي اندوهگيني داشت، خفه کرد.

شانزدهم نوامبر 1980 نه تنها پايان زندگي هلن ريتمان (آلتوسر) بلکه پاياني بر زندگي شغلي همسر او لوئي آلتوسر نيز بود.

آلتوسر، به عنوان يک فيلسوف دانشگاهي و فعال سياسي کمونيست که روزگاري مشهورترين مارکسيست فرانسه بود، با تشخيص دادگاه به دليل عدم برخورداري از شرايط جسماني و رواني سالم به زندان نرفت و ده سال آخر عمر خود را بين تيمارستان‌ها و آپارتماني تاريک و کثيف در محله‌اي ويران در پاريس سپري کرد.

ممنوعيت تدريس در دانشگاه و انتشار کتاب موجب شد که اين فيلسوف ماركسيست ساختارگرا از انظار عمومي ناپديد شود. غيبت طولاني‌اش بسياري از دوستان ديرينه را نيز به اين باور رساند که او هم در همان روز زمستان سخت1980 مرده است.

انديشه و آثار آلتوسر كه نسلي از دانشجويان چپ را، به خصوص در اروپا، به حرکت درآورده بودند يک باره به فراموشي سپرده شد و به جاي آنها ظهور نئوليبراليسم و پست مدرنيسم جوش و خروشي تازه در محافل دانشگاهي پديد آورد.

لويي آلتوسر اما در واپسين ده سال زندگي‌اش به نوشتن ادامه داد و کوشيد عمل آدم کشي‌اش را در پرتو تحليل اجتماعي جامع‌تري توضيح دهد. مجموعه اين دست نوشته‌ها به شکل کتاب با عنوان «آينده جاودانه مي‌ماند» پس از مرگش در 1992 منتشر شد. 

آينده جاودانه مي‌ماند در واقع زندگينامه آلتوسر است. او در اين زندگينامه اعتراف مي‌کند که هرگز آثار مارکس را به طور کامل نخوانده بود چه رسد به نوشته‌هاي هگل، و بهترين ايده‌هايش را با گوش ايستادن به صحبت‌هاي دانشجويان در کافه ترياهاي دانشگاه به دست مي‌آورد و برخي از نقل قول‌ها و ارجاعات مندرج در آثار مشهورش را خودش ابداع مي‌کرد.

اين اعترافات آشوب زيادي در جامعه دانشگاهي فرانسه ايجاد كرد. چرا كه تفسير ساختاري آلتوسر از ماركس يكي از تفاسير بي‌نظير تاريخ فلسفه از انديشه‌هاي ماركس بوده و هست. فيلسوفي كه تأثيرگذارترين و مهمترين آثار خود را به تفسير و بازخواني ماركس و انديشه‌هاي ماركسيستي اختصاص داده بود، ادعا مي‌كند كه ماركس نخوانده و تنها در ترياي دانشگاه از زبان دانشجويان شنيده كه ماركس چه گفته است.

البته بسياري اين اعترافات را به دليل زوال خرد در سال‌هاي پاياني زندگي آلتوسر باور نكردند و بر اهميت خوانش او از ماركس صحه نهادند. زيرا به هر حال تفسير آلتوسر از ماركس يكي از تفاسير جريان‌ساز و مهم است.

لوئي آلتوسر در 16 اکتبر 1918 (مطابق با 24 مهر ماه) در الجزاير زاده شد. پدرش چارلز آلتوسر مدير بانک بود. او در خانواده‌اي كاتوليک بزرگ شد و در الجزيره، مارسي و ليون به تحصيل پرداخت و در 1939 در دانشگاه اکول نرمال سوپرير پذيرفته شد؛ اما آغاز جنگ جهاني دوم تحصيلات دانشگاهي وي را در دچار وقفه ساخت.

در 1940 كه آلمان‌ها شمال و شرق فرانسه را اشغال کردند، آلتوسر پنج سال را در بازداشتگاه اسيران جنگي سپري کرد.

وي در 1948 از رساله دکتراي خود درباره فيلسوف آلماني هگل دفاع کرد و در همان سال به عضويت رسمي حزب کمونيست درآمد و در تمام طول عمر خود عضو حزب باقي ماند.

او در سال‌هاي پس از جنگ نه تنها به تدريس در دانشگاه پرداخت بلکه به يکي از فعالان حزب کمونيست فرانسه مبدل شد و همانند ميليون‌ها انسان، که از جنگ جهاني دوم و متعاقب آن جنگ سرد، بيزار شده بودند، توجه شان به ژوزف استالين و اتحاد شوروي، به منزله مشعل‌هايي تابناک در دنيايي تاريک، معطوف شد.

از نظر آلتوسر جوان، استالين و دولت او مظهر مارکسيسم هم در نظر و هم در عمل بودند. اما در همين زمان حزب کمونيست فرانسه تحت سلطه روژه گارودي مي‌کوشيد باب گفت‌وگو و آشتي را با اومانيست‌ها، اگزيستانسياليست‌ها، سوسياليست‌ها و چپ‌گرايان مسيحي باز کند.

گارودي به سهولت انديشه مارکس جوان را در اصول حزب کمونيست ادغام کرد و از ورود هر کسي به اين حزب که اکنون با رنگ و روغن اومانيستي درخشندگي تازه‌اي پيدا کرده بود، استقبال کرد. اما اين چهره جديد حزب کمونيست نتوانست خللي در پيشروي فرانسه به سواحل سرمايه‌داري پيشرفته ايجاد کند.

در برابر اين راهبرد جديد حزب کمونيست، يعني اومانيسم مارکسيستي، «ضداومانيسم نظري» لويي آلتوسر، که خود عضو اين حزب بود، مطرح شد. او همراه با موريس گودليه و لوسين سباگ، دو انسان شناس جوان، دست به کار قرائتي ساختارگرايانه از مارکس شدند.

در همين دوره نقش روشنفكري آلتوسر بسيار برجسته شد. با اين وصف، نقش آلتوسر در شورش‌هاي دانشجويي 1968 فرانسه که رويداد بسيار مهمي در تاريخ فرانسه بود، بسيار ضعيف بود. او در جهت نااميد ساختن دانشجويان از موضع رسمي حزب کمونيست فرانسه حمايت کرد و وضعيت موجود را اساساً وضعيتي انقلابي ندانست.

بعدها ديدگاه او تغيير کرد و با تاکيد بر فضاي برادرانه موجود در خيابان‌ها، حزب کمونيست را به از دست دادن ارتباط خود با توده‌هاي دانشجويي در انقلاب محکوم کرد.

او در شانزدهم نوامبر 1980 زن خود را کشت و به دليل افسردگي شديد و مشکلات رواني به جاي زنداني شدن تا سال 1983 در بيمارستان رواني بستري شد. او در سال‌هاي پاياني زندگي خود در شمال پاريس در انزوا مي‌زيست و تنها تعداد معدودي از دوستانش را ملاقات مي‌کرد.

آلتوسر سرانجام در 23 اکتبر(مطابق با اول آبان ماه) 1990 درست يك هفته پس از جشن تولد هفتاد و دوسالگي‌اش بر اثر سكته قلبي درگذشت و تا مدت‌ها كسي به انديشه‌هاي او توجهي نشان نداد.

در سال‌هاي اخير به دليل پيدايش نسل جديدي از روشنفکران چپ، شهرت آلتوسر به شکلي غيرمنتظره احيا شده است. در طول اين هفت سال اخير قرن بيست و يکم، حداقل شش کتاب درباره جنبه‌هاي مختلف انديشه آلتوسر به چاپ رسيده است و جريان انتشار مقالات درباره او ادامه دارد.

آثار آلتوسر در ايران با اقبال چنداني مواجه نشده است. در سال‌هاي نخست انقلاب، دو ترجمه از مقالات وي به بازار آمد، يكي «لنين و فلسفه و سه مقاله ديگر» ترجمه جواد طباطبايي و ديگري «پيشگفتاري بر جلد اول سرمايه و دو اثر ديگر» ترجمه م. شمس.

طي سال‌هاي اخير، نخستين رساله فارسي که به صورت مشروح به ديدگاه‌هاي سياسي و تئوريک آلتوسر پرداخته، رساله «انديشه‌هاي مارکسيستي در قرن بيستم» نوشته حسين بشيريه(نشر ني) است که تلاش کرده جمع‌بندي دقيق و انتقادي از آراي آلتوسر در حوزه گفتمان مارکسيستي به دست دهد.

دومين رساله «نقد ايدئولوژي» نوشته کمال خسروي‌(نشر اختران) است که به آراي متفکران مارکسيست نظير گرامشي، آلتوسر، پولانزاس و... درباره ايدئولوژي و ماهيت و کارکرد آن پرداخته است.

از منابع مهمي که فصلي مستقل به آراي آلتوسر اختصاص داده‌اند مي‌توان به اين كتاب‌هاي اشاره كرد: «نظريه اجتماعي مدرن؛ از پارسونز تا هابرماس» نوشته يان کرايب، ترجمه عباس مخبر‌(نشر آگه) که منابع انگليسي مفيدي نيز در پايان فصل مربوط به آلتوسر و پولانزاس معرفي مي‌کند. 

«مفهوم ايدئولوژي» نوشته خورخه لارين، ترجمه فريبرز مجيدي (نشر وزارت امور خارجه) که تحليل دقيق و درخور توجه از مفهوم ايدئولوژي در آراي مارکس، گرامشي، آلتوسر، مانهايم و... ارائه مي‌دهد.

«درباره ايدئولوژي» نوشته تري ايگلتون، ترجمه اکبر معصوم بيگي‌(نشر آگه) که در كل انعکاس مفهوم ايدئولوژي را در بستر سنت‌هاي گوناگون و حتي متعارض فکري امروز به نقد و تحليل مي‌کشد و خواننده با قرائت اين رساله با جايگاه آلتوسر در جامعه‌شناسي و فلسفه سياسي معاصر آشنا مي‌شود.

زندگينامه فکري منسجم آلتوسر را در کتاب «تاريخ فلسفه در قرن بيستم» نوشته کريستين دولاکامپاني، ترجمه باقر پرهام (نشر آگه) مي‌‌توان يافت و سنت‌هاي گوناگون فکري وي را شناخت.

براي ارائه گزارش موجز و در عين حال همبسته با جريان فکري موسوم به پست‌مدرن مي‌توان به رساله مايکل پين با عنوان «بارت، فوکو، آلتوسر» با ترجمه پيام يزدانجو (نشر مرکز) مراجعه کرد.

براي تشخيص و بازشناسي آراء و آثار آلتوسر در مقام فيلسوف سياسي و قرائت‌هاي وي از متون مونتسکيو و ماکياولي مي‌توان به رساله «فلسفه سياست در جهان معاصر» نوشته دولاکامپاني با ترجمه بزرگ نادرزاد (نشر هرمس) رجوع کرد.

رساله «مارکسيسم و فلسفه» نوشته الکس کالينيکوس با ترجمه اکبر معصوم بيگي(نشر نگاه ديگر) به ماهيت فلسفه و نقد آن در سنت مارکسيستي از مارکس و لنين تا آدورنو و آلتوسر مي‌پردازد.

در حوزه تاثير آموزه‌هاي آلتوسر در نقد ادبي نيز مي‌توان رساله کاترين بلزي با عنوان «عمل نقد» كه عباس مخبر(نشر قصه) آن را ترجمه كرده است را خواند تا همبستگي فکري وي با نقد ادبي پست مدرن را شناخت.

همچنين كتاب‌هايي كه به نظريه‌هاي جامعه‌شناسي مي‌پردازند نيز آلتوسر را به عنوان يك ماركسيست ساختارگرا كه در واقع مبدع تفسير ساختاري از ماركس است، معرفي مي‌كنند كه به عنوان نمونه مي‌توان به كتاب «نظريه‌هاي جامعه شناسي در دوران معاصر» نوشته جورج ريتزر، ترجمه محسن ثلاثي (نشر علمي) اشاره كرد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها