معاون فرهنگي شهر كتاب گفت: درباره روابط ايران و يونان و مناسبات فرهنگي ميان دو تمدن، كتابهاي بسياري نوشته شده است. شايد قرنهاست كه كتاب «هرودوت» يكي از منابع مهم درباره تاريخ روابط ايران و يونان بهشمار ميرود و آن را يگانه اثري دانستهاند كه همواره به آن استناد ميشود.
در اين نشست کامران فاني (ويراستار مجموعه مطالعات ايران باستان، مترجم و نويسنده)، کنستانتينوس پاساليس (رايزن فرهنگي يونان در ايران)، محمدرضا دربندي (رايزن سابق فرهنگي ايران در يونان) و جمشيد ارجمند (مترجم) درباره كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» نوشته ژوزف ويسهوفر سخن گفتند.
«مجموعه مطالعات ايران باستان» ترجمه مهمترين و تازهترين آثار برگزيده راجع به ايران باستان را از هزارههاي دور دست ماقبل تاريخ تا زوال ساسانيان در دسترس فارسيزبانان قرار ميدهد. در دهههاي اخير مطالعات بسياري درباره وجوه گوناگون امپراتوري هخامنشي، ساساني، اشكاني و... صورت گرفته كه در روشن كردن گوشههاي مختلف آن امپراتوري عظيم موثر بوده است.
ويسهوفر در كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» به موضوع مهم و جالب ارتباطها و مناسبات فرهنگي و تاثيرگذاري ميان تمدنهاي ايران و يونان و روم پرداخته و اين مساله را شايد براي نخستينبار از زاويه شرق به غرب نگريسته و خود در اين مورد تاکيد هم کرده است.
علياصغر محمدخاني، معاون فرهنگي شهر كتاب در ادامه سخنانش گفت: درباره روابط ايران و يونان و مناسبات فرهنگي ميان دو تمدن، كتابهاي بسياري نوشته شده است. شايد قرنهاست كه كتاب «هرودوت» يكي از منابع مهم درباره تاريخ روابط ايران و يونان بهشمار ميرود و آن را يگانه اثري دانستهاند كه همواره به آن استناد ميشود. البته نقدهايي بر تاريخ هرودوت شده و اين پرسش هست كه تا كجا ميتوان به تاريخ هرودت اعتماد كرد و چه مقدار از نوشتههاي او حقيقت است و چه اندازه آميخته با افسانه؟
وي افزود: يكي از كساني كه در روزگار ما كتاب هرودوت را نقد كرده، اميرمهدي بديع است. به هر حال كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» ويسهوفر، نگاه تازهاي به روابط تاريخي ايران و يونان دارد و بر خلاف نوشتههاي ديگر تاريخنگاران، سعي كرده است كه ديدگاه جديدي ارايه كند.
وي ادامه داد: اين كتاب در سال 2005 ميلادي در پاريس منتشر شده و حاصل چند سخنراني بود كه ويسهوفر در مركز «ميراث فرهنگي ايران» انجام داد. كتاب داراي پنج فصل است كه در آن مولف تلاش كرده است كه مساله تاريخ جهان باستان و تقابل فرهنگ شرق و غرب را درعصر هلنيسم نشان بدهد.
ويسهوفر ميگويد كه رابطه فرهنگي فقط از سوي شرق به غرب نبوده، بلكه داد و ستدي كاملا دو طرفه است. او بر دو سويگي اين رابطه تاكيد ميكند. در ضمن بحث تعارضهاي ايدئولوژيك غرب و شرق را باز ميكند و اشاره ميكند كه گرايش ضد آسيايي كه بعد از «منتسكيو» آغاز شد، تصويري كليشهاي از انسان شرق ساخته است.
ويسهوفر پرسشي را مطرح ميكند كه دامنه شرق تا كجا بوده است؟ او اوج رابطه ايران و يونان را در زمان هخامنشيان و به ويژه عصر هلنيسم ميداند و به لشكركشي اسكندر هم ميپردازد. ويسهوفر خوانده شدن آثار فلسفي يونان در روزگار انوشيروان را يادآوري ميكند و حتي از داد و ستد زباني ميان دو تمدن نام ميبرد و تاكيدش بر تاثير متقابل ايران و يونان است. انتشار اين كتاب ضمن سودمندي تاريخي كه دارد، فرصتي است تا رابطه فرهنگي ايران و يونان دوباره بررسي شود.
كتاب ويسهوفر فرصت تازه براي تحكيم روابط دو ملت
سپس كنستانتينوس پاساليس رايزن فرهنگي يونان در ايران گفت: آنچه من ميخواهم بر آن تاكيد كنم، روابط خيلي خوب ايران و يونان است. ترجمه كتاب «ايرانيان، يونانيان و روميان» ژوزف ويسهوفر نيز فرصت تازهاي جهت تحكيم روابط دو ملت در زمينه فرهنگ و ادب است. با مطالعه خلاصه انگليسي اين كتاب، ميتوانم بگويم كه روابط دو كشور ايران و يونان، اثبات كننده تاثير و احترام متقابل دو فرهنگ است.
وي افزود: همانطور كه ويسهوفر اشاره كرده، روابط اين دو فرهنگ بر اساس تنوع و تقابل پايهريزي شده است و يك سري نكات مشترك در كنار شماري تفاوتها ديده ميشود. در يونان قديم ديدگاههاي گوناگوني در مورد مسايل سياسي و اجتماعي وجود نداشته است، برعكس در ايران به خاطر وسعت زيادش نظريات همگن نبوده و تنوع بيشتري داشته است.
رايزن فرهنگي يونان در ايران خاطرنشان كرد: اين مبادلات در دوران هخامنشيان به اوج رسيد كه تاكنون ادامه داشته است. علاوه بر آنچه كه در موزهها ميتوان يافت، نوشتههاي موجود نيز نشان از پيوند استوار فرهنگي ميان دو تمدن دارد.
نظر شما