دكتر مهدي محبتي گفت: يكي از جاهايي كه نظامي از كار خود پرده برميدارد و به معناي واقعي كلمه، ما را به جهان انديشهاش ميبرد، آن بخش از «مخزن الاسرار» است كه «در سبب نظم كتاب» نام دارد. اين بخش به ما كمك ميكند تا بدانيم كه آيا منظومههاي پنجگانه نظامي، پيوسته و به هم مرتبطاند، يا پراكنده و از هم جدا.
هدف اين درسگفتار بررسي و اثبات اين نکته بود که «خمسه» حکيم نظامي نوعي سلوک شعري ـ فکري ـ شهودي خاصي است که به صورتي مبنادار و همخوان از «مخزنالاسرار» آغاز ميشود و تا «اسکندرنامه»، دايرهوار ادامه مييابد و به همين دليل درک منطق قصهگويي، شعرسرايي و انديشه رزمي نظامي ـ به ويژه شخصيتهاي تيپيک او ـ نيازمند درکي همسان و واحد از کليت «خمسه» او به عنوان يک اثر يگانه است.
دكتر مهدي محبتي افزود: يكي از جاهايي كه نظامي از كار خود پرده برميدارد و به معناي واقعي كلمه، ما را به جهان انديشهاش ميبرد، آن بخش از «مخزن الاسرار» است كه «در سبب نظم كتاب» نام دارد. اين بخش به ما كمك ميكند تا بدانيم كه آيا منظومههاي پنجگانه نظامي، پيوسته و به هم مرتبطاند، يا پراكنده و از هم جدا.
او ميگويد: «من كه سراينده اين نو گلم/ باغ تو را نغز نوا بلبلم/ در ره عشقت نفسي ميزنم / بر سر كويت جرسي ميزنم/ عاريت كس نپذيرفتهام/ آنچه دلم گفت بگو گفتهام/ شعبدهاي تازه برانگيختم/ هيكلي از قالب نو ريختم/ پايه درويشي و شاهي در او/ مخزناسرار الهي در او». اگر روي اين بيت تامل كنيم، درخواهيم يافت كه او چرا نام كتاب خود را «مخزن الاسرار» گذاشته است.
وي افزود: نظامي در همان بخش در ستايش از شعر خود، چنين ميگويد «نوح در اين بحر سپر بفكند/ خضر در اين چشمه سبو بشكند». نظامي پيشقراول «مكتب اراني» در شعر فارسي است. اين مكتب در بين سبك خراساني كه رو به افول بود و سبك عراقي كه در حال شكل گرفتن بود، قرار ميگيرد.
محبتي خاطرنشان كرد: اين سبك واسطه، «مكتب اراني» ناميده ميشود. بيشتر مضامين شاعران اين سبك، عالمانه و انديشهورزانه است و داراي فشردگي تصاوير است. خاقاني، فلكي شرواني، ابوالعلاء گنجوي و نظامي از نمايندگان برجسته سبك اراني بهشمار ميروند. پس نظامي در ستايش از خود مبالغه نميكند.
وي افزود: مجموع اين حرفها ما را به سمت اين نكته ميكشد كه بپرسيم مقصود نظامي از گفتن شعر چيست؟ دكتر زرينكوب نوشته است كه نظامي در «پنج گنج» دنياي آرماني خود را خلق ميكند. اولين تجربه او در «مخزن الاسرار» اين است كه جامعه پر از فساد و ناداني روزگارش را بر مبناي شريعت بسازد و دنياي آرماني خود را در اين مسير پيدا كند.
محبتي يادآور شد: اين سخن دكتر زرينكوب قابل تامل است. پس هدف نظامي از شاعري، تنها «شاعريت» نيست. او خود ميگويد «در لغت عشق سخن جان ماست/ ما سخنيم اين طل ايوان ماست». طل يعني خرابه. او ميگويد كه تمام وجود من خرابي است، جز «آبادي سخن». به اين دليل است كه سخن، جان من شده است.
سپس نكتهاي را يادآوري ميكند و ميگويد: خوشحالم كه اين خرابه نصيب من شد «گر نه سخن رشته جان تافتي/ جان سر اين رشته كجا يافتي». او ميگويد كه اگر سخن نباشد، از آدمي چه باقي ميماند؟ پس هدف نظامي از سرودن شعر، نه شاعري، بلكه به دست دادن چنين مضامين والايي است.
وي افزود: چگونگي سرايش شعر، در نزد هر شاعري تفاوت دارد. آنها به صورتهاي گوناگون شعر ميگويند و هر كدام، حال و هوايي مخصوص به خود دارند. نظامي ميگويد شعر براي من كاري بسيار جدي است. ميدانيم كه او به فلسفه و فكر اهميت ميدهد اما همواره شعر را مقدم بر آنها ميشمارد.
ابيات زير، مدعاي او در اين زمينه است «قافيه سنجان كه سخن بركشند/ گنج دو عالم به سخن دركشند/ خاصه كليدي كه در گنج راست/ زير زبان مرد سخن سنج راست/ آن كه ترازوي سخن سخته كرد/ بختوران را به سخن پخته كرد/ بلبل عرشند سخن پروران/ باز چه مانند به اين ديگران»
او درست ميگويد و ميداند كه اگر شاعر نباشد، زبان و فرهنگ هم نخواهد بود. نظامي سخن خود را چنين ادامه ميدهد «ز آتش فكرت چو پريشان شوند/ با ملك از جمله خويشان شوند/ پرده رازي كه سخن پروري است/ سايهاي از سايه پيغمبري است». شعر براي نظامي در اين حد اهميت مطرح است. او شاعري را سايهاي از پيغامبري ميداند.
نظر شما