سي و چهارمين شماره ماهنامه تخصصي اطلاعرساني و نقد و بررسي كتاب با عنوان «كتاب ماه فلسفه» ويژهنامه «توماس آكوئيناس» به سردبيري علياوجبي از سوي خانه كتاب منتشر و روانه بازار نشر شد.\
سخن سردبیر این شماره به موضوع «حكيم كيست، حكمت كدام است؟» پرداخته است كه در بخشي از آن آمده: «فيلسوفان مسلمان از همان آغاز در پي اثبات هماوايي عقل و دين، تفسير عقلاني از دين و تبيين ديني از عقل بودند. هم از اينرو فلسفه محض بدل به فلسفه اسلامي شد كه بيانگر تفاوت نگاه فيلسوف مسلمان يا يك فيلسوف محض است. فيلسوف مسلمان به دنبال يك تلاش عقلاني صرف نبود. او ميخواست جهاني شود ذهني مطابق جهان عيني. او به دنبال دستيابي به هستي مطلق بود تا از آن منظر به مطلق هستي بنگرد. او پيوسته در حال حركت در دو قوس صعود و نزول بود. كار او انديشه بود و انديشه و انديشه. لذا زبان او زبان ديگري بود. اگر هم به زبان عوام سخن ميگفت، سرانجامي جز تكفير، تبعيد، گريختن و در نهايت جانباختن نداشت. فيلسوف مسلمان، غريب و تنها بود.
آغاز فراگيري حكمت به معنايي كه گذشت دو شرط اساسي داشت: 1. سلامت ذهن 2. سلامت دل و تداوم آن نياز به بالا بردن توان عقلي از طريق تسلط بر قواعد منطقي و به كارگيري آنها و... و استدامه در تهذيب نفس داشت. هيچ فيلسوفي را سراغ نداريم كه بدون اين دو، ره به جايي برده باشد. سخن جديدي زده باشد. منظومه فكري نويي را ابداع كرده باشد. اين دو، دو بال پرواز از جهان تنگ ماديات و ورود به فضايي نوراني و نامتناهي مجردات و فوق مجردات، و مشاهده حقايق و حقيقةالحقايق به چشم دل است. هم از اينرو فيلسوف مسلمان را حكيم الهي ناميدهاند.
فيلسوف مسلمان از منظري ديگر به هستي مينگرد. از زيست در اين جهان هدفي متفاوت را پي ميگيرد. او پس از نيل به حقيقت از خورشيد حقيقي نور ميستاند و ديگران را رهنمون ميشود. او براي دستيابي همگان به سعادت و نيكبختي جاودان به دنبال آرمان شهر است.
بياييد شرايط حكمتاندوزي و ورود به دنياي فلسفه را از زبان آغازگر و موسس فلسفه اسلامي، ابونصر فارابي بشنويم و مرور كنيم:
"هر كسي در علم حكمت شروع كند، بايد كه شاب و صحيح مزاج باشد؛ متادب به آداب اخيار؛ و عالم و حافظ قرآن مجيد؛ و عارف به لغات عرب و قواعد علوم شرعي؛ و عفيفالنفس؛ و صدوق و ممتنع از فسق و فجور و غدر و زور؛ و منزه از خيانت و مكر و حيلت؛ و فارغ خاطر از مصالح معاش؛ و مواظب بر اداي وظايف شرعيات؛ و به هيچ نوع اختلالي به اركان شريعت و آداب سنت راه ندهد؛ دانش و دانشمندان را بزرگ شمارد؛ و هيچ چيز را جز علم و اهل آن به نزد وي قدر و ارزش نباشد؛ و تحصيل علم نه از جهت مكتسب و حطام دنياوي و جمع مال و جاه كند، بلكه از براي كمال نفس و احراز سعادت ابدي در آن شروع كند؛ و هركه برخلاف اين شيوه بود، او را حكيم زور و نبهرج گويند؛ و همچنان كه دروغ سخن استوار شمرده نميشود و پول مغشوش از نفوذ نيست، همچنين كسي كه اخلاقش خلاف آنچه گفتيم باشد، از حكيمان به شمار نميآيد." (درةالاخبار و لعمةالانوار، صص 21-20)
افزون بر آن، فلسفه از دريچهاي ديگر نيز فضيلت دارد و از همين نگاه آن را مادر تمامي دانشهاي حقيقي دانستهاند و آن اينكه موضوع تمامي معارف حقيقي در فلسفه اسلامي به اثبات ميرسد.
با توجه به تمامي آنچه گذشت، درمييابيم كه حكمت چيست و حكيم كدام است و اين دو از چه جايگاه رفيعي برخوردارند و چرا بايد به دنبال حكمتاندوزي بود و چرا ما فلسفه را بر صدر مينشانيم و با مخالفان اين گوهر الهي سر ناسازگاري داريم.»
گرايشهاي فلسفي در عصر توماس آكوئيني (دكتر ذكي غالي، جمشيد نژاداول)، نيم نگاهي به كتاب توماس آكوئيناس درباره طبيعت بشري (روبرت پاسناو، بابك سليميزاده)، مجموع آثار توماس آكوئيني (ابراهيم دادجو)، نظريه استحقاق در اخلاقيات معتزله (علي قيصري)، درنگي در دستنامه آكسفورد در باب عقلانيت (مهدي اخوان)، تاملي ديگر در هنر استدلال (غلامرضا ذكياني)، بررسي نقدهاي كتاب حسن بصري(2) (اكبر ثبوت) و نقدي بر عيار نقد (تاملي دوباره در مقاله نقد نقد) (حسين مفيد) عناوين مطالبياند كه در اين شماره به چشم ميخورند.
سي و چهارمين شماره ماهنامه «كتاب ماه فلسفه» در 128 صفحه و بهاي 12000 ريال راهي بازار نشر شده است.
نظر شما