مجموعه 3 جلدي "شهيدان اينگونه بودند" نوشته رضا آبيار كه به تازگي توسط نشر شاهد، وارد بازار نشر شده، خاطرات و ويژگيهاي برخي از شهداي دفاعمقدس و انقلاب اسلامي را از زبان والدين، همسران و فرزندان آنها دربر دارد._
اين خاطرات، از 37 عنوان كتاب و مجله اقتباس شدهاند كه از جمله آنها ميتوان به "علمدار" نوشته مهديه جنگرودي، "بحر بي ساحل" اثر فهيمه محمدزاده و "گلولههاي بيخطر" تاليف حسين بيدار مغز اشاره كرد.
در صفحه 26 اين كتاب، درباره سردار شهيد حجتالاسلام "نوري صفا" آمده است: "چند روز قبل از شهادتش با علاقه عجيي پيگير ميلاد حضرت زهرا(س) و روز مادر بود. در اين رابطه به خانوادههاي پاسداران منطقه گفته بود، حتما" با مادرانشان به مجلس جشن بيايند. خودش هم مادرش را به مجلس آورده بود. مراسم شروع شد. حاج آقا به جايگاه رفت و از مادرش خواست تا او هم به جايگاه برود. وقتي مادرش به جايگاه رفت، در حضور حاضران بر دست مادر بوسه زد و در مقابلش تواضع كرد و بعد از همه حاضران خواست تا با اين كار، مقام و منزلت مادر را گرامي بدارند."
كتاب دوم مجموعه "شهيدان اينگونه بودند" نيز شامل خاطرات همسران برخي از شهيدان انقلاب و دفاعمقدس چون؛ "آيتالله سيد محمد حسيني بهشتي"، "مصطفي چمران"، "رضا عبدي"، "يونس زنگيآبادي" و "يوسف كلاهدوز" است.
در بخشي از اين اثر، به نقل از همسر شهيد محمد جهانآرا آمده است: "يكي از يادهاي ماندگار كه به خصوصيات ايشان مربوط ميشود، هديههاي محمد بود. شايد خيلي از آقايان يادشان برود كه روزهاي ازدواج، عقد، تولد و عيد چه روزهايي است. اما محمد تمام اين روزها را به خاطر داشت، حتي اگر من تهران بودم، يادآوري ميكرد. اگر هديه مادي هم نبود، با نوشتن نامه يادآوري ميكرد. به هر بهانهاي تشكر ميكرد و خاطرهاي را زنده ميكرد. هر بار كه آنها را ميخوانم ميبينم كه اين جوان 25 ساله داراي چه روحيه لطيفي بوده است.
كتابهاي "حماسه ذوالفقار" نوشته حميد داوودآبادي، "همسفر" اثر احمد دهقان و " ماهنشان" به قلم حميدرضا شاهآبادي، از جمله منابع تدوين اين اثرند.
فرزندان 30 تن از سرداران و اميران دوران دفاعمقدس و مبارزان انقلاب اسلامي نيز در كتاب سوم مجموعه "شهيدان اينگونه بودند"، خاطرات خود را از پدران شهيدشان بازگو كردهاند.
فرزند شهيد آيتالله بهشتي در بخشي از اين اثر، به توجه پدرش به خواستههاي آنان اشاره ميكند و ميگويد: "13 ساله كه بودم، دوست داشتم كفش ورزشي بخرم. رفتم و خواستهام را به پدرم گفتم. با اينكه از بالاترين شخصيتهاي مملكتي بود و رفتنش در اجتماع و در فضاي آن زمان با اين حالت و بدون محافظ، كار معمولي نبود و با اينكه ميتوانست مبلغي را به مادرم يا برادرم بدهد تا آنها برايم كفش بخرند، همراهم آمد و با حوصله وقت گذاشت تا كفش مورد علاقهام را بخرم".
مجلدات مجموعه "شهيدان اينگونه بودند"، در قطع پالتويي و تيراژ هر مجلد هزار نسخه و بهاي مجموع 30هزار ريال، توسط نشر شاهد به چاپ رسيدهاند.
نظر شما