یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۷
طراحی جلد؛ سرمایه‌گذاری پنهان اما پول‌ساز ناشر

ایبنا گزارش می‌دهد؛

طراحی جلد؛ سرمایه‌گذاری پنهان اما پول‌ساز ناشر

اجازه نمی‌دهیم هوش مصنوعی جای حس انسانی را بگیرد

جلد کتاب، ویترینی است که پیش از خواندن متن، مخاطب را به خرید وادار می‌کند. طراحیِ حرفه‌ای، سرمایه‌گذاری پنهانی است که با هویت‌بخشی به اثر، اعتبار برند ناشر را در بازار پرهیاهوی کتاب ارتقا می‌دهد.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، این روزها که صحبت از هوش مصنوعی در همه جا به گوش می‌رسد، شاید تصور شود که دیگر نیازی به تخصص‌های انسانی نیست؛ اما در صنعت نشر، واقعیت شکل دیگری دارد. چون بازار کتاب فقط به «متن» وابسته نیست، بلکه به «دیده‌شدن» و «انتخاب‌شدن» هم وابسته است؛ و جلد کتاب دقیقاً در نقطه‌ای قرار می‌گیرد که تصمیم خرید شکل می‌گیرد. در عمل، جلد یکی از مؤثرترین عوامل در رقابت بازار است: کتابی که دیده نشود، حتی اگر محتوای ارزشمند داشته باشد، در چرخه فروش و توزیع عقب می‌ماند.

به همین دلیل است که استفاده از طراحان جلد در چرخ نشر، انتخاب هوشمندانه برای حفظ ارزش و اعتبار یک اثر است. جلد کتاب فقط یک نقاشی زیبا نیست بلکه باید شخصیت داشته باشد. این «شخصیت» در بازار به زبان ساده یعنی تمایز. وقتی مخاطب در کتابفروشی یا فروشگاه آنلاین با ده‌ها عنوان روبه‌روست، جلد باید بتواند در چند ثانیه پیام بدهد: این کتاب چه حال‌وهوایی دارد، برای چه سلیقه‌ای است و آیا حرفه‌ای و قابل اعتماد به نظر می‌رسد یا نه. طراحان جلد، برای هر کتاب یک هویت می‌سازند که در قفسه‌ کتابفروشی می‌درخشد؛ و همین درخشش، مستقیماً روی احتمال برداشته‌شدن کتاب از قفسه، ورق‌خوردن و در نهایت خرید اثر می‌گذارد.

اما هوش مصنوعی تصاویر را از ترکیب میلیون‌ها عکس می‌سازد؛ بنابراین معمولاً حس تکراری یا مصنوعی دارد. مسئله بازار اینجاست که تکراری بودن، به سرعت باعث بی‌تفاوتی مخاطب می‌شود. جلدی که شبیه ده‌ها جلد دیگر باشد، در میدان رقابتِ توجه شکست می‌خورد. هوش مصنوعی، کتاب را نمی‌خواند؛ فقط عنوان یا چند کلمه کلیدی را می‌گیرد و تصویری می‌سازد که شبیه به موضوع باشد. نتیجه این می‌شود که جلد، به جای اینکه «قول درست» به مخاطب بدهد، صرفاً یک تصویر کلی ارائه می‌کند؛ در حالی که در بازار کتاب، جلد در حکم وعده‌ای است که اگر با تجربه خواندن همخوان نباشد، می‌تواند به نارضایتی و بی‌اعتمادی منجر شود.

یک طراح، بخش‌هایی از کتاب را می‌خواند، با نویسنده تعامل دارد و لحن کتاب را درک می‌کند: اینکه آیا جلد، باید حسی غمگین، حماسی، فیلسوفانه یا طنز داشته باشد. این درک لحن، در بازار اهمیت حیاتی دارد چون مخاطب براساس همین نشانه‌ها تصمیم می‌گیرد کتاب مناسب او است یا نه. اگر جلد، لحن را غلط منتقل کند، کتاب به دست مخاطب اشتباه می‌رسد و فروش پایدار شکل نمی‌گیرد.

طراحی جلد؛ سرمایه‌گذاری پنهان اما پول‌ساز ناشر

طراحی جلد فقط عکس هم نیست؛ بخش مهمی از آن، انتخاب فونت، چیدمان اسم نویسنده و ترکیب کلمات با تصویر است که به آن گرافیک گفته می‌شود. این بخش از منظر بازار، ابزار «خوانایی» و «برندسازی» است. مخاطب باید بتواند در نگاه اول عنوان را بخواند، نام نویسنده را ببیند و با یک نظم بصری قانع شود که با محصولی حرفه‌ای روبه‌روست. طراح جلد می‌داند اسم نویسنده کجای تصویر باشد تا مخاطب را جذب کند. از سلیقه مخاطب روز بازار کتاب ایران خبر دارد؛ اما هوش مصنوعی از بازار واقعی و سلیقه‌ مردم بی‌خبر است. این شناخت بازار، یعنی تشخیص اینکه چه نوع تایپوگرافی، رنگ، تصویر و ترکیب‌بندی در زمان حاضر بیشتر اعتماد می‌سازد و چه چیزی باعث می‌شود کتاب «آماتور» یا «ارزان‌سازی‌شده» به نظر برسد.

ضمن اینکه جلد باید عطف و پشت جلد داشته باشد. از همه مهم‌تر، باید با استانداردهای چاپخانه سازگار باشد. در بازار واقعی، کیفیت چاپ و اجرای درست جزئیات، روی پذیرش کتابفروش، رضایت مخاطب و حتی تصمیم برای سفارش مجدد اثر اثر می‌گذارد. طراح جلد می‌داند چطور فایل را آماده کند که بعد از چاپ، رنگ‌ها خراب نشوند یا نوشته‌ها قطع نشوند؛ کاری که هوش مصنوعی دانشی درباره‌ آن ندارد. اینجا طراحی جلد به بخشی از «مدیریت کیفیت» تبدیل می‌شود؛ چیزی که مستقیماً با هزینه‌های ناشر و اعتبار برند نشر گره خورده است.

به‌نظر می‌رسد وقتی مخاطب تشخیص می‌دهد برای طراحی جلد یک کتاب، زمان صرف شده و هنرمند روی آن فکر کرده است، ناخودآگاه برای آن اثر ارزش بیشتری قائل می‌شود. این ارزش‌گذاری در بازار کتاب یعنی افزایش احتمال خرید و افزایش امکان توصیه‌کردن کتاب به دیگران. در مقابل، استفاده از هوش مصنوعی برای جلد کتاب، گاهی این حس را به خریدار می‌دهد که ناشر یا نویسنده برای کار خود ارزش زیادی قائل نبوده‌اند و خواسته‌اند سریع و ارزان کار را تولید کنند. شاید هوش مصنوعی ابزاری برای ایده گرفتن باشد، اما تجربه نمی‌کند، فقط تقلید است و هیچ حسی ندارد؛ و بازار، خیلی سریع به محصولاتی که «بی‌حس» به نظر برسند واکنش سرد نشان می‌دهد.

افشین شیروانی، مدیر انتشارات فرهنگستان هنر، در این باره معتقد است، حضور هوش مصنوعی در زندگی امروز غیرقابل انکار است و چه بخواهیم یا نه، هوش مصنوعی راه خودش را باز کرده و در همه جا، از سیاست و اقتصاد گرفته تا کارهای روزمره، حضور دارد و نمی‌توانیم جلوی آن را بگیریم. اما در منطق بازار کتاب، نتیجه روشن است: هوش مصنوعی می‌تواند ابزار کمکی برای سرعت دادن به ایده‌ها باشد، ولی طراحی جلد به‌عنوان عامل کلیدی در دیده‌شدن، تمایز و شکل‌گیری اعتماد مخاطب، همچنان یکی از مهم‌ترین سرمایه‌گذاری‌های ناشر برای موفقیت یک کتاب در بازار باقی می‌ماند.

هنر فقط رنگ و خط نیست روح می‌خواهد

شیروانی می‌گوید: وقتی پای کتاب‌های هنری وسط می‌آید، قصه متفاوت است. جلد کتاب هنری نباید فقط تصویری قشنگ باشد.

وی ادامه می‌دهد: تصور کنید می‌خواهیم برای کتابی که آثار استاد بزرگ خوشنویسی یا نقاشی در آن است، جلد طراحی کنیم. هوش مصنوعی شاید بتواند رنگ‌ها را کنار هم بگذارد، اما نمی‌تواند به آن طرح روح بدهد.

شیروانی افزود: آثار بزرگان، مثل نقاشان و خطاطان قدیمی، فقط رنگ و نقش نیستند، بلکه نوعی حس انسانی در آن‌هاست که هوش مصنوعی هرگز آن را متوجه نمی‌شود. هوش مصنوعی فقط کد می‌شناسد، اما هنر از دل آدمیزاد بیرون می‌آید.

وی معتقد است، طراح جلد برای اینکه بتواند حق مطلب را ادا کند باید اهل مطالعه و آگاهی لازم را داشته باشد. وقتی می‌خواهد جلد یک کتاب خاص را طراحی کند، موضوع آن را خوب بشناسد. مثلاً اگر قرار است برای یک کتاب فلسفی جلد طراحی کند، باید کمی فلسفه خوانده باشد تا متوجه شود نویسنده چه می‌خواسته بگوید.

شیروانی می‌گوید: نمی‌شود از کسی که فقط کارهای تبلیغاتی معمولی انجام می‌دهد، توقع داشته باشیم که برای یک کتاب هنری، طرحی بزند که به دل اهل فن بنشیند.

طراحی جلد؛ سرمایه‌گذاری پنهان اما پول‌ساز ناشر

وی مثالی زد که تقریبا همه تجربه‌اش کرده‌اند، استفاده از فایل‌های پی‌دی‌اف (PDF) و ادامه داد: بسیاری اصلاً دوست ندارند در گوشی همراه، کتاب بخوانند چون چشم را خسته می‌کند و هیچ حسی ندارد. اما وقتی کتاب را در دست می‌گیریم و بوی کاغذ حس می‌شود، لذت دیگری دارد.

شیروانی می‌گوید: اگر به خانه اهالی ادبیات، از پژوهشگر و نویسنده برویم، می‌بینیم کتابخانه‌ آن‌ها پر از کتاب‌های واقعی است؛ چون آن کتاب‌ها به محیط خانه و کار هویت می‌دهند؛ اما کتاب‌های الکترونیکی هیچ‌وقت نمی‌توانند این کارکرد را داشته باشند.

وی بیان کرد: در شرایطی که همه چیز گران شده و بسیاری برای کمتر شدن هزینه‌ها سراغ هوش مصنوعی می‌روند. ترجیح من این است که به جای اینکه، مثلاً ۵۰ کتاب بی‌روح با هوش مصنوعی چاپ کنیم، تعداد کمتری کتاب نشر یابد، اما همان چند کتاب آنقدر با ذوق و هنر انسانی همراه باشد که وقتی مخاطب می‌بیند، واقعاً بخواهد آن را خریداری کند و در کتابخانه‌ نگه دارد.

شیروانی، با اشاره به انتشار آثاری همچون «مرقع گلشن» حاصل هم‌آفرینی هنرمندان ایرانی و هندی مشتمل بر هنر ظریف نقاشی و خوشنویسی از مکتب هند و ایرانی است، گفت: این کتاب هنری بی‌نظیر، ۵۰۰ ساله است. وقتی یک اثر تاریخی را چاپ می‌کنید که در هر صفحه‌اش دنیایی از هنر به کار رفته، طنز است بخواهید جلد را با هوش مصنوعی طراحی کنید. این روش با ارزش آن اثر جور در نمی‌آید.

وی افزود: شاید برخی از ناشران که فقط به فکر بازار و فروش هستند، سراغ هوش مصنوعی بروند البته که آن‌ها هم دلیل خود را دارند، اما مجموعه‌ای مثل فرهنگستان هنر ترجیح می‌دهد همیشه سمت هنر واقعی و کار دست هنرمند باشد و اجازه ندهد هوش مصنوعی جای حس انسان را بگیرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها