یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
تاریخ خلیج فارس به پایان نرسیده است

عبدالرسول خیراندیش می‌گوید: از حدود دهه ۱۹۹۰، یعنی پس از پایان جنگ سرد، درباره خلیج فارس کارهای زیادی صورت گرفته، اما یک تاریخ‌نگاری جامع کمتر در دسترس است. وقایعی آغاز شده که هنوز نقطه پایانی برای آن‌ها دیده نمی‌شود. به تعبیر مورخان، یک «دور کامل» طی نمی‌شود تا بتوان آن را وارد حوزه تاریخ‌نگاری کرد.

سرویس تاریخ خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- آناهید خزیر: عبدالرسول خیراندیش، تاریخ‌شناس و تاریخ‌نگار ایرانی و استاد دانشگاه شیراز است. خیراندیش تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در برازجان گذراند. در سال ۱۳۶۳ از دانشگاه فردوسی مشهد لیسانس تاریخ گرفت. مدتی در مراکز تربیت معلم شیراز و برازجان تدریس می‌کرد و سپس از دانشگاه تهران فوق لیسانس گرفت. او مدتی در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی وزارت آموزش و پرورش مشغول به کار بود. در سال ۱۳۷۴ دوره دکتری تاریخ را در دانشگاه تربیت مدرس به پایان برد و پس از آن در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌های مختلف به تدریس و تحقیق مشغول بوده است. بایندریان، مغولان در قفقاز، فارسیان در برابر مغولان، سواحل خلیج فارس، برازجان، مغولان در تاریخ و... نام کتاب‌ها و ترجمه‌هایی است که خیراندیش نوشته و یا ترجمه کرده است. با عبدالرسول خیراندیش درباره جایگاه هویت ملی و کتاب‌های تاریخ گفت‌وگو کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید:

از آخرین کتابی که چاپ کرده‌اید مدت‌ها می‌گذرد چرا این روزها کم‌کار شده‌اید؟

دلایل مختلفی وجود دارد. یکی سن من است، دیگری این‌که چشمم ناراحت است و دلیل دیگر این‌که با توجه به شغل و کارهایی که دارم، مثل کسی هستم که از خط پایان گذشته و دیگر عجله‌ای ندارد. نکته دیگر این است که من هیچ‌گاه با جنبه‌های اقتصادی نشر ارتباطی نداشته‌ام؛ به همین دلیل، در حدی که به کار دل بیاید، تمام‌وقت مشغول هستم.

احساس می‌کنم باید درباره موضوعاتی بنویسم و خیلی هم به فکر چاپِ فوری نیستم. امیدوارم در آینده چاپ شود، اما نوشتن را واجب می‌دانم. باید مطالبی را پیدا کنم که به جایی برسد و از این‌که بخواهم کاری را با عجله انجام بدهم، ضرورتی نمی‌بینم. امیدوارم به نتیجه برسم و به انتشار برسد.

تاریخ خلیج فارس به پایان نرسیده است

در حوزه خلیج فارس، شما یکی از چهره‌هایی هستید که همواره پژوهش‌های نو ارائه داده‌اید و با توجه به شناخت خوبی که از منطقه دارید، کارهای ارزشمندی عرضه کرده‌اید. در این دوره، با توجه به مسئله جزایر سه‌گانه و پژوهش‌هایی که انجام شده، نتوانسته‌ایم خیلی موفق باشیم. از دیدگاه شما این پژوهش‌ها چه جایگاهی دارند؟

چنین بحث‌هایی بیشتر به روابط بین‌الملل، حقوق بین‌الملل، مناسبات بین‌المللی و امور جاری سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی، نظامی و امنیتی منطقه مربوط می‌شود و در میان کسانی مطرح است که دست‌اندرکاران رسمی این امور در سطح منطقه و جهان هستند. از این منظر، تا رسیدن به یک کار تاریخ‌نگارانه که به اهل تاریخ مربوط شود، هنوز فاصله زیادی وجود دارد؛ چرا که اسناد، مدارک و نتایج این‌گونه موضوعات باید به مرحله‌ای برسد که مورخ بتواند به آن بپردازد.

به‌طور طبیعی، نوعی صبر لازم است تا چشم‌اندازی روشن‌تر از جنبه‌های مختلف مسئله پدیدار شود. در جهان، پژوهشکده‌ها و مراکز تحقیقاتی بسیاری وجود دارد که درباره خلیج فارس کار می‌کنند و محققان زیادی نیز به این حوزه مشغول‌اند. ایرانی‌ها هم در حد توان خود به این موضوع پرداخته‌اند. اما باید به یک نکته توجه کرد: از حدود دهه ۱۹۹۰، یعنی پس از پایان جنگ سرد، درباره خلیج فارس کارهای زیادی صورت گرفته، اما یک تاریخ‌نگاری جامع کمتر در دسترس است. وقایعی آغاز شده که هنوز نقطه پایانی برای آن‌ها دیده نمی‌شود. به تعبیر مورخان، یک «دور کامل» طی نمی‌شود تا بتوان آن را وارد حوزه تاریخ‌نگاری کرد.

در این شرایط، ابعاد و جوانب رخدادها دیده می‌شود، اما در یک طرح کلی و جامع قرار نمی‌گیرد. بخشی از این وضعیت به شرایط جهانی بازمی‌گردد؛ جهانی که دچار نوعی چندپارگی، چندگانگی و چندسویگی شده و به‌آسانی نمی‌توان آن را جمع‌بندی و تمام‌شده تلقی کرد یا در یک استنتاج نهایی قرار داد. اگر این سخن را با دقت دنبال کنیم، می‌توان کمرنگ‌تر شدن نقش سازمان ملل در تحولات جهانی را نسبت به دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ مشاهده کرد. به‌طور طبیعی، چنین وضعیتی برای همه کسانی که به این جغرافیا نگاه می‌کنند، نوعی سیاست انتظار را به همراه دارد.

ملی‌گرایی یکی از مباحثی است که درباره آن بسیار سخن می‌گویند و امروزه اهمیت بسیاری نیز در جامعه یافته است، چرا هویت ملی جایگاه واقعی خود را به دست نیاورده است؟

هویت و ملیت بدون شک یکی از ارکان مهم کتاب‌های درسی تاریخ در همه جای دنیاست. از همان آغاز که آموزش رسمی تاریخ در مدارس جهان شکل گرفت، این موضوع وجود داشته و مختص ایران هم نیست؛ هرچند ایران نسبت به برخی کشورها با تأخیر وارد این حوزه شد، اما در منطقه‌ای که ما در آن قرار داریم، جزو پیشگامان بوده است. حتی اگر در مقاطعی به دلایل مختلف تغییراتی در این زمینه پدید آمده، این به معنای توقف این روند نبوده، بلکه شکل آن تغییر کرده یا دچار افزایش و کاهش شده است.

این رشته و این امر هرگز متوقف نشده و حتی با وجود تغییرات سیاسی در ایران و کشورهای همسایه نیز به همین صورت ادامه داشته و خواهد داشت. اکنون هم اگر در پرتو برخی تحولات سیاسی، به بعضی جنبه‌ها بیشتر و به بعضی کمتر توجه می‌شود، امر عجیبی نیست و متناسب با وقایع رخ می‌دهد. اما اگر منظور رسیدن به یک حد تعادلی و یک پایه علمی و آموزشی مشخص به‌عنوان نوعی استانداردسازی است، بدون تردید باید به آن توجه شود.

تاریخ خلیج فارس به پایان نرسیده است

دیدگاه شما درباره محتوای کتاب‌های درسی تاریخ چیست؟ آیا کتاب‌های درسی دانشگاهی و مدارس نیازمند بازنگری محتوایی هستند؟

نباید فراموش کنیم که کتاب درسی، کتابی برای یک سال نیست؛ اگرچه دانش‌آموز در یک پایه تحصیلی آن را در یک سال می‌خواند و نمره قبولی یا مردودی می‌گیرد، اما آنچه از کتاب درسی می‌آموزد، برای تمام عمر با او باقی می‌ماند. حداقل در دوره تحصیل که گاه ۲۰ تا ۳۰ سال طول می‌کشد و سپس در دوره اشتغال که حدود ۳۰ سال دیگر را دربرمی‌گیرد، این آموخته‌ها همراه فرد است. بنابراین، یافته‌ها و داشته‌هایی که از طریق کتاب‌های درسی منتقل می‌شود، باید این دوره‌های سنی و زمانی را پوشش دهد.

یک کتاب درسی می‌تواند بر حدود دو نسل تأثیر بگذارد و بدون شک نیازمند نگاهی فراتر از تحولات روزمره است؛ نگاهی که افقی بلندمدت و دست‌کم دونسلی را در نظر بگیرد. این امر مستلزم نوعی استانداردسازی و ساختن شالوده‌ اصلی است؛ کاری که هم به کارشناسی بسیار دقیق نیاز دارد و هم به مدیریتی هوشیار.

در کشورهای مختلف، برای این موضوع سیاست‌های متفاوتی در نظر گرفته شده است. برای مثال، در آلمان دوره‌های بیست‌ساله برای بازنگری‌های اساسی کتاب‌های تاریخ تعریف شده، در ژاپن و آمریکا دوره‌های ده‌ساله در نظر می‌گیرند. در این فرآیند، از معلمان به‌عنوان دست‌اندرکاران مستقیم آموزش گرفته تا مؤلفان، برنامه‌ریزان و حتی سیاستمداران که مدیران جامعه‌اند، همگی در یک ملاحظه و هم‌اندیشی مشارکت می‌کنند. با توجه به افق آینده و برداشتی که از آن دارند، محتوای برنامه‌های درسی، به‌ویژه تاریخ، بر اساس قواعد، شیوه‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌هایی تنظیم می‌شود.

این سیاست‌ها می‌تواند به شکل‌های مختلفی بروز کند؛ از بازآموزی دبیران و تدوین کتاب‌های جدید گرفته تا صدور بخش‌نامه‌هایی که درباره ورود یا نحوه طرح برخی عبارات در متون تاریخی ملاحظاتی را در نظر می‌گیرد. همه این موارد را شامل می‌شود. بنابراین، بله، لازم است ما هم فارغ از تحولات روزمره، با نگاهی بلندمدت به این موضوع بنگریم و به حدی متعادل و متناسب دست پیدا کنیم.

گفت‌وگوی نخست ایبنا با عبدالرسول خیراندیش درباره کاربرد هوش مصنوعی و تاریخ را بخوانید و فیلم‌هایش را فقدان طرح کلی پژوهش درباره خلیج فارس و هوش مصنوعی و پژوهش‌های تاریخی؛ فرصت یا تهدید؟ ببینید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

تازه‌ها

پربازدیدها