سعيد حميديان در روز دوم همايش «گفتوگو با حافظ» گفت: اگر حافظ را قياس كنيم با شعراي سده 8 هجري قمري، ميبينيم كه او بسيار محافظهكار است؛ به طوری که حتی بر خلاف دیگر شاعران این دوره چون خواجو، در استفاده از صنعتی چون ایهام که در آن زمان رواج عام داشته، جانب اعتدال را رعایت میکند.
وي افزود: ايهام را به عنوان قضيه غالب و مسلط در شعر حافظ ميشناسيم ولي اگر حافظ را با ديگر شاعران سده 8 هجري قمري قياس كنيم ميبينيم كه بسيار محافظهكار است و در اشعارش نميخواهد كه از كلمات ايهامي استفاده كند و اين مسأله براي او از اهميت خاصي برخوردار است.
وي به اشعار خواجو نيز اشاره كرد و گفت: در سده 8 هجري قمري ما خواجو را داريم، خواجو پيش از حافظ ميزيسته و تأثير بسياري بر او اين شاعر غزلسرا گذاشته است. به گمان من خواجو شاعر خلاقي است و ذهن خلاقي دارد و سازنده و ابداعگر خوبي است؛ ولي در مسأله ايهام، حد را نميشناسد و افراط ميكند، شعرهايي دارد كه نفس آدم را ميگيرد. هنگامي كه صحبت كرمان و ايوب ميآيد حتما بايد قضيه كرم و كرمان و ايوب با هم مطرح شود و اين تكرار باعث ميشود كه هوايی نفسگير از تكرار خود ايجاد كند.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: خواجو التزام ميكرده و حتي زماني كه غزل ميگويد تك تك كلماتش ايهام داشته است. شاعر بايد در نظر بگيرد يكي از مسايل مهم در شاعري رعايت حد است. حافظ با اين كه به ايهام شهره است ولي هرگز به خود اجازه نداده كه كلام را در اين حالت بسرايد.
وي افزود: حافظ چونان كه همه ميدانند انواع و اقسام ايهام را دارد، ايهام ساختاري، لفظي، خطي، ترجمه و... اما غرض من از اين نوع ايهام، ايهامي است نه در حد واژه بلكه ايهامي كه در كل بيتها آمده و حافظ خواستار آن است. قرن 8 هجري قمري شاعرها روي دست هم بلند ميشوند و خواجو نيز به دليل آن كه بر سر شاعران ديگر چيره شود آن بلاها را بر سر اشعار خود آورده است و من نمونههاي متعددي از اشعار خواجو استخراج كردهام.
حميديان در ادامه سخنانش خاطرنشان كرد: در برخي مواقع كل بيتها ايهام دارد و برخي الفاظ كل بيت را دگرگون ميكند و بعضي ديگر نيز هر ضلع آن معنايي را در خود نهفته دارد. جرعه در شعر به معناي دعاي صبحگاهي ميآيد و در قرآن كريم اين مسأله بسيار آمده است كه در سحرگاه استغفار ميكنند، ندبه ميخوانند و نيايش ميكنند و در شعر فارسي از همين استغفار مايه گرفتهاند و دعاي صبحگاهي را به جرعه تبديل كردهاند.
وي در ادامه سخنانش افزود: دم زدن يعني جرعه زدن و جرعه بالا انداختن. سنايي ميگويد كه جرعه يعني دعاي سحرگاهي. دُرد نيز معناي اوراد صبحگاهي ميدهد كه در سنت شعر فارسي بيان شده است. «خُمها همه در جوش و خروشند ز مستي» يك ايهام ساختاري دارد كه شارحان ما سر اين مسأله اختلاف داشتهاند، حسينعلي هروي معتقد است اين مي، مي انگوري است و اين مسأله ايهام را ميرساند اما سيد محمد راستگو ميگويد بر عكس اين باده انگوري نيست بلكه باده حقيقت، خدايي و وحدت است.
اين استاد دانشگاه يادآور شد: شاعر در اين مصرع با اين مسأله بازي كرده و در همه جاي اشعارش از واژه فنا استفاده كرده است. در اين جا معلوم نيست كه فناي عرفاني است يا فناي جسماني. شاعران قرن 8 به دنبال نوعي ايهام ميگردند كه مخاطب را بين دو معني سرگردان كنند؛ در صورتي كه معناي ديگري وجود دارد که ذهن را به سمت ديگري از معنا بكشاند.
مرزبندي واژهها در اشعار حافظ كار مشكلي است
سپس دكتر سيد حسن شهرستاني معاون پژوهشي بنياد ايرانشناسي درباره «مدارا و مروت در گفتوگو با حافظ» سخن گفت.
وي بحث مدارا و مروت را در شعر حافظ كاويد و افزود: ايهام وجه خاص شاعران قرن 8 هجري قمري است و اوج ايهامهاي زيبا در اشعار آنها مشاهده ميشود. بسیاری از ابیاتی که اين شاعران مطرح ميكنند وجه ايهامي دارد. مطرب عشق، نگاه سرو و... كاربرد اصطلاحي در اشعار حافظ دارد.
وي افزود: مدارا و مروت تداعي كننده نيت حافظ است و در بيت «آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدار» اين مسأله به روشني آشكار است. اگر به مفهوم مروت در اين بيت بنگريم با فتوت همراه است. فتوتنامهها در قرن 4 هجري قمري به كار رفتهاند. به اين دليل نگاه ما بايد به اشعار شاعران مفهومي باشد نه نگاه واژهاي.
اين پژوهشگر و استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: ما وجوه شخصي حافظ را نميتوانيم به ادب، هنر و عرفان و... تفسير كنيم؛ اما هنر آن است كه حافظ به بيان لطيف و هنرمندانه مطرح شود. بردباري و تسامح كه به مدارا نزديك است در اشعار حافظ مشاهده ميشود و فردوسي نيز مدارا را برادر خرد ميداند و تعبيري كه به روايات اسلامي نزديك است اين مسأله را در بردارد كه همواره علم را با حلم همسو ميدانند و علم را در فرهنگ اسلامي با مدارا آوردهاند.
وي به اشعار حافظ اشاره كرد و مروت و مدارا را در سروده اين شاعر غزلسرا بسيار پررنگ دانست و گفت: مدارا 151 مورد، مروت و عياري 92 نمونه در اشعار حافظ مشاهده ميشود و 53 مورد نيز تركيبي از هر دوست.
وي به تفاوت صبر و حلم اشاره كرد و گفت: صبر با حلم تفاوت بسياري دارد. صبر شكيبايي پس از حادثه است؛ اما حلم خويشتنداري پيش از حادثه است و مروت از عناصر عدالت بهره ميجويد. انسانها از عدالت ميافتند اگر اهل مروت نباشند و توجه به نيكيها و دوري جستن از بديها نيز ميتواند عدالت را به همراه آورد. مروت، عميقتر از مدارا به مسأله نگاه ميكند و مدارا كنار زدن حوادث و يا از كنار حوادث گذر كردن است.
شهرستاني نمونههايي را از تركيب مروت و مدارا از اشعار حافظ براي حاضران در جلسه خواند و مناعت و عزت نفس را در اشعار حافظ بسيار دانست و گفت: مرزبندي واژهها در اشعار حافظ كار مشكلي است؛ زيرا حافظ واژهها را با نظم خاصي در اشعارش استفاده كرده است.
نظر شما