استفاده از زبان محاوره در آثار کودکان و نوجوانان/۱
توزندهجانی: نویسنده با زبان محاوره، میخواهد اثر را از سطح عادی بالا بکشد
حد و حدود استفاده از زبان محاوره در کتابهای کودکان و نوجوانان را از جعفر توزندهجانی پرسیدیم و او گفت: نویسنده در استفاده از زبان معیار و زبان محاورهای علاوه بر ضرورت داستانی سعی میکند که آن را از سطح عادی خود بالا بکشد؛ به ویژه در استفاده از زبان محاورهای یا شکسته.
جعفر توزندهجانی نویسنده کتابهای کودکان و نوجوانان درباره ضرروت استفاده از زبان محاروهای در ادبیات میگوید: استفاده از زبان محاورهای یا شکسته برای کودکان و نوجوانان موافقان و مخالفان خاص خود را دارد. طرفداران چنین استدلال میکنند که استفاده از زبان محاورهای در آثار کودکان باعث میشود مخاطب ارتباط بهتری با اثر برقرار کند.
وی با بیان این که طرفداران معتقدند کودکان قبل از اینکه در یک شعر یا داستان دنبال معانی جملات و کلمات باشند به عناصر شکلی توجه میکنند، میافزاید: عناصر شکلی، ضرباهنگ، موسیقی و... هستند. اما مهمتر از همه این نکته است که برخورد کودکان و نوجوانان با ادبیات متفاوت با نوع برخورد بزرگسالان است. چون کودکان قبل از اینکه دستور زبان یاد بگیرند زبان را از مادر خود میآموزند و به همین دلیل نسبت به ادبایت واکنش متفاوتی دارند.
این نویسنده کودک و نوجوان نظر مخالفان را اینگونه بیان میکند: مخالفان میگویند زبان معیار هم، چون یک شیشه است که اندیشهها را به روشنی و وضوح بیان کرده و انتقال اندیشهها را راحتتر میکند. هم چنین تاکید میکنند زبان معیار که همان زبان فارسی است در برگیرنده همه اقوام ایرانی است و رنگ و بوی قوم خاصی را ندارد.
نویسنده کتابهای «افسانه سه پادشاه» و «مهمانی دیوها» معتقد است: به عنوان یک نویسنده میگویم که در یک داستان این ضرورت داستانی است که تعیینکننده استفاده از نوع زبان است. یعنی هر داستانی دارای ساختاری است. ساختاری که عناصر گوناگون، هم چون شخصیتپردازی، فضاسازی، زبان، لحن و ... را به هم پیوند میدهد. اگر قرار است یکی از این عناصر در جای خود به کار برده شود باید ضرورت داستانی توجیهکننده آن باشد نه چیز دیگری.
وی همچنین میافزاید: زبان محاورهای در هر داستان بنا به ضرورت است که جای حضور پیدا میکند. البته باید توجه کرد که کار نویسنده ارتقای زبان است. در حقیقت نویسنده در استفاده از زبان معیار و زبان محاورهای علاوه بر ضرورت داستانی سعی میکند که آن را از سطح عادی خود بالا بکشد؛ به ویژه در استفاده از زبان محاورهای یا شکسته. چون بسیاری از گفتگوهایی که ما در بیرون میشنویم قابلیت آن را ندارند که وارد داستان شوند؛ آن هم به بهانه اینکه میخواهیم اثری واقعی بنویسیم.
توزندهجانی با اشاره به آثار برجسته ادبی حاضر میگوید: گاه نویسندگان چیره دست چنان استفاده به جایی از زبان محاورهای چه در گفتوگوها یا متن کردهاند که برای همیشه ماندگار شده و خواندن آنها نه تنها زبان ما را دچار مشکل نمیکند، بلکه باعث ارتقای آن نیز میشود.
این نویسنده کودک و نوجوان میافزاید: چند وقت پیش داستانی خواندم که اتفاقا برای نوجوانان است. هنگام خواندن آن متوجه شدم که نویسنده اثر تعادل ظریفی بین زبان محاروهای و نوشتاری در دیالوگها، خصوصا دیالوگ یکی از شخصیتها بر قرار کرده بود که قابل تحسین بود. در حقیقت او با این کار همان ارتقای زبانی مورد نظر را انجام داده بود. به نظر من بخشی از مخالفتهای که با زبان محاورهای در ادبیات داستانی میشود مربوط به نویسندگانی است که از این زبان استفاده بد و نابهجا کردهاند.
نظر شما