كارشناس روانشناسي تحليلي در نهمين نشست نقد كتاب «زناني كه با گرگها ميدوند» با بيان داستانهاي روانشناسانه، به بررسي پرورش زندگي خلاق پرداخت._
طهماسبي با اشاره به داستان و اين كه دانههاي كبريت نماد خلاقيت است، اظهار داشت: دختر كبريتفروش درست تربيت نشده بود زيرا ميتوانست هيزم جمع كند و به وسيله كبريتها آتش گرمي روشن كند و خود را از مرگ نجات دهد اما تمام كبريتها را بيهوده و براي روشنايي اندك مصرف كرد. بيشتر ما عادت كردهايم نورهاي كوچك وجودمان را به هزينههاي اندك بفروشيم. بايد با شعلههاي كوچك كبريت آتش درست كنيم تا از سرما يخ نزنيم.
كارشناس روانشناسي تحليلي افزود: بدترين اتفاقي كه براي دختر كبريتفروش افتاد، خواب و خيال بيهوده(ديدن روح مادربزرگ) است كه او را به سوي مرگ ميبرد. اين خيالات بيهوده باعث ميشوند تا ما به جاي استفاده بهينه از موقعيتها و فرصتها، خود را با خوابهاي شيرين سرگرم كنيم.
وي همراهي مادر بزرگ با دختر كبريتفروش را دومين نكته منفي اين داستان خواند و گفت: در اينجا به جاي اين كه مادر بزرگ با تلنگر دختر را آگاه كند و او را از مرگ نجات دهد، با او همراه شد و منتظر مرگ دختر نشست و اين نماد كساني است كه ما با آنها مشورت ميكنيم و برنامههاي خود را با آنها در ميان ميگذاريم و آنها نميتوانند به درستي ما را راهنمايي كنند.
سپس طهماسبي با اشاره به يخ زدن دختر اظهار داشت: يخ زدن يعني بيتفاوتي. روح زنان به جريان داشتن احتياج دارد و نبايد سرد شود و يخ بزنند. همچنين زنان بايد زمان مناسب خوابهاي شيرين را تشخيص دهند و از خيالات بيموقع كه باعث يخزدن ميشود، جلوگيري كنند.
وي درباره داستان ديگري از كتاب با عنوان «زن گريان» گفت: زن زيبايي از طبقه پايين اجتماع در شهري زندگي ميكرد كه يك جوان نجيبزاده به او علاقهمند شد. پس از چند سال كه آنها صاحب دو فرزند بودند، مرد گفت ميخواهم به شهر خودم بازگردم و با زني از طبقه خودم ازدواج كنم و بچهها را نيز با خود ميبرم. زن از فشار رواني اين موضوع چنان پريشان شد كه بچههايش را داخل رودخانه غرق كرد و خودش نيز از غصه دق كرد و مرد. در افسانهها ميگويند روح زن گريان كنار رودخانه روح فرزندانش را جستوجو ميكند.»
طهماسبي با اشاره به اين كه روح زنان مانند يك رودخانه خروشان است، اظهار داشت: زنان در ارتباط با طبيعت زندگي ميكنند و برخي از افراد توانايي درك اين مساله را ندارند و نميدانند طبيعت داراي هوش سرشاري است.
كارشناس روانشناسي با اشاره به اين كه روح انسانها از دو نيمه مذكر و مونث تشكيل شده و اين كه نيمه مذكر، روح زنان است (تاجر روح) كه خلاقيت نيروي مونث را به مرحله عمل ميرساند و به جهان عرضه ميكند، عنوان كرد: در اين داستان با يك نيروي مذكر آسيبخورده مواجهيم كه نميتواند خلاقيتش را به بيرون عرضه كند و راه مناسبي براي رفع مشكلش بيابد. در نتيجه با خروش زياد عكسالعمل نشان ميدهد.
وي گفت: براي داشتن نيروي مذكر سالم، به تغذيه روحي سالم نياز داريم، يعني با توجه كردن به خواستههاي ذهني و به مرحله عمل رساندن آنها، سركوب كردن خواستههاي ذهني و تظاهر به تغذيه روح، به شهود و تخيل آسيب ميرسد و با تخريب شهود، قدرت سازماندهي خواستهها، عمل و مداومت را از دست ميدهيم.
اين نشستها تا 17 خرداد، هر يکشنبه از ساعت 10 صبح تا 12 در سالن اجتماعات فرهنگسراي خانواده برگزار ميشوند.
كتاب «زناني كه با گرگها ميدوند» اثر «كلاريسا پينكولا استس» با ترجمه سيمين موحد از سوي نشر پيكان منتشر شده است.
علاقهمندان براي شركت در اين برنامه ميتوانند به فرهنگسراي خانواده به نشاني نارمك، ميدان هلال احمر، خيابان گلستان مراجعه كنند يا براي كسب اطلاعات بيشتر با شماره 77841376 تماس بگيرند.
نظر شما