یکشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۵:۲۴
بي‌توجهي به نيازهاي روحي، آسيب‌هاي جبران‌ناپذير در پي دارد

كارشناس روان‌شناسي تحليلي در هشتمين نشست نقد و بررسي كتاب «زناني كه با گرگ‌ها مي‌دوند» با بيان قصه بازگشت به خويشتن، مسايلي را درباره توجه به نيازهاي روحي مطرح كرد و گفت: گاهي بي‌توجهي به روح خويشتن آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري براي زنان به وجود مي‌آورد._

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، در اين نشست كه صبح امروز(سوم خرداد) در سالن اجتماعات فرهنگسراي خانواده برگزار شد،  روان‌شناس برنامه با تعريف داستان نهمين فصل كتاب «زناني كه با گرگ‌ها مي‌دوند» به بحث و بررسي‌هاي روان‌شناسانه درباره مفاهيم اين بخش از كتاب پرداخت و اصولي را در زمينه توجه به روح و نيازهاي روحي عنوان كرد.

در ابتداي اين جلسه، مريم طهماسبي، داستان «بازگشت به خويشتن» را اين‌گونه تعريف كرد: «سال‌هاي خيلي دور در منطقه اسكانديناوي مرد صيادي به تنهايي زندگي مي‌كرد، يكي از روزهايي كه مرد صياد براي صيد فوك رفت از پشت صخره‌ها صداي خنده‌اي شنيد، زماني كه نزديك شد، چند زن زيبا را ديد كه ميان برف و يخ بازي مي‌كردند و در كنار آنها، روي صخره‌ پوست چند فوك به چشم مي‌خورد. مرد در دل آرزو كرد كه يكي از اين زنان همسرش بود.»

وي در ادامه داستان گفت: «مرد وسوسه شد و پوست يكي از فوك‌ها را برداشت، زماني كه فوك‌ها به پوست خويش باز گشتند يكي از آنها پوستش را نيافت، مرد نيز به سراغ زن رفت و درخواستش را مطرح كرد و به زن گفت پس از هفت سال پوستت را به تو بازمي‌گردانم، زن نيز پذيرفت با آن مرد ازدواج كند تا پس از هفت سال پوستش را بازيابد. در طول زندگي زن و مرد صاحب فرزند پسري شدند به نام «اوروك» اما زن روز به روز زيبايي خود را از دست مي‌داد و پوستش خشك و ترك خورده شده بود. زن به مرد گفت لطفا پوست مرا بازگردان اين هشتمين زمستاني است كه اينجا هستم و تو به عهد خود عمل نكرده‌اي. يك شب «اوروك» در خواب صدايي شنيد كه او را كنار صخره‌ها كشاند. او كنار صخره‌ها فوك پيري را ديد كه يك پوست به او داد تا به مادرش بدهد.»

طهماسبي افزود: «زماني كه «اوروك» لباس را به مادرش داد، مادر لباس را به تن كرد و فرزندش را در آغوش گرفت و زير آب برد او را با محل زندگي خود آشنا كرد و پس از هفت روز فرزندش را باز گرداند. ساليان سال مردم آن منطقه مردي را مي‌ديدند كه با يك فوك ماده صحبت مي‌كند و گاهي نيز براي چند روز زير آب مي‌رود و داستان‌هاي زيادي درباره وي نقل مي‌كنند ...»

كارشناس روان‌شناسي با اشاره به محتواي داستان، اظهار داشت: در اين داستان مبحث اصلي ازدواج و ارتباط با روح و روان است و نكته قابل توجه آن در مرحله نخست غفلت زن از پوست(روح) خود است كه دچار سرقت شده است. معمولا در روان‌شناسي به اين نوع سرقت، سرقت بزرگترين فرصت زندگي گفته مي‌شود و اين اتفاق ممكن است براي افراد زيادي رخ دهد كه شايد انسان متوجه آن نباشد ولي زماني متوجه سرقت روحش مي‌شود كه از زندگي و كارهايي كه انجام مي‌دهد احساس لذت نمي‌كند و اگر زمان درست بازگشت به خويشتن را براي ترميم روح درك نكند، روح دچار افسردگي و خشكي مي‌شود.

تحليل‌گر داستان، وجود كودك دوزيست را دومين نكته اين داستان برشمرد و گفت: كودك دوزيست نشانه تلفيق دو دنياي متفاوت است و اختلاف موجود ميان اين دنياهاي متفاوت، مانعي براي رسيدگي به روح خويش به شمار مي‌رود.

طهماسبي يادآور شد: هميشه بازگشت به خانه به معناي رفتن نيست، گاهي سكوت و انزواي عمدي مي‌تواند انسان(به ويژه زنان) را به روحش بازگرداند و بايد اين مساله را تمام اعضاي خانواده بدانند و مزاحمتي براي خلوت يكديگر ايجاد نكنند. 

كارشناس برنامه خاطرنشان كرد: گاهي بازگشت به خويشتن آن‌قدر داراي اهميت است كه انسان حتي در شرايطي كه ديگران به او احتياج دارند، بايد به خلوت خود برود و روحش را درمان كند زيرا موكول‌كردن كارهاي ضروري به زماني كه هرگز فرا نمي‌رسد و آوردن بهانه‌هاي گوناگون براي فاصله گرفتن از روح، گاهي انسان‌ها را به انتهاي خط مي‌رساند و آسيب‌هاي جبران‌ناپذيري به وجود مي‌آورد.

اين سلسله نشست‌ها ‌از ساعت 10 صبح تا 12 يك‌شنبه هر هفته(تا 17 خرداد) در سالن اجتماعات فرهنگسراي خانواده برگزار خواهند شد.
كتاب «زناني كه با گرگ‌ها مي‌دوند» اثر «كلاريسا پينكولا استس» با ترجمه سيمين موحد از سوي نشر پيكان منتشر شده است.

علاقه‌مندان براي شركت در اين برنامه مي‌توانند به فرهنگسراي خانواده به نشاني نارمك، ميدان هلال احمر، خيابان گلستان مراجعه كنند يا براي كسب اطلاعات بيشتر با شماره 77841376 تماس بگيرند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها