یکشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ - ۱۵:۲۷
طمع كسب كالسكه طلايي نابودمان مي‌كند

كارشناس روان‌شناسي هفتمين نشست از سلسله نشست‌هاي نقد كتاب «زناني كه با گرگ‌ها مي‌دوند» درباه مسايل ناشي از طمع و بي‌ارزش‌شدن دستاوردهاي انساني گفت: گاهي طمع براي كسب «كالسكه طلايي» ما را نابود مي‌كند._

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، مريم طهماسبي در اين نشست كه صبح امروز(يكشنبه) در سالن اجتماعات فرهنگسراي خانواده برگزار شد، به بررسي فصل هشتم كتاب «زناني كه با گرگ‌ها مي‌دوند» پرداخت و مسايل روان‌شناختي را بر اساس داستان «زن نااهل» كه در اين فصل از كتاب آمده است، مطرح كرد.

طهماسبي در تعريف اين داستان گفت: «دختر فقيري تنها در جنگل زندگي مي‌كرد. دختر با تكه پارچه‌هايي كه از روي زمين پيدا مي‌كرد، براي خود كفش و لباس تهيه كرده بود. يك روز كه دختر كنار جاده قدم مي‌زد، كالسكه‌اي طلايي كنارش توقف كرد و پيرزن درون كالسكه او را به فرزندي پذيرفت. پيرزن پس از اين كه دختر را به خانه‌اش برد، لباس‌هاي جديد برايش تهيه كرد و آداب معاشرت به وي آموخت و لباس‌ها و كفش‌هاي كهنه دختر در آتش سوزاند.»

وي در ادامه داستان گفت: «زماني كه دختر بزرگ شد و براي مراسم روز معصومان همراه با پيرزن كه ديگر كم‌بينا شده بود، براي خريد رفتند، دختر كفش‌هاي قرمز خريد(در آيين مسيحي با كفش و لباس قرمز به كليسا نمي‌روند و اين كار را شيطاني مي‌دانند). زماني كه وارد كليسا شدند، پيرزن از صحبت‌هاي مردم متوجه كفش‌هاي قرمز دختر شد و وي را از پوشيدن آنها منع كرد، اما دختر كه به ظاهر قبول كرده بود، هفته بعد نيز همان كفش‌ها را پوشيد و به كليسا رفت. جلوي كليسا يك مرد با ريش‌هاي قرمز به دختر گفت: چه كفش‌هاي رقص زيبايي پس از مراسم براي ميهماني رقص بمان. پس از مراسم، دوباره آن مرد جمله خود را تكرار كرد و پاهاي دختر بي‌اختيار شروع به رقصيدن كردند. پيرزن و كالسكه‌چي به زور دختر را نگه داشتند و كفش‌ها را از پايش بيرون كشيدند. پيرزن كفش‌هاي قرمز را بالاي كمد گذاشت و به دختر گفت: اين كفش‌ها شيطاني است و ديگر حق استفاده از آن را نداري»

طهماسبي در پايان داستان عنوان كرد: «زماني كه پيرزن بيمار شد و ديگر توان كنترل دختر را نداشت، دختر كفش‌ها را از بالاي كمد آورد و دوباره پوشيد اما تا كفش‌ها را پوشيد، پاهايش بي‌اختيار شروع به رقصيدن كردند و يك روح سياه جلوي چشمانش ظاهر شد و گفت؛ تو نفرين شدي و بايد تا زماني كه پوست و استخوان شوي برقصي. دختر از تمامي اهالي دهكده كمك خواست، اما كسي نتوانست كمكش كند تا اين كه نزد جلاد دهكده رفت و با تبر بند كفش‌ها را پاره كرد اما فايده‌اي نداشت و در نهايت مجبور شد پاهاي دختر را قطع كند.»

طهماسبي با اشاره به اين داستان اظهار داشت: در اين داستان با يك روح قحطي زده مواجهيم، زيرا دختر با سوار شدن در كالسكه طلايي، آزادي‌هايش را با محدوديت‌هايي كه پيرزن برايش قايل شد، تعويض كرد و ارزش‌هايي را كه در زندگي داشت، در آتش سوزاند.

وي با اشاره به رنگ طلايي كالسكه كه نماد طمع است، افزود: دختر تمام آزادي‌ها و ارزش‌هايش را به دليل طمع از دست داد. روح دختر در گرو ارزش‌هايي كه آن كفش‌هاي چهل‌تكه داشت، مي‌ماند و در ازاي آنها محدوديت مي‌گيرد و با رام بودن بيش از حد، شادابي‌اش را از دست مي‌دهد و زماني به اين نتيجه مي‌رسد كه تنها حرف گوش نكند و كاري با خوب و بد نداشته باشد.

كارشناس روان‌شناسي با اشاره به اين كه گرگ‌ها پس از يك زمستان طولاني گوسفندان زيادي را مي‌درند و تنها يكي از آنها را مي‌خورند، اظهار داشت: زماني كه روح خيلي گرسنه مي‌شود، شامه‌اش را از دست مي‌دهد و زماني كه به آزادي مي‌رسد، تمام مرزها و حدود خود را مي‌شكند.

طهماسبي با بيان اين كه مقررات و ايجاد محدوديت‌ها ماندگار نيستند و تا زمان محدودي دوام دارند، عنوان كرد: زماني كه پيرزن بيمار مي‌شود، ديگر توان محدود كردن دختر را ندارد و دختر كه داراي روح نااهل است، ديگر نمي‌تواند خود را كنترل كند و آسيب زيادي مي‌بيند.

وي در پايان گفت: بايد براي كسب خوبي‌ها بايد همواره بجنگيم و اجازه ندهيم دستاوردهايمان به دست آتش سپرده شوند. بايد تفاوت طمع و فرصت طلايي را دانست. اگر كفش‌هاي چهل تكه ـ دستاورد تلاش دختر- داخل يك صندوق كنار اتاقش بود، تا اين اندازه آسيب نمي‌ديد. گاهي طمع براي كسب كالسكه طلايي ما را نابود مي‌كند.

كتاب «زناني كه با گرگ‌ها مي‌دوند» اثر «كلاريسا پينكولا استس» و ترجمه سيمين موحد از سوي نشر پيكان منتشر شده است.

اين كتاب الگوي زن كهن است كه به موجودي دروني كه كانون وجود الهي انسان را دربر مي‌گيرد، اشاره دارد اما تنها به زنان محدود نمي‌شود. قصه‌هايي كه در اين كتاب آمده است، به نوعي همان قصه‌هاي روان‌شناختي‌اند.

«استس» در اين كتاب داستان‌هاي روان‌شناسي را بيان و بر اساس آنها روش‌هاي درمان و راهكارهاي برخورد با معضلات اجتماعي را ارائه مي‌كند.

اين نشست‌ها تا 17 خردادماه، هر يکشنبه از ساعت 10 صبح تا 12 در سالن اجتماعات فرهنگسراي خانواده برگزار خواهد شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها