زندگینامۀ عباس شعف فرمانده گردان میثم تمار لشکر 27 محمدرسولالله(ص) از سوی انتشارات 27 بعثت منتشر شد.
در بخشی از این کتاب میخوانیم:
لولة کلت را وری قلب عباس نشانه گرفت. قسمت چپ سینهاش. هوا داغ بود. سنگها و کوههای اینجا عباس را میشناختند. با چشمهای سرخشان، به عباس خیره بودند. عباس چشم چپش را هم بست. شهادتین با خون حلقومش روی زمین میچکید. وقتی به «علیا ولیالله» که رسید، خون جاری شد. رگهایش یا حسین گفتند. تیرها پشت سر هم شلیک شدند و با ضربة هر کدام عباس تکانی میخورد. سه گلولة داغ، سه چشمة خون. روی سینة عباس یاختند. افسر دوباره لگدی به پهلوی عباس زد. عباس تکانی نخورد. عراقیها رفتند.
پروانهای که نخل شد» نوشته زهرا آقازاده در 248 صفحه با شمارگان 1000 نسخه از سوی انتشارات ۲۷ بعثت چاپ و روانه بازار نشر شده است.
نظر شما