«حاج داوود رمضانی شیرازی» مدیر انتشارات سنایی و رئیس پیشین اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، هفته اول اردیبهشتماه دنیای نشر را برای همیشه ترک کرد و به دیدار حق شتافت. آنچه در زیر میآید یادی است از این خادم نشر که توسط «نصرالله حدادی» به رشته تحریر درآمده است.
حاج داوود، روز پنجم اردیبهشت سر بر تراب تیره نهاد و روی پنهان کرد، درست مثل بچه محل قدیمیاش بیژن ترقی که در همین روز در سال 1388 از میان ما و خیل فرهنگ دوستان رفته بود.
شش سال فاصله درگذشت این دو بزرگوار بود و آنها که هر دو در خیابان ناصرخسرو به کار و فعالیت فرهنگی اشتغال داشتند، دوستی دیرپایی میانشان برقرار بود و از جمع دوستانی که با هم دورة هفتگی داشتند، شاید یکی دو تن باقی مانده باشند. عبدالرحیم جعفری، پرویز یاحقی، نوذر پرنگ، جمشید و الیاس اسماعیلیان، جعفر شهری، بیژن ترقی، داوود رمضان شیرازی، حاج مهدی خاتمی، عطایی، جلال فهیم هاشمی، بایندریان، کمالالدین مستجاب الدعوه، استاد تجویدی، رضا معصومی و تنی چند دیگر از اهالی فرهنگ و هنر، اگر روزگار «دست مساعدت» میداد، دور هم جمع میشدند و به یاد ایام جوانی، چنانکه افتد و دانی، به شوخی و خنده و شعرخوانی و مطایبه میپرداختند و جمعی دوستانه و یک رنگ را به نوبت در خانه یکی از این جمع رقم میزدند و امروز که به این اسامی نگاه میکنم، به جزوه دو سه تن، بقیه به دیار باقی شتافتهاند و آن دو سه تن نیز با تنی رنجور و بیمار، ایام کهولت را پشت سر مینهند. خداوند متعال، تمامی رفتگان را غریق رحمت فرماید و به بازماندگان سلامتی توأم با عزت عطا فرماید.
حافظه یاری نمیکند تا به یاد آرم، سال 71 یا 72 بود که این جمع در خانه مرحوم جعفر شهری در تجریش گرد هم آمده بودند و هنگامی که من رسیدم، بیژن ترقی به همراه نوذر پرنگ، مشغول مشاعره و مکابره بودند و بقیه سراپا گوش شده و هر از چندگاه با گفتن کلماتی همچون: بهبه، احسنت، دَمِ شما گرم، ناز نفست و امثالهم، هنرنمایی کلامی آنها را کامل کرده و بدرقه مینمودند و گهگاه نیز آرشهای بر روی ویلونی کشیده میشد و یا زخمهای بر روی سیمهای تاری، نواخته میشد و جمع شادی دوستان، شادتر میگشت.
در این جمع دوستانه، شاعر، نویسنده، ناشر، چاپخانهدار، هنرمند، نوازنده، گوینده و... حضور داشتند و چه افسوسها و دریغها که به یاد دوستان از دست رفتهشان به زبان نمیآوردند و جان آنها را خالی مینمودند و امروز این دو سه تن که زندهاند، به یقین «دریغاگوی خاقانی»اند. روزی که برای دعوت حاج داوود به نزد فرزند بزرگوارش مهدی رفتم، او با گفتن: آقاجون، حالش خوش نیست، عکسی را به من نشان داد که بهجز پدرش، تمامی حاضران در عکس که تعدادشان بیش از 15 نفر بود، ترک یار و دیار کرده و تن به مشیت الهی داده و به دیار باقی شتافته بودند و مهدی اشاره میکرد: فقط بابا مونده، و در روز سهشنبه هشتم اردیبهشت، به هنگام خروج از مراسم ترحیم حاج داوود از مسجد نور، مهدی به من گفت: باز هم چه زود، دیر شد؟!
در بیست و هشتمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران به یاد مهربانیهای حاج داوود در نمایشگاه سال 82 افتادم که در حالت وضو گرفتن به من گفت: برو بالا، کیاییان کارت داره، و بعد از ملاقات با آقای کیاییان، حاج داوود که از سر سجاده برخاسته بود، با مهربانی هرچه تمامتر گفت: دستت درد نکنه، و اشاره به گلهگزاریها و طعنههای برخی از همکاران به خاطر تقسیم غرفهها داشت که مسؤولیت این مهمّ را اتحادیه ناشران و کتابفروشان به مدیریت حاج داوود و همراهی و همکاری تنی چند از دوستان، همچون آقای کیاییان و مرحوم جلال فهیم هاشمی و دیگران انجام پذیرفته بود و من در «کتاب هفته» با قلم الکن و ناتوانم، از صنف دفاع کرده و گل بیعیب را خداوند متعال دانسته بودم و دست مریزادی به دوستانم در اتحادیه گفته بودم. تکیه کلام حاج داوود رمضان شیرازی، قسم به بانوی دو عالم، ذرّیه رسول خدا(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س) بود و خدایش بیامرزد که ارادتی تام و تمام به خاندان عصمت و طهارت داشت و برای اتمام حجت همواره نام مبارک حضرت ابوالفضل العباس(س) را نیز بر زبان میآورد.
امروز حاج داوود در میان ما نیست و به قدر و قاعده شاگردی در محضر استاد، خوشحالم که واپسین روزهای حیات آن مرحوم را با بزرگ داشتش در حد بضاعت نداشتهام، دلشادش کردیم و صدا و تصویر او که از کتاب و کتابت میگفت، برای همیشه به یادگار در بایگانی خانه کتاب، باقی میماند و چه خوب است نسلهای امروز و فردا، درس کار و زندگی را از این مردان همواره امیدوار و آیندهنگر و خستگیناپذیر بیاموزند.
سالها پیش طهوری، بعد جلال فهیم هاشمی، بعدتر کاشیچی و محمد زهرایی، دیروز امیرخان علمی و رسول دادمهر و محسن باقرزاده و امروز حاج داوود رمضان شیرازی، از میان ما رفتند و انشاءالله تمامی این دوستان نازنین را خداوند متعال مشمول رحمت واسعة خود گرداند، تا چه وقتی، نوبت میرسد؟ بهراستی که: این غافله عمر عجب میگذرد...
نظر شما