سه‌شنبه ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۴۸
حداد عادل: سعید نفیسی الگوی نویسندگی افشار بود

حداد عادل در آيين بزرگداشت استاد ايرج افشار گفت: شايد گزاف نباشد اگر بگوييم كه الگوي نويسندگي افشار، سعيد نفيسي بود. افشار عقيده داشت كه نثر نفيسي، زيبا و استوار و فصيح و دلكش است. بايد اعتراف كرد آنچه افشار در حق نفيسي گفته، سخني است كه بايد در حق خود او هم گفت./

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، مراسم بزرگداشت مقام علمي نسخه‌شناس و ايران‌شناس، استاد ايرج افشار به كوشش مركز پژوهشي ميراث مكتوب و دانشكده ادبيات دانشگاه تهران عصر دوشنبه (۹ خرداد) در تالار فردوسي دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران برگزار ‌شد. 

دكتر غلامعلي حداد عادل، رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي در مراسم بزرگداشت ايرج افشار با موضوع «افشار و نثر شيرين او» سخن گفت. 

به گفته حداد عادل، روزنامه‌نگاري افشار غيرسياسي بود. وی ادامه داد: به هر حال طبيعت روزنامه‌نگاري اقتضاء مي‌كرد كه مدام بنويسد. او در مجله‌هاي جهان نو، فرهنگ ايران زمين، يغما، سخن، راهنماي كتاب، آينده، كلك و بخارا مقاله مي‌نوشت. البته ميدان نوشته‌هاي افشار محدود به مطبوعات نبود. 

وي افزود: عرصه مقدمه‌هايي كه افشار بر كتاب‌ها مي‌نوشت، عرصه وسيعي بود كه هنر نويسندگي خود را در آن عرصه‌ها نشان می‌داد. افشار نويسنده‌اي صاحب سبك بود و خوانندگان نوشته‌هاي او با قلمش آشنا بودند. بيشتر مي‌توان سبك نوشتاري افشار را نزديك به نوع نگارش سعيد نفيسي دانست. 

حدادعادل يادآور شد: شايد گزاف نباشد اگر بگوييم كه الگوي نويسندگي افشار، سعيد نفيسي بود. افشار عقيده داشت كه نثر نفيسي، زيبا و استوار و فصيح و دلكش است. بايد اعتراف كرد آنچه افشار در حق نفيسي گفته، سخني است كه بايد در حق خود او هم گفت. نثر افشار در عين آن كه اديبانه است، روان و سليس هم هست. 

وي افزود: افشار به بيماري سره‌نويسي كه در روزگار او رواج داشت، مبتلا نشد و با همه عشقي كه به ايران داشت، با لغات عربي متداول در زبان فارسي دشمني نكرد. از عربي مآبي و فرنگي مآبي قويا اجتناب مي‌ورزيد. اعتدالي كه صفت بارز افشار بود، در نثر او نيز ديده مي‌شد. نثر افشار خالي از گزافه بود. 

رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي خاطرنشان كرد: افشار اهل خودنمايي نبود و برخلاف نويسندگان امروز، جمله‌ها را كوتاه مي كرد و با آوردن فعل، با نقطه به پايان مي‌رساند. از اين رو نثر او يادآور نثر درخشان قرن‌هاي پنج و شش است. 

وي افزود: افشار با تفحص در آثار و نوشته‌هاي نويسندگان قديم، به خوبي به راز و رمز و زيبايي و دلپذيري نثر فارسي پي برده بود و قابليت اين زبان را شناخته بود. در نثر افشار نمونه‌هاي فراواني از عنايت او به نثر كهن فارسي ديده مي‌شود. يكي از خصوصيات نثر او تركيبات بديع و خوش معنا بود. شروع مقالات او دلنشين بود و خواننده را جذب مي‌كرد. 

حدادعادل يادآور شد: افشار شاعر نبود؛ اما شعر را خوب مي‌شناخت و گه گاه بيتي از آنچه در ديوان‌ها خوانده بود، چاشني نثرش مي‌كرد. اكنون كه افشار به راهيان جهان ديگر پيوسته است، حق اين است كه از او به نيكي ياد كنيم و براي آمرزش او از خداوند كريم طلب رحمت و غفران كنيم. 

عشق و علاقه به زادگاه پدري تا واپسين دم زندگاني
دكتر حسين مسرت، در این مراسم پژوهشگر تاريخ و فرهنگ ايران درباره «افشار و يزدشناسي» سخن گفت و تاريخچه‌اي از زندگي افشار را بازگو کرد. وي گفت: استاد ايرج افشار در سال ۱۳۰۴ در خانوده يزدي دكتر محمود افشار يزدي و نصرت برازنده به دنيا آمد. هماره و از كودكي در بيشتر سفرهايي كه پدر به يزد داشت، همراه وي راهي اين شهر تاريخي مي‌شد و خود نيز بعدها همسري يزدي اختیار کرد. 

وي افزود: عشق و علاقه‌اي كه او به زادگاه پدري‌اش داشت تا واپسين دم زندگاني در جانش شعله مي‌كشد. هر ساله و در گذر سفرهايي كه به جنوب و شرق ايران داشت، از يزد مي‌گذشت و چند روزي را در اين ديار می‌ماند. انگار هر چه اين شهر را مي‌ديد، كم بود. ده ها بار به مسجد جامع، مسجد امير چخماق، گنبد شيخ جنيد توران پشت و ده‌ها اثر تاريخي ديگر يزد سر زده بود و هر بار چيز تازه‌اي در آنها مي‌يافت. 

مسرت يادآور شد: هميشه ميهمانان خود را از سراسر ايران و جهان از يزد مي گذراند تا به داشتن چنين شهري كه زادگاه پدر و نياكانش بود، نزد دوستان خود ببالد. اين شور و شوق به شهر يزد در تك تك پژوهش‌هاي به جاي مانده از استاد افشار ديده مي‌شود. 

اين پژوهشگر تاريخ و فرهنگ ايران افزود: استاد افشار در مدت ۶۰ سالي كه به صورت جدي در كار پژوهش‌هاي ايران‌شناسي بود، آثار زيادي را در حوزه تاريخ، فرهنگ و ادب يزد تصحيح و گردآوري و تاليف كرد كه فهرست درازدامني را در بر مي‌گيرد. 

برخي از آنها عبارتند از تاريخ جديد يزد، تاريخ يزد، جامع الخيرات، جامع جعفري، جامع مفيدي، ديوان وحشي بافقي، فرخ‌نامه، منشآت شرف‌الدين يزدي، يادگارهاي يزد، يزدنامه و واژه‌نامه يزدي. 

ميراث مکتوب و ارج ايرج افشار 
دكتر اكبر ايراني، رييس موسسه مركز پژوهشي ميراث مكتوب نيز با قدرداني از حضور شركت‌كنندگان گفت: آثار علمي و خدمات فرهنگي يک دانشمند، جلوه هاي وجودي او را تشکيل می‌دهد که هر کس به قدر وسع خود و در حد ظرف وجودي خود، از آن بهره می‌گيرد. بدين روي تکريم دانشمندان بر همگان واجب مي‌شود و تکريم و نکوداشت نام و ياد استاد ايرج افشار در واقع تکريم دانش است و تجليل از آنچه او را از ديگران بدان ممتاز کرده است. 

وي افزود: ميراث مکتوب افتخار مي‌كند که اين سعادت را داشته است که با انتشار پژوهش‌هاي محققان، بزرگان و فرزانگان زمان، خدمات و زحمات آنان را ارج نهد و براي آنان در حين حيات و وقت ممات، آيين تجليل بر پا کند تا حقي از ذی‌حقي ضايع نشود و مردم از دانستن نيکي‌هاي نياکان و شناخت نيکان زمان خود محروم نمانند. 

در این مراسم همچنین قرار بر این بود که منوچهر ستوده درباره «افشار و ايران‌گردي با او» سخن بگويد كه به دليل کهولت سن و بيماري نتوانسته بود در اين مراسم حضور يابد. بنابراين، گزارش تصويري از سخنان وي به نمايش گذاشته شد. 

همچنين، زمانی برای سخنرانی نصرالله پورجوادي با موضوع «افشار و ايران‌شناسی» در نظر گرفته شده بود؛ ولی پورجوادی در مراسم حضور نداشت. محمدابراهيم باستاني‌پاريزي نيز به دليل كهولت سن در مراسم حاضر نشد. 

مراسم دوتارنوازي عثمان محمدپرست (دوتارنواز خواف) پايان‌بخش آيين بزرگداشت استاد ايرج افشار بود كه ساعت ۸ و سی دقیقه اجرا شد. محمدپرست مي‌گفت: "از درآمد برنامه‌هاي دوتار نوازي‌ام در ساخت ۵۷۵ مدرسه مشاركت كرده‌ام."

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

پربازدیدترین

اخبار مرتبط

تازه‌ها

پربازدیدها