خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 7 آذر 1400 ساعت 12:39 https://www.ibna.ir/fa/book/314751/باز-هم-بوی-پیراهنت-پست-نکردی -------------------------------------------------- استقبال مخاطبان از اشعار تازه مسعودی؛ عنوان : باز هم «بوی پیراهنت را پست نکردی»! -------------------------------------------------- مجموعه شعر «بوی پیراهنت را پست نکردی» اثر نصرت‌الله مسعودی با استقبال مخاطبان به چاپ دوم رسید. متن : به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در لرستان، نصرت‌الله مسعودی برای اهل قلم و مخاطبان جدی شعر معاصر در این مرز و بوم، چندان نیاز به معرفی ندارد. شاید برای نسل جدید که هجوم فضای مجازی آنان را از خوانش صفحات کاغذی بی‌نصیب کرده است، بد نباشد بنویسیم: متولد ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ در خرم‌آباد است. نصرت‌الله مسعودی، شاعر، نویسنده، درام‌نویس، کارگردان، بازیگر تئاتر و سینما، دارای دکتری جامعه‌شناسی است. سروده شده با جراحت کلمات تنها شده با حضور صدها صدا که سال‌هاست شهرآشنای شعر ماست «مسعودی» امضای مجموعه شعرهای زیر را در کارنامه خود دارد: - کی برمی‌گردی پارمیدا - و ما همچنان ترانه می‌خواندیم - الواح عاشقانه (نشر ماهور. سوئد) - حیف که این سفر در انتهای هیچ بوسه‌ای به پایان نمی‌رسد - چقدر شبیه هم‌اند این دوستت‌دارم‌ها - به لهجه برگ به بام آبان - کمی جنون کم دارم - بوی دست حوا - به سبک خودم دوستت دارم - جنون که در نمی‌زند عزیز دلم - شمایل گردان او همچنین صاحب نمایشنامه‌هایی مثل «وقتی گیاه‌ها گریه می‌کنند» و «صدای سیمره» نیز هست. از «مسعودی» شعرهایی به زبان‌های انگلیسی، عربی، ترکی، ایتالیایی و آلمانی در پایگاه‌های ادبی معتبر ترجمه و منتشر شده است. سیمای عاشقانه‌های مسعودی در کتاب جدیدش «بوی پیراهنت را پست نکردی» که به‌تازگی توسط نشر پریسک به چاپ دوم رسیده، گاه چنان پیچیده و غامض است که برای مخاطب دیرآشنای این شاعر، موقعیت‌های خودویژه خلق می‌کند و گاه چنان ساده و بی‌پیرایه پرده از روح متن برمی‌دارد که مخاطب را به واگشایی و احضار معنا فرامی‌خواند. ایجاد میزانسن‌های متنی و فضاسازی‌های صمیمانه همراه با خلق اسپاسمان‌های درونی‌شده ترکیبی از صمیمیت و آشنایی‌زدایی توامان را در شعر مسعودی رقم می‌زنند. این، ترکیب سهل و ممتنع از شعری سخت و عاشقانه است که همواره در ذهن مخاطب امروز رد این سؤال را به جا می‌گذارد که: چگونه می‌شود عاشقانه بر متن لغزید بی‌آنکه تن به ساده‌نویسی و ابتذال کلمه سپرد؟ برای مخاطب عادی شعر امروز که با حجم بی‌رویه‌ای از ناشعر و دلنوشته‌های آبکی محض چنان احاطه شده و چارچوب مفاهمه‌اش چنان سطحی و خطی شده که نمی‌تواند درکی فضایی از چرخش و پیچش و آغاز ازلی-ابدی کلمات داشته باشد، وظیفه شعر معاصر فارسی شاید تبیین جایگاه شعر در مقام خلق و تولید اثر ادبی باشد و نه به عنوان میراثی صرفاً تکیه داده بر مخده سنت‌های دیرین ادبیات. بخشی از یک شعر از مجموعه «بوی پیراهنت را پُست نکردی»: "هی...  بی‌پروا پریِ بلا و لبخند رویاهای مرا تحریف نکن که دل‌خوشی جز رویا نمانده است امشب چه‌ها که نمی‌کنید کنار این دریاچه در "خرّمی" که هرگز "آباد" نبوده است  از دست‌های بدی بدجور سرم دارد وسط گیجی می‌دود! اینجا آشیان آتش‌گرفته‌ی پرنده‌های بریده‌بال است یا شاه‌نشین آن که چشم در چشم دریاچه "کیو" با آب آتش‌بازی می‌کند هی... ایزدبانوی پری‌های بدون جراحی..." مجموعه شعر «بوی پیراهنت را پست نکردی» در قطع رقعی با 102 صفحه، به قیمت 30 هزار تومان توسط نشر پریسک، برای اولین بار در سال 1399 و چاپ دوم آن در سال 1400 روانه بازار نشر شده است.