خبرگزاری کتاب ايران (IBNA) 14 تير 1400 ساعت 13:42 https://www.ibna.ir/fa/note/308090/پدیده-ای-کم-نظیر-دنیای-عکاسی-جنگ -------------------------------------------------- عنوان : پدیده‌ای کم‌نظیر در دنیای عکاسی جنگ -------------------------------------------------- فریدون گنجور در یادداشتی به مناسبت سالروز ربوده‌شدن کاظم اخوان، درباره یکی از شاهکارهای عکاسی او نوشت: «شاهکار ابدی دنیای عکاسی «شهید گمنام» است که نماد تمام شهدای گذشته، حال و آینده تاریخ بشریت است. خصوصیات عجیبی در این عکس دیده می‌شود، چون از یک زاویه به‌خصوصی ثبت شده که در عین‌حال که می‌توانیم صورت شهید را ببینیم، ولی می‌تواند هر شهیدی باشد.» متن : خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- فریدون گنجور؛ عکاس و فیلمبردار باسابقه ای است که از نخستین ساعات جنگ در صحنه حضور داشت و به ثبت وقایع پرداخت. او که چندین عنوان کتاب تألیف و در کشور آلمان به چاپ رسانده، پیش از آغاز جنگ، سال ها به عنوان خبرنگار آسوشیتدپرس در گوشه و کنار دنیا از قاره آمریکا تا اروپا و افغانستان، حضوری فعال داشته و در بازگشت به ایران با خبرگزاری پارس به فعالیت خود ادامه می دهد. اما به گفته خودش، نقطه عطف زندگی اش، حضور در جبهه و درک و ثبت حماسه دفاع مقدس بوده است؛ مقطعی که ورق زندگی اش را برگرداند. فریدون گنجور در سی ونهمین سالگرد ربوده شدن کاظم اخوان؛ عکاس خبره جنگ، در یادداشتی مفصل، به ذکر خاطرات و توصیف روزگاراین رزمنده از جبهه تا زمان ربوده شدن در لبنان به همراه احمد متوسلیان، پرداخت. کاظم اخوان که با اصرار زیاد همراه برادرش سروان حسن اخوان به جبهه آمده بود، بعد از فتح سوسنگرد از برادرش جدا می شود، زیرا حسن اخوان که در آزادی این شهر قهرمان سهم به سزایی داشته است؛ تانکی در بازار سوسنگرد ساقط شده است، یادگار همیشگی سروان اخوان است. در این آزادسازی، ایشان به سختی مجروح می شود و با آنکه دکتر چمران و آقای خامنه ای برایش تقاضای ارتقای درجه کرده بودند، از آن ها اجازه می خواهد که او را معاف کنند. در مدت کمی بیش از یک سال که من کاظم را شناختم، گذشته از اصالت خانوادگی، شجاعت و چابکی چشمگیری داشت، هوش و استعداد بالای او برای یادگیری انواع ادوات جنگی و طراحی نقشه کشی جنگ همه را متعجب می کرد. کاظم چون همیشه با دکتر چمران بود، اجازه داشت همیشه با افسران ارشد در رکن 3 حضور یابد و اگر در آخر جلسه کاظم پیشنهاد نظامی می داد، توصیه او حتما جزئی از طرح عملیاتی می شد. دکتر چمران که اکثرا روزه بود، اگر گرفتار جلسه نظامی نبود، به خط مقدم می رفت. آن ها که ریش سفید بودند، مثل پدرش، آن هایی که همسن وسال خودش بودند، مثل برادرش و آن ها که جوان بودند، مثل فرزندش در آغوش می گرفت و همیشه تا آخرین سنگر حضور می یافت! عجب انسانی بود، همه دوستش داشتند، شاید بالاترین تجلی مکتب علی ، با آرمان سیدالشهدا. چمران خود می گوید : مقاومت فلسطین برای ما به صورت بت در آمده بود و بی چون و چرا آن را می پذیرفتیم و راهش را و توجیهاتش را قبول می کردیم. اما دریافتم که بیش از هر چیز انسانیت و ارزش های انسانی و خدای ارزش دارد ـ و هیچ چیز نمی تواند جای آن را بگیرد. باید انسان ساخت، باید هدف را براساس سلسله ارزش ها معین نمود ومعیار سنجش را فقط و فقط بر مبنای انسانیت وارزش های خدای قرار داد. آری او پیام عشق و محبت بود از مدینه تا مدینه و به بزرگترین آرزویش ملحق به شهدا شد. در حقیقت او از ساهای سال پیش از دوران لبنان هر بار که کسی شهید یا مجروح شده بود، نفس و جسمش در آن سهیم بوده است. یکی از این انسان هایی که دکتر چمران ساخت، کاظم اخوان بود که عکاسی را رفته رفته به او آموخت و تشویق های او باعث شد که کاظم همراه اسلحه اش، دوربین به گردن خود بیندازد. تعداد عکس هایی که کاظم تا شهادت دکتر چمران گرفته، زیاد نیست و بیشتر عکس های یادگاری است که رویهم رفته عکس های جالب و منحصربه فرد از آن ایام است. به زودی کاظم فرزند عزیزدردانه چمران می شود وهر کجا که می رفت کاظم هم باید با او باشد. در اوقات فراقت تنهایی دکتر چمران از زندگی خصوصیش و خاطرات دوران اقامت در آمریکا و دماغ به دماغ شدن با خانواده خرس های گریزلی در پارک معروف یلو اِستون آمریکا برای او و نزدیکترین شخص دیگر یعنی شهید حاج مجید هنرآموز که از آمریکا ، لبنان و بالأخره جبهه جنوب عاشقانه همراه او بود، تعریف می کرده که حتی برادرش هم به گوشش نرسیده و عجیب است که مهدی چمران از همه کس با مصطفی چمران بیگانه تر بوده، هست و وارث تام الاختیار شخصیت بین المللی اسلامی و جهانی این بزرگوار شده است. با شهادت دکتر مصطفی چمران، برای اولین بار لقب سردار پر افتخار اسلام را امام به او دادند. خبرگزاری تقریبا هیچ عکسی از خط مقدم جبهه و پشت آن نداشت، چون در طول مدت 9 ماه جنگ فقط یکی از عکاسان شان آقای علی فریدونی (جانباز) به جبهه رفته بود و بایگانی خبرگزاری از سال اول دفاع مقدس بسیار ناچیزاست و بماند که سئوال برانگیز است که ارگان های مسئول حتی یک دقیقه هم از خط مقدم و چمران تصویر ندارد! عکس های کاظم اخوان مورد توجه آقای صمدیان قرار گرفت و فورا کاظم را به استخدام خبرگزاری درآورد، چون در همان نگاه اول استعداد فوق العاده او را شگفت زده کرده بود. آقای سیف الله صمدیان به راستی عکاسی را در کشور ما در طول جنگ احیاء نمود و خدمات فرهنگی ایشان مانند کتاب های جنگ تحمیلی که هر ساله از سال دوم جنگ به چاپ رسید ، همراه فیلم کم نظیر چهل شاهد بسیار قابل قدردانی است. کاظم در مدت کمتراز یک سال در جبهه بود تا با نیروهای ما در تابستان 1361 به سوریه اعزام شد. در طول مدت کوتاهی که کاظم اخوان به عنوان عکاس حرفه ای عکاسی کرده، عکس هایش از نظر کمی و کیفی بالاتر از همه عکاسان جهان است. عکس های زنده او نزد هر کارشناس عکاسی در دنیا برده شود، پرتعدادترین و بالاترین مقام را از آن خود خواهد کرد. به همین دلیل او 12 عکس در اولین کتاب دفاع مقدس دارد و جایزه اولین نمایشگاه جنگ را که در آن 74 عکاس حرفه ای شرکت کرده بودند، به رأی بازدیدکنندگان از آن او شد. در عکاسی اگر شما از یک تانک در حال سوختن عکس بگیرید، این عکس را زنده می گویند، ولی عکس لاشه آن یک عکس مرده است. اولین عکس زنده اخوان، بمباران خوشه ای است که رزمنده ای در جلوی او به حالت کمین گرفتن دیده می شود و انفجار رعدآسا مواد منفجره که کاظم شجاعانه ایستاده آن لحظه را ثبت کرده است. دومین عکاسی بی نظیر کاظم، چهار عکس متوالی است که اسرای عراقی دربند رزمندگان اسلام هنگام انتقال ناگهان خمپاره ای در میان آن ها منفجر شده و این بار نیز عکاس در کمال شجاعت ایستاده و عکس هایش را گرفته است. سومین عکس فوق کلاسیک اخوان، عکس انفجار خمپاره در میان رزمندگان میهن مان است که تعدادی را شهید و چند نفری را مجروح و حرکت بازماندگان است و مثل همیشه اخوان ایستاده خونسرد کار خود را انجام می دهد. آن ها که کاظم را از نزدیک می شناختند، می دانستند که چیزی به عنوان ترس در وجود او نبود و یک عکاس خوب جنگ باید یک رزمنده خوب هم باشد و کاظم اخوان، مصداق بارز این معنا بود که در کنار دکتر چمران و تشویقات او چنین شد. ولی شاهکار ابدی دنیای عکاسی شهید گمنام است که نماد تمام شهدای گذشته، حال و آینده تاریخ بشریت است. خصوصیات عجیبی در این عکس دیده می شود، چون از یک زاویه به خصوصی ثبت شده که در عین حال که می توانیم صورت شهید را ببینیم، ولی می تواند هر شهیدی باشد. سر شهید با دستمال چفیه پوشانده شده است که این نماد انقلاب ما، یعنی آزادی بیت المقدس می باشد و آن چیزی که این عکس را فوق العاده و بی نظیر می کند، سرخی رنگ خون است که دراین عکس دیده می شود. اگر چند لحظه این عکس گرفته شده بود، رنگ واقعی و کامل سرخی خون حاصل نمی شد. رسالت امام حسین (ع) پاک ترین خون ها از طیبه آل محمد مصطفی (ص)، اوج شهادت بوده و رسالت شهید دکتر علی شریعتی به تحریردرآوردن این حماسه الهی، یعنی رساندن پیام به گوش بشریت همانند خواهر گرامی امام حسین (ع) زینب کبرا (س) بوده است که مکتب شهادت را برای همیشه جاودانه کند. رسالت کاظم اخوان نیز به تصویر کشیدن شهادت بوده است. کاظم اخوان بدون هیچ شک و تردید، بالاترین پدیده عکس و عکاسان جنگ در جهان است. او تنها عکاسی است که با هیبت دوربین لنز درازش (تله) اسیر گرفته است!!! و داستان آن را آقای محمد نخستین در مستند نگار بی خبر تعریف می کند. اما از همه والاتر همان است که شهید چمران نوشته است: انسانیت و ارزش های خدائی ارزش دارد و بارها اتفاق افتاده بود که کاظم به جای عکس گرفتن از صحنه ای که اکثر عکاسان جنگ از آن نمی گذرند (خون دلخراش یا خوی آدم خواری)، دوربین را کنار گذاشته و مجروح را در آغوش گرم پر محبتش حمل کرده است و اتفاقا یکی از این بارها مصطفی یکی از رزمندگان لبنانی که همراه چمران به جبهه آمده بود ، دوربین او را برداشته و این لحظه انسانی الهی را ثبت کرده است. کاظم اخوان یکی از اصیل ترین جوان های مملکت ما است که با پیروزی انقلاب دیپلم خود را تمام کرد و برای انقلاب مخلصانه فعالیت می کند. او مانند جد اندر جدش، از سنین خردسالی در حرم مطهر اما رضا (ص)، کفش های زواران را به دستشان سپرده است . 22ـ 20 سالگی خود را در جبهه جنگ به سر آورده و مدت 28 سال می شود که در زندان های اسرائیل با خدای خودش راز و نیاز و عبادت کرده است. چند سال پیش آقای ابراهیمی راد از خبرنگارارن به نام کشورمان در ترکیه که متأسفانه ارزش های بالای فرهنگی این شخص به خود ما شناخته شده نیست، مقاله ای به زبان ترکی در یکی از روزنامه های ترکیه در رابطه با اسارت سه دهه اخوان چاپ کرد و جالب بود که تعداد قابل توجهی خبرنگار ترک با او تماس گرفته و شگفت زده بودند که چرا برای آزادی کاظم اخوان به عنوان یک خبرنگار که از مصونیت های بین المللی برخوردار بوده، اقدامی نشده است . مثلا اگر یک کنفراس مطبوعاتی و دعوت از خبرنگاران به نام جهانی در شهر مهمی مانند پاریس که مقر مؤسسه مهم خبرنگاران بدون مرز است و نام کاظم اخوان در سایت خبری آن ها سال هاست درج شده ، برای آزادی او می تواند اولین اقدام مفید باشد. به هرحال کاظم اخوان چه شهید شده باشد یا روزی زنده برگردد، شهید است، زیرا رسالت است عکس ابدی و شاهکار شهید گمنام بشریت بوده و در نهایت با آمدن حضرت مهدی (عج) که علایم آن حکایت از آن روز نزدیک است دارد، آزادی این چهار هموطن ما با آزادی بیت المقدس یکجا خواهد بود؛ ... و من ، یوحنا، شهر مقدس اورشلیم نو را دیدم که از آسمان از جانب خدا پایین می آمد. ( مکاشفات یوحنا، فصل دو ، آیه 21 ) عکس ها از کاظم اخوان