رمان «برادرسیاهه» نوشته جوئل پاکر رودز و با ترجمه مرجان اندرودی و هیرش خیر از سوی نشر صاد به کتاب‌فروشی‌ها راه یافت.
«برادرسیاهه» به بازار کتاب آمد
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ کتاب «برادرسیاهه» نوشته جوئل پاکر رودز، با ترجمه‌ای از مرجان اندرودی و هیرش خیر، توسط نشر صاد و در مجموعه داستان نوجوان این نشر منتشر شد.

جوئل پارکر رودز در این اثر از نژادپرستی، خشم، تبعیض و نابرابری‌هایی که به سیاه‌پوستان -و در مفهوم کلی، اقلیت‌ها- روا داشته می‌شود، می‌گوید و این معضل را از نگاه و تجربه دانته‌ی نوجوان به تصویر می‌کشد.
 
در توضیحی بر این کتاب آمده است: «برادرسیاهه ماجرای زندگی دانته است. پسرک دوازده‌ساله‌ سیاهپوستی که یک برادر سفیدپوست دارد و البته، همیشه بر خلاف برادرش، آرزو می‌کند که نامرئی باشد. دانته در مدرسه‌شان، در اقلیت است. تعداد پسرهای سیاهپوست دبیرستان میدفیلد پریپ زیاد نیست. بچه‌ها شبیه او نیستند. دوستش ندارند و توی مدرسه، هم بچه‌ها و هم معلم‌ها او را با لقب تحقیرآمیز برادرسیاهه صدا می‌کنند. هرکس دیگری هم که جای او بود، دلش می‌خواست شبیه برادر سفیدش، تری باشد.

به‌هرحال یک‌بار که در مدرسه، کاپیتان تیم شمشیربازی او را اذیت می‌کند، از مدرسه تعلیقش می‌کنند! دانته تنها است و وحشت کرده. او به دنبال جایی می‌گردد که واقعا به آنجا تعلق داشته باشد و او را بپذیرند. جوئل پارکر رودز در این کتاب، بررسی دقیقی بر مسیر رسیدن از مدرسه به زندان و مبارزه یک پسر با نژادپرستی و شیوه یافتن ایدئولوژی‌هایش ترسیم کرده است.»
 
در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «اینجا یک ایستگاه پلیسِ تابع است. به شلوغی زندانی عادی نیست. بزرگ‌سالان را با هم گروه‌بندی کرده‌اند؛ بنابراین، تو سلول خودت را داری.
افسر درحالی‌که کلید را توی قفل می‌چرخاند، گفت: «اینجا امن‌تره.»
(مسخره است. من اصلاً احساس امنیت نمی‌کنم. مرعوبم و وحشت‌زده.)
شش مرد، در طولِ راهرو ایستاده‌اند و مراقب من هستند. بعضی از آن‌ها کنجکاوند؛ بعضی زل زده‌اند؛ بعضی هیچ واکنشی ندارند؛ بعضی سیاه‌پوست‌اند و بعضی سفیدپوست. دوتا از آن‌ها با نفرت به من خیره شده‌اند.
پشت به مردها نشسته‌ام و طوری دیوار سیمانی روبه‌رویم را بررسی می‌کنم که انگار آن خطوط، تَرَک‌ها و خراشیدگی‌ها، معمّایی پیچیده است.»
 
در بخش دیگری آمده است: «رویم را برمی‌گردانم. از پشت سر پلیس‌ها، به ترافیک نگاه می‌کنم. برادرسیاهه... برادرسیاهه... برادرسیاهه... برادرسیاهه. ماشین گشت از دیدرس مدرسه دور شده است؛ اما آن آهنگ ناموزون هنوز دنبال من است. برف شروع به باریدن می‌کند. درحالی که اشک می‌ریزم، چانه‌ام می‌چسبد به سینه‌ام. سیاه، نامرئی نیست.»

رمان «برادرسیاهه» نوشته جوئل پاکر رودز، در 228 صفحه، به قیمت 57‌هزار تومان، در قطع رقعی، جلد شومیز و با ترجمه مرجان اندرودی و هیرش خیر، از سوی نشر صاد به کتاب‌فروشی‌ها رسید. 
 
کد مطلب : ۳۱۰۶۰۳
https://www.ibna.ir/vdcawwnee49n6i1.k5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

بزرگداشت حافظ
مردی که نادر بود
پرونده ویژه بزرگداشت فردوسی