زهرا فردشاد مطرح کرد: گاهی همسرم از خاطرات کودکی‌اش که جنگ زده شده بود، برایم تعریف می‌کرد؛ به قدری دلخراش بود که تحت تاثیر او قرار می‌گرفتم؛ همین موضوع باعث شد رمان «من و مامان و دوچرخه‌ی بابام» برای نشان دادن زشتی‌های جنگ بنویسم. در تمام رمان از خاطرات جنگ‌زدگی و پس از جنگ همسرم استفاده کردم.
از خاطرات جنگ‌زدگی همسرم استفاده کردم/ باید از لشگر بدر می‌گفتم
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، زهرا فردشاد در سال 1350 متولد شد. او دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی مدیریت و برنامه‌ریزی آموزشی و از اعضای انجمن انگشت جادویی شیراز است. فعالیت هنری خود را در سال 1376 با گویندگی رادیو و تلویزیون فارس آغاز کرد و در سال 1383 با عضویت در انجمن داستان کودک و نوجوان شیراز به جرگه‌ی ادبیات کودک پیوست. از جمله آثار او می‌توان به متولد محله‌ی سه‌انگشتی‌ها و مار پاپتی اشاره کرد. جدیدترین اثر او «من و مامان و دوچرخه‌ی بابام» است که با زبانی محلی و نثری شیرین بیان شده است. این کتاب در انتشارات هوپا منتشر شده است.
من ومامان و دوچرخه بابام داستان یک پسربچه‌ای است به نام ایلا که مادر او عراقی و پدرش ایرانی است و در شیراز زندگی می‌کنند. آن‌ها یک باغ‌وحش کوچک دارند؛ همه چیز خوب است تا زمانی‌که جنگ ایران و عراق شروع می‌شود و ایلا به همراه مادر، به دنبال پدر می‌گردند و مجبور می‌شوند به عراق بازگردند. در کل این مسیر اتفاقات زیادی برای ایلا و مادرش رخ می‌دهد که برای همراه شدن با ایلا در این سفر باید کتاب را بخوانید. به مناسبت هفته دفاع‌مقدس با زهرا فردشاد گفت‌وگو داشتیم که در ادامه می‌خوانید:
 
زهرا فردشاد از علت نوشتن رمان جدیدش گفت و افزود: گاهی همسرم از خاطرات کودکی‌اش که جنگ زده شده بود، برایم تعریف می‌کرد؛ به قدری دلخراش بود که تحت‌تاثیر او قرار می‌گرفتم؛ همین موضوع باعث شد رمان «من و مامان و دوچرخه‌ی بابام» برای نشان دادن زشتی‌های جنگ بنویسم. در تمام رمان از خاطرات جنگ‌زدگی و پس از جنگ همسرم استفاده کردم.
 
نویسنده کتاب درباره علت انتخاب مادر ایلا به عنوان یک زن عراقی گفت: مادر ایلا عراقی است؛ چون از نظر من جنگ توسط گروه حاکم شروع و تداوم پیدا می‌کند. متاسفانه گریبان‌گیر آدم‌های معمولی که هیچ دشمنی با هم ندارند، می‌شود؛ بیشترین آسیب را به مردم‌ معمولی که تصمیم‌گیرنده نیستند، می‌زند؛ روابط انسان‌ها را مخدوش و خراب می‌کند؛ زندگی‌ها را نابود می‌کند؛ جنگ برای مردم چیزی جز فقر، دلتنگی، غم و اندوه ندارد. در این کتاب خواستم تمام این مسائل را نشان دهم.
 
عضو انجمن انگشت جادویی شیراز درباره همرزم شدن دایی عراقی ایلا در جبهه سربازان ایرانی بیان کرد: در عراق هم عده‌ای با سیاست‌ها و استبداد صدام و حزب بعثی موافق نبودند. در تحقیقاتم متوجه شدم که در زمان جنگ، ما لشگری به نام بدر داشتیم که از سربازان عراقی که علیه صدام در جبهه ایران می‌جنگیدند، تشکیل شده بود. دوست داشتم رشادت‌های این عزیزان هم دیده شود.
 
فردشاد در پایان خاطر نشان کرد: 31 شهریورماه آغاز هشت سال جنگ تحمیلی و هفته دفاع مقدس است و من هم متولد 31 شهریور هستم.  
گزارشگر
شیما کرمی
کد مطلب : ۳۲۶۶۲۴
https://www.ibna.ir/vdcauiney49nui1.k5k4.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

هفته کتاب 1401