به مناسبت چاپ دوم مجموعه اثر لیلا صادقی؛

نگاهی به مجموعه سه‌جلدی «نقد ادبی با رویکرد شناختی»

مجموعه «نقد ادبی با رویکرد شناختی» تازه‌ترین اثر لیلا صادقی است که شامل سه‌جلدِ «مباحث مبانی نظری»، «همگانی‌های شناختی» و «اصول دریافت» برای دومین بار زیر چاپ رفت.
نگاهی به مجموعه سه‌جلدی «نقد ادبی با رویکرد شناختی»
 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)؛ مجموعه سه جلدی «نقد ادبی با رویکرد شناختی»- «مبانی نظری»، «همگانی‌های شناختی» و «اصول دریافت»- تازه‌ترین اثر لیلا صادقی (1356) شاعر، نویسنده، منتقد و فارغ‌التحصیل مقطع دکتری است که از سوی نشر لوگوس به چاپ رسیده است.

جلد اول این مجموعه با عنوان «مبانی نظری» مشتمل بر دو فصلِ «مبانی نظری» و «بررسی ادبیات کلاسیک و معاصر ایران» است که فصل اول شامل «درباره نقد ادبی»، «شعرشناسی شناختی»، «فرایند معناسازی»، «اصول معناشناسی شناختی»، «ریشه‌ی داستان در مغز»، «داستان و سلول‌های عصبی» و «تحلیل انتقادی گفتمان شناختی» و فصل دوم شامل «سنگ صبورِ صادق چوبک»، «حکایتِ احمد شاملو» و «منطق‌الطیرِ عطار نیشابوری» می‌شود.
 

در معرفی ناشر آمده که رویکرد شناختی به‌واسطه‌ی پل زدن با علوم مختلف توانسته است یک اثر را با تکیه بر متن، نویسنده و مخاطب آن بررسی کند و دروازه‌ای را برای نگاه کردن به متون ادبی بگشاید؛ چراکه براساس این رویکرد، نقد ساختار خود را از ساختار وجودی انسان، درک چیزها در جهان و نیز چگونگی تجربه‌ی جهان به‌واسطه‌ی بدن، مغز، سلول‌ها و رشته‌های عصبی او می‌گیرد. در این رویکرد میان متن، خواننده و نویسنده به‌واسطه‌ی بررسی مغز و نظریه‌های خوانش پلی زده می‌شود، به گونه‌ای که خواندن به عنوان عملکردی شناختی در نظر گرفته می‌شود که مغز و ادبیات را به هم مرتبط می‌کند.

در این مجلد، در فصل اول، به اختصار به مقدماتی درباب چیستی شعرشناسی شناختی و چگونگی ارتباط مغز انسان و ادبیات پرداخته می‌شود. در فصل دوم، چند نمونه از تحلیل و نقد متن با رویکرد شعرشناسی شناختی در آثار ادبی معاصر و کلاسیک را مى‌آورم…»

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «به نظر می‌رسد ارائه‌ی تعریف جامعی از نقد ادبی چندان ممکن نباشد، چراکه نقد ادبی خود به معنای کاربرد نظریات ادبی در تحلیل متون است و بنا به زاویه دید و نگاه هر نظریه، کار نقد نیز متفاوت خواهد بود. در نقد مارکسیستی، چگونگی توزیع قدرت در یک اثر اهمیت دارد، در نقد فمینیستی، جایگاه زن به عنوان کنشگر و در نقد ساختارگرا، چگونگی سازوکار نشانه‌ها برای ساخت معنا. در نتیجه، می‌توان گفت که برای تعریف نقد ادبی می‌توان به هدف آن اشاره کرد که بنا به گفته فوکو، «آشکار ساختن مناسبات اثر با مولف نیست» یا بازسازی «اندیشه یا تجربه» از راه متون، بلکه هدف آن تحلیل اثر به واسطه‌ی «ساختار، معماری، شکل ذاتی و بازی مناسبات درونی» عناصر متن است، پس بر این اساس می‌بایست به چیستی اثر و نه چیستی نقد ادبی پرداخت.

جلد اول کتاب «نقد ادبی با رویکرد شناختی: مبانی نظری» در 158 صفحه، با شمارگان 300 نسخه و به قیمت 90هزار تومان منتشر شد.
 

جلد دوم مجموعه «نقد ادبی با رویکرد شناختی» به نام «همگانی‌های شناختی» شامل چهار فصل «بدن‌مندی»، «تجربه و طرح‌واره‌ها»، «مقوله‌بندی و ژانر» و «محیط، بافت و جهان متن» است. «خوانش ادبی عنوان‌ها و زندگی فروغ فرخزاد»، «شمایل‌گونگی صورت و معنا»، «خوانش ادبی آه ای مامان احمد حسن‌زاده»، «ناشمایل‌گونگی»، «نظریه طرح‌واره»، «عملکرد طرح‌واره‌ها»، «خوانش ادبی چند شعر»، «جریان‌های شعری معاصر»، «شعر حجم و سطوح طرح‌واره‌ای»، «ژانر و ساخت معنا»، «بینامتنیت یا ترامتنیت»، «بینامتنیت از منظر شناختی: چرا بوف کور زیباست؟»، «نظریه طرح‌واره‌ای و سرقت ادبی»، «بافت و متن»، «فضای ذهنی» و «نظریه‌ی جهان متن» از بخش‌های این کتاب به شمار می‌آیند.

در معرفی کتاب آمده که خوانش و تفسیر متون ادبی به درک بهتر متن منجر می‌شوند و انسان از خلال تفسیر امکان مواجهه با پیچیدگی‌های زندگی را درون متن پیدا می‌کند. این تفسیر به خودآگاهی و وسعت دید مخاطب می‌انجامد؛ درنتیجه، پیوند لاینفک ادبیات و انسان را نمایان می‌کند. در واقع، تفسیر ادبیات یک کنش اجتماعی قلمداد می‌شود که باعث می‌شود دانش، تمرکز، تجربه و شناخت‌ مخاطب گسترش پیدا کند. در نتیجه، نقد ادبی را می‌توان قلمرویی از دانش معرفی کرد که به‌واسطه‌‌ی آن معیارهایی در اثر ادبی مورد سنجش قرار می‌گیرند که با سرشت انسان در ارتباط هستند.

در این جلد تلاش شده است براساس عوامل متفاوتی که بر محدود کردن مفهوم‌سازی انسان تأثیر می‌گذارند، ابزارهایی برای نقد ادبی ارائه شود و از خلال آنها به بررسی آثار ادبی مختلفی چون اشعار فروغ فرخزاد، احمد شاملو، یدالله رؤیایی، رضا براهنی، صادق هدایت، نیما یوشیج، سیمین دانشور، بیژن نجدی، ابراهیم گلستان و بسیاری از دیگر متون پرداخته شود. این ابزارهای شناختی که ریشه در ساختار مغز انسان و تعامل او با محیط دارند، در نقد ادبی نیز می‌توانند استفاده شوند و نقدی با محوریت زیست انسان ارائه داده، به تحلیل و ارزیابی متن در حوزه‌های متفاوت از جمله بررسی جهان متن و فضای ذهنی شخصیت‌ها، شمایل‌گونگی یا ناشمایل‌گونگی میان صورت و معنا، تمایز جریان‌های شعری براساس طرح‌واره‌ها، تفاوت بینامتنیت با سرقت ادبی و غیره بپردازند. درواقع، این عوامل خود منجر به شکل‌گیری مفاهیم ابتدایی و همگانی در زبان انسان می‌شوند و به‌مثابه ابزاری در نقد ادبی استفاده می‌شوند که عبارتند از: بدن‌مندی، محیط، تجربه، مقوله‌بندی و دریافت. در این میان، از آنجایی که مبحث اصول دریافت به مجال بیشتری نسبت به دیگر مباحث نیاز دارد، به صورت مجزا در جلد سوم به آنها پرداخته خواهد شد.

جلد دوم مجموعه «نقد ادبی با رویکرد شناختی:همگانی‌های شناختی» در 294 صفحه، با شمارگان 300 نسخه و به قیمت 125 هزار تومان به چاپ رسید.
 

«اصول دریافت» عنوان جلد سوم از این مجموعه است که در سه فصل «اصل نقش و زمینه»، «اصل مشابهت و مجاورت» و «اصل انسداد: سکوت» نوشته شده است. «تعریف نقش و زمینه»، «نقش: برجستگی و توجه»، «زمینه: حافظه»، «جابه‌جایی نقش و زمینه»، «مفهوم‌سازی مکانی»، «مفهوم‌سازی زمان»، «خوانش ادبی: آی آدمها اثر نیما یوشیج»، «جهان دیگری»، «جهان خود»، «جهان شیء شده»، «شمایل‌گونگی صورت و معنا»، «استعاره»، «ماهیت استعاری زبان»، «بنیاد مجاز و محیط پیرامون»، «تعامل استعاره و مجاز»، «نگاشت‌های سه‌گانه» و «نظریه‌ی ادغام مفهومی» از مباحثی‌ست که در این کتاب به آن پرداخته شد.
 
در معرفی کتاب آمده که آنچه «دریافت» می‌کنیم، الزاماً همان چیزی نیست که تجربه می‌کنیم و سازوکار «دریافت» که تجربه‌ی انسان و شناخت را در او ممکن می‌کند، دارای ریشه‌های عصب‌شناختی است. تجربه‌های حسی انسان به‌واسطه‌ی سازوکار دریافتی او فهمیده می‌شوند و سازوکار دریافتی ناخودآگاه انسان امکان ساخت یک کلیت را در ذهن او میسر می‌کند. تجربه در انسان به‌واسطه‌ی حس‌های مختلف او ایجاد و به شناخت منجر شده و شناخت پدیده‌ها، اعم از اشیاء، رخدادها یا آثار هنری، در انسان لذت ایجاد می‌کند. در بررسی چگونگی شکل‌گیری لذت که بر اثر ترشح هورمون‌هایی در بدن ایجاد می‌شود، می‌توان گفت که رابطه‌ای ناگسستنی با زیبایی وجود دارد و انسان هرآنچه را که به‌صورت امری زیبا می‌فهمد، از آن لذت می‌برد.

درواقع، ذهن انسان برای درک پدیده‌ها آن‎ها را به صورت یک کل دریافت می‌‎کند، درنتیجه لذت ناشی از فهم آن‌ها نیز به یک زیبایی کلی باز می‌گردد. گرچه ذهن اجزای یک پدیده را با استناد به اصول شناختی یا به عبارتی اصول گشتالت تشخیص می‌دهد، اما در پی ساخت یک کلیت و فهم هر پدیده‌ای به صورت یک کل است. از آنجایی که حجم ذهن برای داده‌هایی که ذخیره می‌شوند، نامحدود نیست، درنتیجه ذهن به صورت خودکار از قابلیتی برای ساده‌سازی پدیده‌ها استفاده می‌کند که عبارتند از نقش و زمینه، مشابهت، مجاورت، تداوم، انسداد، شمول، تقارن و غیره. از میان این اصول، اصل نقش و زمینه، مشابهت، مجاورت و انسداد به عنوان ابزارهای شاخص‌تر در نقد ادبی مطرح شده‌اند استفاده می‌شوند. به همین دلیل در این مجلد به چگونگی کاربرد این اصول در تحلیل متن و پیوند پرداخته شده و نشان داده خواهد شد که چگونه می‌توان از الفبای شعرشناسی برای تحلیل ادبیات استفاده کرد.
 
کتاب «نقد ادبی با رویکرد شناختی: اصول دریافت» در 308 صفحه، با شمارگان 300 نسخه و به قیمت 125 هزار تومان به چاپ رسید.
 
کتاب‌های «ضمیر چهارم‌شخص مفرد»، «وقتم کن که بگذرم»، «اگه اون لیلا ست، پس من کی‌ام؟!»، «داستان‌هایی برعکس»، «از غلط‌‌های نحوی معذورم»، «گریز از مرکز» و «پریدن به روایت رنگ» تنها بخشی از آثار لیلا صادقی به شمار می‌آید.
کد مطلب : ۳۲۶۲۴۲
https://www.ibna.ir/vdcgt39wxak9xx4.rpra.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

خاکریز کتاب