در دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس افرادی بودند که در کنار کارهای مبارزاتی، دستی هم بر قلم داشتند و در نهایت برخی‌شان به مقام شهادت رسیدند یا جانباز شدند. بعد از دوران دفاع مقدس نیز برخی از این افراد به شکل حرفه‌ای‌تر و جدی‌تری این مسیر را ادامه دادند.
چند نام مانا از شهدا، جانبازان و رزمندگانی که نویسندگی پیشه کردند
 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهاردهم تیرماه سال 1381 برای اهالی قلم یک روز مهم است، چرا که تقویم ایرانی در چنین روزی مناسبتی با عنوان «روز قلم» را ثبت کرد. این مناسبت بعد از تصویب شدن در شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان یک روز ملی شناخته شد. مناسبتی که می‌تواند فرصتی برای یادآوری منزلت و حرمت قلم و صاحبان آنها قلمداد شود. در بین این نویسندگان بودند و هستند کسانی که قلم‌شان در راه آرمان‌های انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به روی کاغذ به حرکت درآمد.
 
در میان شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و رزمندگان آن دوران اسامی افراد زیادی به چشم می‌خورد که در کنار کارهای مرتبط با مبارزه، به نوشتن خاطرات آن حال و هوا می‌پرداختند. به‌ویژه که در آن مقطع خاطره‌نویسی هم امری مرسوم بود. برخی از این افراد در همان زمان به مقام شهادت یا جانبازی رسیدند و گروهی بعد از جنگ کماکان نویسندگی را تا امروز ادامه داده‌اند.

 
شهید سید مرتضی آوینی
در بین شهدایی که دست به قلم بودند نام «شهید سید مرتضی آوینی» بیشتر از همه آشناست. او که به سید شهیدان اهل قلم معروف است در سال 1326 در شهر ری متولد شد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانشجوی معماری وارد دانشکده‌ هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلمسازی پرداخت. و در کنار آن تحقیقات و مباحثات و مقالات بسیاری در مطبوعات منتشر کرد.

از مهم‌ترین آثار مکتوب شهید آوینی می‌توان به «آئینه جادو»، «توسعه و مبانی تمدن غرب»، «فردایی دیگر»، «رستاخیز جان»، «آغازی بر یک پایان» و «فتح خون» اشاره کرد. سید مرتضی آوینی، بیستم فروردین ۱۳۷۲ در فکه و در حال ساخت مجموعه مستند و تلویزیونی روایت فتح، بر اثر برخورد با مین‌های باقیمانده از زمان جنگ به شهادت رسید.
 
شهید مهدی رجب بیگی
شهید مهدی رجب بیگی یکی دیگر از نویسندگان اهل مبارزه است. او در بهمن سال ۱۳۳۶ در شهر دامغان بدنیا آمد و دوران كودكی و نوجوانی را به همراه خانواده اش در تهران سپری كرد. در محله های فقیر نشین تهران، طعم فقر و محرومیت را از همان آغاز نوجوانی به خوبی احساس کرد.
 
وی در سال ۱۳۵۴ وارد دانشگاه فنی دانشگاه تهران شد و در رشته مهندسی راه و ساختمان به تحصیل مشغول گشت. وی جریانات سیاسی داخلی و خارجی را با تسلط و قدرت بی نظیر تحلیل سیاسی ایدئولوژیك می‌کرد. مقالات و تحلیل‌های وی از بهترین كارهای مطبوعاتی و فرهنگی روزنامه های با اعتبار كشور آن مقطع بود. او منتقد گروه‌های چپ آن زمان بود و در صدد تغییر مواضع انحرافی هواداران ساده و غافل گروهكها بود؛‌ رجب بیگی روز پنجم مهر ۶۰ كه گروه مجاهدین خلق (منافقین) با اسلحه در تهران به مردم و پاسداران مردمی انقلاب اسلامی حمله بردند با سلاح گرم به مقابله با آنان شتافت و در راه دفاع از آرمانهای اسلامی خویش جانش را تقدیم انقلاب اسلامی کرد.

 
شهید محمد رضا فتاحی
شهید محمد رضا فتاحی یکی دیگر از شهدای دست به قلم دوران دفاع مقدس است، او در سال 1337 در روستای لر از توابع شهرستان اسلام آباد غرب دیده به جهان گشود تحصیلات خود را در اسلام آباد آغاز کرد و در سال 1356 با اتمام تحصیلات متوسطه در رشته پزشکی دانشگاه مشهد پذیرفته شد. پس از پیروزی انقلاب در سازماندهی و تشکیل جهاد سازندگی، کمیته بهداشت و درمان در سطح روستاها و نهضت سواد آموزی حضوری فعال داشت. با توجه به وقفه ای که در امر تحصیل وی به علت انقلاب فرهنگی روی داده بود در سال 1365 موفق به اخذ دانشنامه دکتری در رشته پزشکی شد سپس به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه های نبرد شرکت کرد و به مداوای مجروحین جنگ پرداخت. سرانجام پس از هجده ماه تلاش در شغل مقدس پزشکی در تاریخ 24 دی ماه 1366 در عملیات ظفر 5 به علت سقوط بالگرد در منطقه کردستان به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
 
شهید کامبیز (یوسف) ملک شامران
شهید کامبیز (یوسف) ملک شامران در سال 1341 در تهران به دنیا آمد. در سال‌های اول زندگی‌اش کودکی باهوش، سرزنده، پر جنب و جوش و در عین حال با ادب و با ایمان بود. او علاقه زیادی به ادبیات و نقاشی داشت و در مرکز کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در این رشته‌ها فعالیت داشت. این علاقه و این ارتباط باعث شد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی شهید ملک شامران به همکاران کانون بپیوندد و در آنجا برای کودکان داستان بنویسد.
 
با حمله عراق به ایران و شروع جنگ تحمیلی، یوسف به جبهه رفت تا از میهن و انقلاب در برابر هجوم دشمنان دفاع کند. اما حضور در جبهه باعث نشد که همکاری با کانون را رها کند. او در مواقعی که به مرخصی می‌آمد با کانون در ارتباط بود و همچنان برای کودکان کار می‌کرد. تا آن که سرانجام در روز هفدهم اردیبهشت سال 1361 در جاده اهواز خرمشهر به شهادت رسید.
 
شهید محمود صارمی
شهید محمود صارمی متولد ۱۳۴۷، خبرنگار ایرانی و مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مزارشریف افغانستان بود که در سال ۱۳۷۷ براساس گزارش‌های منتشر شده در جریان حمله عناصر طالبان به دیپلمات‌های ایرانی در مزار شریف شهید شد. شورای فرهنگ عمومی کشور در اولین سالگرد شهادت محمود صارمی، ۱۷ مرداد را به پاس قدردانی از این مقام «روز خبرنگار» نامید.

 
شهید محسن صالحی
محسن صالحی یکی از نویسندگان جانباز و از جهادگران و یادگاران اهل قلم دفاع مقدس که چند سال پیش بر اثر تحمل دردهای جانبازی به مقام شهادت رسید. «خواستگار ذلیل مرده (مجموعه داستان طنز نوجوان)»، «اکبر کاراته و خرش»، «آی بچه‌های ناز یک قصه از نماز»، «زری کوچولو»، «بچه‌های بهشت»، «نماز شکوفه نور خدا»، «اگر نامهربان بودیم و رفتیم» «رقص سنگ»، «اکبر کاراته و فسقلی‌های شکمو»، «اکبر کاراته و آقایون کچل» و «اکبرکاراته به تهران می‌رود» از جمله آثار شهید محسن صالحی در زمینه‌های طنز، کودک و رمان است که بیشتر آنها با محوریت خاطرات دفاع مقدس تدوین شده‌اند.
 
علاوه بر شهدایی که در بالا اسامی‌شان مطرح شد، در بین رزمندگان دوران دفاع مقدس کسانی بودند که هنوز هم زنده‌اند و قلم‌شان برای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می‌نویسد. رزمندگانی که برخی‌شان درجات مختلفی از جانبازی را تجربه کرده‌اند.

 
حمید حسام
حمید حسام نویسنده حوزه دفاع مقدس و متولد سال 1340 در شهر همدان است، وی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد ادبیات فارسی دانشگاه تهران است. وی جوانی خود را در جبهه های نبرد سپری کرد و همین مساله باعث شد تا دفاع مقدس رویکرد اصلی حمید حسام در نوشتن و خلق آثارش باشد. سردار حسام معاون ادبیات و انتشارات بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، در زمینه نویسندگی نیز کارنامه قابل توجهی دارد. چهار کتاب حاصل دوران نویسندگی این مسئول فرهنگی است. در زمینه داستان کوتاه کتاب "دهلیز انتظار"، در بخش خاطره کتاب "غواصها بوی نعنا می دهند"، "دلیل" و در بخش رمان "راز نگین سرخ" مجموع فعالیتهای این نویسنده را تشکیل می دهند.

 
ابوالفضل درخشنده
ابوالفضل درخشنده رزمنده و جانباز نویسنده متولد 1348 در تهران است. او که دارای مقام جانبازی شیمیایی است در جبهه های غرب مشغول نبرد بوده است. بعد از جنگ هم از مبارزه دست برنداشته و به خاطره و داستان نویسی مشغول است. اشک نسل سوم؛ غربت؛ قرارمون ساعت عشق؛ قصة بی انتها؛ گمشدة تخریبچی دوران، عنوان برخی از کتاب های اوست.

 
اکبر کریمی دستگردی
اکبر کریمی دستگردی جانباز سرافزار هشت سال دفاع مقدس است، وی متولد سال ۱۳۴۲ است که در سال ۱۳۶۱ با توجه به اینکه دانش‌آموز پایه چهارم دبیرستان بود به دلیل علاقه‌ای که به نظام و رهبری داشت راهی جبهه‌ها شد.
 
او در عملیات والفجر مقدماتی شرکت کرد و در میدان مین در حین درگیری با دشمن بعثی مجروح شد و برای گذراندن دوران درمان و نقاهت چندماه در بیمارستان و خانه بستری بود. کریمی دستگردی از سال ۸۵ شروع به تالیف کتاب کرد و تاکنون ۱۲ کتاب شعر، داستان پژوهشی را از جمله کتاب "جانوران مفید"،" سه مرغ و یک بوقلمون"، "ماجراهای خروس بی محل"، "پرندگان سخنگو"، "بابای من جانبازه"، "صبح قشنگ"،" ظهر زیبا"، "شب خوشگل"،" سفر به کشور چین"، را در کارنامه حرفه‌ای خود ثبت کرده است.
 
رمضانعلی کاوسی
رمضانعلی کاوسی متولد 1342 در سال 1361 زمانی که دانشجوی تربیت معلم بوده است در عملیات محرم بر اثر اصابت ترکش خمپاره از ناحیه نخاع گردن دچار ضایعه نخاعی و ویلچر‌نشین شده است. وی که اکنون تنها با یک انگشت امکان تایپ و نویسندگی دارد در جایی می گوید عنایت ویژه خداوند این بود که عشق نویسندگی را در وجودم بارور کرد. من زمانی در جبهه می‌جنگیدم، اما اکنون مفتخرم که در جبهه فرهنگی فعالیت کنم و در حد توانم خاطرات رزمندگان، جانبازان و آزادگان را با قلم بر روی کاغذ سپید آورم. خاطرات ایثارگران به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب یک گنج است که باید برای آیندگان به یادگار بماند.
 
کاوسی تاکنون چندین عنوان کتاب تألیف کرده است که عبارتند از: تیغ‌های گل رز، پرواز با بال شکسته، کُفِیشه، راز نهان، و سهم من از عاشقی و...

 
ابوالقاسم وردیانی
ابوالقاسم وردیانی کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی و نویسنده‌ای است که خود سال‌های دفاع مقدس را ازنزدیک به چشم دیده است. این نظامی‌ بازنشسته که در سال ۶۴ به‌صورت داوطلبانه عضو فعال بسیج شد، در همان سال به استخدام نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی‌ ایران درآمد. او ورودش به عرصه نویسندگی حوزه دفاع مقدس را مدیون حضورش در دل آتش و خون می‌داند؛ روزهایی که عزیزترین دوستان و همسنگرانش را در حال پر کشیدن به سوی خدا به آغوش کشید.

مشاهده لحظه‌های ناب شهادت، او را به سوی عالم نویسندگی سوق داد به نحوی که احساس می‌کرد حالا که به فیض شهادت نرسیده است،باید راهی را برای ادای دین به شهدا پیدا کند. لذا با توجه به رشته تحصیلی‌اش و اینکه مدرس ادبیات و تاریخ است، وارد این حوزه شد. متخصص عنوان رمانی از اوست که در سال 1393 به چاپ رساند. در این کتاب به سرگذشت یک جانباز شیمیایی تخریب‌چی پرداخته شده است. همچنین رمان «پروانه‌ها زیر باران» عنوان کار دیگری از اوست که در سال 1395 منتشر شد.

 
حمید داود آبادی
حمید داود آبادی متولد 25 مهر 1344 در شهر تهران است، اصالت وی به شهر داودآباد اراک استان مرکزی بر می گردد. او پس از پایان جنگ تحمیلی در سال 1367 ازدواج کرد و صاحب دو فرزند پسر شد. در بهمن 1357 برای مقابله با اعتراضات سیاسی و فرهنگی سازمان ها و گروه های مخالف جمهوری اسلامی به همراه گروهی از جوانان با عنوان حزب الله در مکانی به نام چادر وحدت فعالیت میکردند. داود آبادی در سال 1360 در سن 16 سالگی به منطقه سومارکرمانشاه اعزام شد و تا پایان چنگ تحمیلی در عملیات هایی چون بیت المقدس، رمضان، والفجر8 ، کربلای 1، کربلای 5 ، کربلای 8 حضور داشت. داودآبادی با حضور پنجاه ماهه اش در دوران جنگ تحمیلی بارها مجروح شد.
 
داود آبادی از سال 1366 اقدام به نوشتن و انتشار مطالب سیاسی در روزنامه کیهان و ثبت خاطرات جنگ در روزنامه جمهوری اسلامی کرد. سال 1370 اولین کتاب خود را با نام یاد یاران منتشر کرد. 3 کتاب او به نام های یاد یاران، یاد ایام، سید عزیز توسط مقام معظم رهبری مورد توجه و تقریظ قرار گرفته است. از جمله آثار او می‌توان به آسمان زیر خاک، از معراج برگشتگان، 37 سال، چادر وحدت، حماسه ذوالفقار، خاطرات انقلاب اسلامی، خاطرات شکنجه، ناگفته ها، دیدم که جانم می رود، عباس برادرم و... اشاره کرد.

 
مصیب معصومیان
مصیب معصومیان متولد 6 مرداد 1347 روستای بیشه سر از توابع شهرستان بابل است. با اینکه پدر و مادرش اصرار به درس خواندن و ادامه تحصیل وی داشتند اما به خاطر کمتر شدن فشار مالی و امرار معاش درس را رها کرده و به کار فنی مشغول شد، اما چندی بعد به پیشنهاد برادر شهیدش«محمد علی» سال 1362 وارد حوزه شد و مدتی را در مدرسه ی صدر بابل درس خواند. سال 1363 بود که دفاع از دین و مهین را تکلیف دانسته و در سن 16 سالگی به عنوان بسیجی راهی جبهه ها شد و این جهاد تا پایان جنگ ادامه داشت . طی این سالها در عملیات های کربلای یک، کربلای 4، کربلای 5، کربلای 8، کربلای 10، والفجر 10 و بیت المقدس 7 حضور داشت.
 
به گفته خودش از آنجایی که برادرشهید او هنرمند و اهل فرهنگ و مطالعه بود و قلمی زیبا و موثر داشت بر آن شد تا از آثار و دست نوشته های شهید را تنظیم و منتشر کند. اولین قدم از شروع این راه سال 1376 با کتاب «خاطرات جبهه و جنگ» بود که در آن کتاب قسمتی از خاطرات شخصی خویش را آورده است. سال 1379 کتاب دوم را آماده و چاپ کرده، کتاب «زمزمه های شهود» که از آثار برادر شهیدشان بود، اما استقبال وسیع و فراوانی که از این کتاب شد او را بر آن داشت تا پر چم عرصه را جدی تر در دست بگیرند. سال 1382 کتاب سوم با عنوان « از مازندران تا شلمچه» را با حمایت کنگره سرداران شهید استان مازندران را منتشر کرد. او همچنین دارای آثار متعدد دیگری نیز هست.

 
گلعلی بابایی
گلعلی بابایی، متولد سال 1339 در روستای برار از توابع شهرستان چالوس است. او از جمله رزمندگان دفاع مقدس است كه پس از پايان جنگ رسالت خود را بعنوان نويسنده و با ثبت و ضبط خاطرات و تجلي بخشيدن به صحنه‌هاي حماسي دفاع مقدس دنبال كرده است. "غربت هور"، "از الوند تا قراویز"، "حکایت مردان مرد"، "نبرد های جنوب اهواز (کارنامه تاریخی، جغرافیایی، نظامی منطقه عملیاتی جنوب و جنوب غربی اهواز)"، "حکایت مردان مهر (بر اساس زندگی نامه سرداران شهید غلامعلی پیچک و مهدی خندان) " و "نقطه رهایی "، از جمله آثار منتشر شده وی هستند. در سال‌های اخیر نیز کتاب‌های متعدد دیگری از این نویسنده پر کار منتشر شده‌اند.

 
کاظم سلیمیان
کاظم سلیمیان یکی از جانبازان قطع نخاعی از ناحیه گردن است که به تازگی او کتاب «چشم‌هایی که نوشتند» منتشر شده است. او با وجود شرایط سخت جانبازی و هیچ‌گونه تحرکی در ناحیه میانی بدن، پاها و دستان تنها با کمک نرم افزاری خاص روی لبتاب توانسته بخش عمده‌ای خاطرات زندگی خود از دوران کودکی تا جانبازی و امروز را به رشته تحریر در بیاورد و علاوه بر این روحیه خود را حفظ کند.
 
در دیباچه کتاب به قلم سلیمیان درباره سرگذشت زندگی وی و نحوه جانبازی او این طور آمده است: «امشب ۲۰ اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۹۳۰ دقيقة شب است. دقيقا ۳۱ سال تمام می شود که من مجروح شده ام. حدود ۳۱ سال از آخرين قدم‌هایی که روی زمین گذاشتم، می‌گذرد؛ از آخرین دفعه ای که با دستانم چیزی را گرفتم و برداشتم و از آخرین باری که با قامتی راست رو به روی کسی ایستادم. روزهای سختی که چون برق و باد گذشت اما به دل چه‌ها که نکرد!
 
سال ۱۳۹۵ دیپلم را گرفتم و به سربازی رفتم؛ هجده ماه جنگیدم و بعد هم در جزیره بوارين مجروح شدم. با اصابت تیر به گردنم قطع نخاع و از گردن به پايين فلج و اسير تحت شدم. تمام بدن و انگشتائم از کار افتاده بود؛ ولی دستهایم کمی حرکت داشت. به مرور دستها هم از حرکت ایستادند. حدود نه سال است که فقط سرم حرکت می کند. یک سر زنده و یک تن بی جان!...»
 
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در پایان ضمن گرامیداشت روز قلم بر همه نویسندگان به ویژه نویسندگان اهل راه حق و حقیقت بر این نکته تاکید می‌کند که بدون شک نویسندگانی که در بالا اسم‌شان آمد تنها نویسندگانی نیستند که در جبهه‌ها و دوران انقلاب حضور داشتند و آثار مکتوبی از آنها به جای مانده است و آنچه در این گزارش آمد تنها گزیده‌ای از نویسندگان و صاحبان قلم در این حوزه است.
گزارشگر
محمد فیروزی
کد مطلب : ۳۲۳۶۶۷
https://www.ibna.ir/vdcepx8xfjh8wpi.b9bj.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

محرم 1401