ایران در سال‌های دفاع مقدس/ مروری بر کتاب «آغاز جنگ نفتکش‌ها»؛

بهار دشوار سال 1363 و حمایت دو ابرقدرت شرق و غرب از رژیم بعث عراق

بهار سال 1363 رژیم بعث، ضمن حفظ روابط گسترده‌اش با دولت امریکا، تعاملات تازه‌ای را با شوروی آغاز کرد. هم امریکایی‌ها و هم مقامات شوروی، هر کدام به دلایلی مصمم به حمایت از عراق بودند و از فشار هرچه بیشتر به ایران حمایت می‌کردند. در کتاب «آغاز جنگ نفتکش‌ها» آنچه در آن مقطع از جنگ تحمیلی می‌گذشت، مرور می‌شود.
بهار دشوار سال 1363 و حمایت دو ابرقدرت شرق و غرب از رژیم بعث عراق
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) این درست است که رابطه دو ابرقدرت امریکا و شوروی با عراق، در سال‌های جنگ تحمیلی، رابطه‌ای پیچیده و پرفراز و نشیب بود، اما این واقعیت هم انکارنشدنی است که هر دو دولت، در اجرای سیاست‌های‌شان در آسیا و منطقه خلیج فارس، و نیز برای متوقف کردن ایران به عراق نیاز داشتند. اجازه بدهید با مرور بخش‌هایی از کتاب «آغاز جنگ نفتکش‌ها» این مسأله را باهم بررسی کنیم. ناگفته نماند که کتاب «آغاز جنگ نفتکش‌ها» سی‌ویکمین کتاب از مجموعه کتاب‌های روزشمار جنگ ایران و عراق (مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس) است و محمود یزدانفام، زیر نظر علیرضا لطف‌الله‌زادگان و حجت‌الله کریمی کار تألیف آن را انجام داده است.
 
کوشش رژیم بعث برای کسب حمایت شوروی
چهارم اردیبهشت ماه 1363، طه یاسین رمضان، معاون نخست‌وزیر عراق به روسیه رفت و در مسکو با مقامات شوروی دیدار کرد. هدفش جلب حمایت مقامات کرملین در جنگ با ایران بود، هرچند گفت‌وگوهای دو طرف به مسائل دیگری مثل چگونگی مواجهه با سیاست امریکا در منطقه خلیج فارس (شاهراه نفت) و مناسبات کشورهای عربی با شوروی و نقشی که سوریه در ضدیت با عراق ایفا می‌کرد نیز کشیده شد. خبرگزاری کویت درباره این دیدار گزارش کرد که مقامات شوروی از سیاست عراق در جنگ دفاع کردند و تلاش رژیم بعث برای احیای روابط با مسکو را ستودند. «همچنین دو طرف سیاست‌های امریکا در منطقه غرب آسیا و خلیج فارس را محکوم و تصریح کردند که سیاست‌های امریکا در غرب آسیا عامل ادامه بحران در این منطقه است. دیپلمات‌های غربی این موضوع را نشانه روابط گرم سیاسی بین بغداد و مسکو پس از یک دوره طولانی از کدورت دانستند.»
 
البته این واقعیت از چشم بسیاری از ناظران بین‌المللی دور نماند که سخنان طه حسین رمضان در مسکو، سخنانی مزورانه بوده و فقط برای خوشایند مقامات شوروی بیان شده است. که «دیپلمات‌ها موضع‌گیری عراق علیه امریکا را فقط نوعی اظهارات لفظی می‌دانند که با هدف جلب رضایت روس‌ها برای دریافت سلاح‌های بیشتر عنوان می‌شود.» حرف‌های فرستاده عراق را درباره محکومیت اقدامات امریکا جدی نگرفتند، زیرا پشتیبانی‌های دولت ایالات متحده از رژیم بعث در جنگ با ایران، آشکار و کتمان‌نشدنی بود. مقامات شوروی هم خودشان را به آن راه زدند، به همین اظهارنظر کلی فرستاده عراق رضایت دادند و با او در موضوعاتی مثل تجارت اسلحه و ساخت نیروگاه آبی و توسعه چند میدان نفتی به توافقاتی رسیدند. ناگفته نماند که تصمیم‌گیران کرملین برای تدبیر مسأله افغانستان، از فشار هرچه بیشتر به ایران استقبال می‌کرد و امیدوار بود تا با تقویت عراق، ایران را مجبور کنند تا از حمایت مجاهدان افغان در جنگ با اشغال‌گران شوروی دست بکشد.
 
«امریکا نمی‌گذارد عراق شکست بخورد»
در همین چهارم اردیبهشت ماه سال 1363 آلکساندر هیگ وزیر اسبق امور خارجه امریکا و پرفسور رودنی جونز یکی از اعضای شورای روابط خارجی امریکا، در اظهارنظرهایی جداگانه در خصوص جنگ ایران و عراق، اعلام کردند که «امریکا اجازه نمی‌دهد بغداد در جنگ شکست بخورد.» هیگ در گفت‌وگویی تلویزیونی، فشار بیشتر به ایران را سیاست راهبردی ایالات متحده عنوان کرد و گفت بهتر است دولت امریکا، تهاجمی‌تر و قاطع‌تر با ایران برخورد کند. «برای اقدامی قاطع و یکپارچه علیه کشورهایی نظیر جمهوری اسلامی ایران که از حرکت‌های ضدامریکایی در منطقه (خلیج فارس و آسیای غربی) حمایت می‌کنند، دولت ریگان باید در جامعه بین‌المللی به تدابیر عمده‌ای متوسل شود که جنبه تهاجمی داشته باشد.» پیشنهادش این بود که دولت‌های غربی در اقدامی هماهنگ، سفارتخانه‌های خودشان را در ایران ببندند، دارایی‌های ایران در خارج از مرزهای این کشور را مسدود کنند، و از هر راهی برای جلوگیری از دادوستدهای بین‌المللی ایران استفاده کنند تا جمهوری اسلامی منزوی شود.
 
رودنی جونز هم که آن زمان در پاکستان بود، در سخنانی در مرکز فرهنگی امریکا در اسلام‌آباد گفت «شکی نیست که عراق جنگ علیه ایران را آغاز کرده و نمی‌تواند ایران را شکست بدهد، اما امریکا نمی‌گذارد عراق شکست بخورد. (زیرا) شکست عراق اوضاع منطقه را شدیداً تحت تأثیر قرار می‌دهد.» از نظر او امریکا هرچقدر هم که با عراق اختلاف داشت، باز می‌توانست برای جلوگیری از پیروزی ایران، این اختلافات را نادیده بگیرد و هر کاری از دستش برمی‌آید به هدف نجات رژیم بعث از شکست نظامی – و سقوط سیاسی احتمالی – انجام دهد. از جمله اینکه دارایی‌های ایران را ضبط کند و مانع دسترسی دولت ایران به حساب‌های خارجی‌اش شود یا اینکه با هجمه شدید رسانه‌ای، اتهاماتی مثل تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای را به ایران بچسباند و بعد به بهانه ممانعت از دسترسی ایران به سلاح هسته‌ای، تحریم‌ها و تنگناهای تازه‌ای را به کشور ما تحمیل کند.
 
مثلا همین اردیبهشت ماه سال 1363 چند رسانه غربی، در حرکتی هماهنگ و «در یک اقدام تبلیغاتی ایران را به تلاش برای تولید سلاح هسته‌ای متهم کردند.» از جمله هفته‌نامه لندنی جینز دیفنس، در گزارشی از برنامه ایران برای تولید سلاح اتمی نوشت و رادیو امریکا هم این گزارش مجعول را با هیاهوی بسیار، به عنوان واقعیتی مسلم و اثبات‌شده منعکس کرد. این رسانه‌ها حتی زمان‌بندی هم ارائه دادند و گفتند ایران، احتمالاً تا دو سال آینده به فناوری ساخت سلاح هسته‌ای دست پیدا می‌کند و به توان تولید چنین تسلیحاتی می‌رسد. وزارت خارجه امریکا، همین اتهامات را دستاویز قرار داد و اعلام کرد اجازه نمی‌دهد تجهیزات مورد نیاز برای اجرای چنین پروژه‌ای به ایران صادر شود. در واقع امریکایی‌ها از یک اتهام ساختگی برای حقانیت بخشیدن به فشار و تحریم به ایران استفاده کردند.
کد مطلب : ۳۲۰۵۶۶
https://www.ibna.ir/vdcjmyetmuqe8iz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

خاکریز کتاب