همایش «هزاره شاهنامه» - حسن حبیبی/ ۲

ماجرای بازگرداندن شاهنامه شاه‌ تهماسبی به ایران

حسن حبیبی در یکی از سخنرانی‌های مراسم افتتاحیه همایش «هزاره شاهنامه» گزارشی از ماجرای بازگرداندن شاهنامه شاه‌ تهماسبی به ایران ارائه کرد و خلق این اثر توسط 15 نگارگر را در کنار تیمی از هنرمندان دیگر رشته‌ها، از جمله شاهکارهای این نسخه از شاهنامه خواند.\
حسن حبیبی
حسن حبیبی

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، حبیبی در آغاز سخنانش شعری را قرائت کرد و درباره شاهنامه تهماسبی گفت: این شاهنامه در زمان ولیعهدی، سپس پادشاهی شاه تهماسب صفوی فراهم آمده است. ولیعهد ابتدا در هرات بود و با جمعی از هنرمندان و نگارگران به تبریز آمد و در آنجا ترکیبی از هنرمندان دو شهر را مامور تهیه این شاهنامه کرد.

وی توضیح داد: نوشتن این شاهنامه با نگاره‌های متعدد و تعداد 15 تن هنرمند، نگارگر، خوشنوی، جدول‌بند، کاغذساز، مرکب‌ساز و صحاف‌کاری بوده است که براساس برنامه‌ای دقیق و برای مدتی طولانی انجام یافته است. کاغذ کتاب به اندازه رحلی بزرگ یا سلطانی، کاغذی بسیار نازک شبیه کاغذهای بیبل امروزی و دست‌ساز است.

وی در ادامه به جدول‌های این کتاب اشاره و تشریح کرد: کتاب دارای جدول است و نکته مهم در این قسمت آن است که در گذشته و هم امروز گه‌گاه نگارگران قسمتی از نگاره را بیرون قالب یا قاب اصلی می‌برند. در این کتاب برنامه به این ترتیب بوده است که نگارگر طرح نگاره و قسمت‌هایی را که از قاب یا چهارچوب بیرون زده است تعیین می‌‌کرده و جدول‌ساز در جاهایی که نگاره از چارچوب خارج می‌شده خط نمی‌کشیده ‌است.

رییس بنیاد ایران‌شناسی درباره نکته نکته دیگر این اثر اظهار داشت: پشت و روی هر صفحه پر از نوشته، یعنی اشعار در جاهایی است که یا نگاره نیست و یا قسمتی را نگاره پر کرده است، اما هیچ‌گاه اثر مرکب روی صفحه، در پشت صفحه وجود ندارد. خط کتاب متوسط خوب است و شاید تنها نکته‌ای که می‌توان در شاهنامه اشاره کرد نبود یک خوشنویسی تمام عیار است.

وی افزود: کتاب در اصل دارای 258 مجلس بوده که با دریغ، قسمت قابل توجهی از آن کتاب بیرون کشیده و تک‌تک فروخته شده و طبیعی است که متن را نیز دچار کسری کرده است.

حبیبی درباره اسامی نگارگران این شاهنامه توضیح داد: نگار‌گران دست‌اندرکار در آغاز 15 تن بوده‌اند و نام و نشان 9 تن از آن‌ها معلوم است و بقیه ناشناخته‌اند. سلطان محمد میر مصور، آقا میرک، دوست محمد، میرزاعلی، مظفرعلی‌، شیخ محمد، میر سیدعلی و عبدالصمد هنرمند با اسامی مشخص هستند و شش تن دیگر که نامشان معلوم نیست در برخی اسناد با حروف لاتین A, B, C, D, F, H نامیده شده‌اند. 

وی ادامه داد: مسوولیت کار در ابتدا با دوست محمد و پس از او با میرمصور بوده است. پس از میرمصور نیز ظاهرا آقامیرک کارها را اداره می‌کرده است. این کتاب پس از آن‌که به پایان می‌رسد صحافی می‌شود. صحافی کتاب عالی بوده است و این معنی از جلد سوخته و تذهیب‌شده آن که درون و بیرون آن را دربردارد و هم اکنون موجود است پیداست. پس از پایان کار مهر شاه تهماسب را بر صفحه 16 کتاب نقش کرده‌اند که آن هم موجود است.

رییس بنياد ایران‌شناسی به دو دو روایت از سفر شاهنامه به کشور عثمانی اشاره کرد و گفت: یکی از این روایت ها این است که شاه‌تهماسب این کتاب را همراه با قرآنی که آن هم با خط نوشته و تذهیب شده بود برای سلطان عثمانی به عنوان هدیه می‌فرستد. البته از نام و نشان قرآن یاد شده تاکنون خبری به دست نیامده است. 

روایت دیگر این است که در آشفتگی‌ها و آشوب‌هایی که در همان زمان در تبریز پیش آمده بود، این شاهنامه ربوده می‌شود و پس از مدتی از عثمانی و از خزانه سلطان سر درمی‌آورد.

وی در ادامه توضیح داد: خبرهای جسته گریخته از این شاهنامه تا سال‌های 1800 میلادی در دست است. در این سال‌ها اسلحه‌دار خزانه محمد عارفی برای مجلس‌های کتاب یادداشت‌های کوچکی به ترکی برای سلطان عثمانی می‌نویسد که این یادداشت‌ها در زمانی که من کتاب را دیدم در لابه‌لای صفحات موجود بوده است.

در سال 1903 عثمانی این کتاب را به بارون ادموند دوروچیلد، بانکدار لندنی، می‌فروشد. آیا مسئله فروش مستقل مطرح بوده است و یا در ازای قرضی که سلطان عثمانی از بانک کرده بوده این معاوضه صورت می‌گیرد و به چه قیمت معلوم نیست.

کتاب در سال 1903 در موزه هنرهای تزیینی پاریس نمایش داده می‌شود،‌ اما این نسخه در نمایشگاه‌های 1910 مونیخ، 1912 پاریس، 1931 لندن و 1940 نیویورک دیده نشده است. در سال 1959 آرتور هوتن اول که مدتی هم رییس موزه متروپولیتن امریکا بوده، این کتاب را از روچیلد می‌خرد و در همان سال یا سال‌های بعد از «ولش» که سرپرست موزه هنری فاک بود می‌خواهد که با همکاران خود، مطالعه‌ای تفصیلی درباره این کتاب،‌ نگارگران و‌ تکنیک کار انجام دهند.

ولش پس از مدتی طولانی این کار را به پایان می‌رساند و در سال‌های بعد کتاب در 800 نسخه و به سبک مخصوص در دو جلد چاپ و منتشر می‌شود و شاهنامه برای متخصصان هنری شناخته می‌شود.

حبیبی در بخش دیگر از سخنانش تشریح کرد: در سال‌های 1970 هوتن 78 مجلس کتاب را به موزه متروپولیتن هدیه می‌کند و یا می‌فروشد و بعد با سفارت ایران تماس می‌گیرد و کتاب را معرفی می‌کند و می‌نویسد که حاضر است این کتاب را بفروشد تا به میهن اصلی‌اش بازگردد.

مکاتباتی در طی چند سال شروع می‌شود تا در نهایت هنگامی که شاه ایران به آمریکا می‌رود هوتن به وی می‌گوید چون گرفتاری‌های مالیاتی دارد ناگزیر است این کتاب را بفروشد و اگر این کتاب را نخرد وی ناگزیر آن را اوراق می‌کند و مجالس نگارگری آن را به علاقمندان می‌فروشد.

وی افزود: چند مکاتبه و رفت و آمد پس از آن صورت می‌گیرد و در نهایت از دربار به نخست‌وزیری می‌گویند به اطلاع طرف برساند کتاب گران است و ما چنین پولی نداریم.

عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی از ادامه این ماجرا به عنوان فاجعه یاد کرد و توضیح داد: فاجعه به صورت رسمی از این زمان آغاز می‌شود. به هر حال، پس از این پاسخ، هوتن تهدید خود را عملی می‌کند. تعدادی از مجالس، یعنی 78 مجلس قبلا به موزه متروپولیتن فروخته می‌شود که از نفایس بخش اسلامی موزه است. تعدادی، شاید هفت مجلس را نیز شخص ولش می‌خرد.

وی ادامه داد: یکی از ایرانیان که ظاهرا در سویس اقامت داشته است هفت مجلس دیگر را می‌خرد که گویا پس از چند سال به یک بانک می‌فروشد و بانک در حدود 17 یا 20 سال پیش آن را در حراج کریستی لندن به پول نزدیک می‌کند. یک مجلس از شاهنامه را هم می‌گویند موزه رضا عباسی خریده است که من آن را ندیده‌ام.
 
دو مجلس دیگر را هم صدرالدین آقاخان که فوت کرده است خریده است. یک مجلس به تخت نشستن کیومرث است که گفته می‌شد ممتازترین مجالس و کار میرمصور است، مجلس دیگر نیز قیام کاوه است.

حبیبی درباره صحت این امر اظهار داشت: هنگامی که صدرالدین به مناسب آن‌که رییس کمیساریای پناهندگان بود و برای کار پناهندگان افغانی به ایران آمد، در این زمینه از او سوال کردم و گفتم که شنیده‌ام آن‌ها را به قیمت بالا خریده‌اید، با تکان دادن سر تایید اما با تبسم از ذکر قیمت خودداری کرد. از بقیه مجالس، منهای 118 مجلس که فعلا در اختیار ایران است، خبر ندارم.

وی توضیح داد: چند سال پس از پیروزی انقلاب دلالان خانواده هوتن با میراث فرهنگی تماس گرفته بودند که حاضرند مابقی کتاب را بفروشند و قیمتی را پیشنهاد کرده بودند که البته در زمان جنگ و مشکلات ارزی و نیز مسائل دیگر خرید کتاب ممکن نبود بعدها مجددا تماس گرفتند و این بار علاوه بر قیمت، معاوضه کتاب را با چند تابلو پیشنهاد کردند و پیگیر بودند. تابلوهایی را که پیشنهاد می‌کردند معرفی شد و اصل کتاب هم معروف بود.

رییس بنیاد ایران‌شناسی در ادامه چگونگی تصمیم برای معاوضه شاهنامه با تابلو را تشریح کرد و گفت: این موضوع در شورای عالی فرهنگی با نشان دادن مجالس شاهنامه و عکس تابلوهای درخواستی مطرح شد. شورا چند تن را به عنوان کارگروه برای بررسی این مطلب تعیین کرد و کارگروه به این نتیجه رسید که برخی از تابلوها هرچند ممکن است قابل ارائه عام نباشد، اما دلیلی بر کنازر گذاشتن آن‌ها نیست.

وی توضیح داد: تنها یک تابلو با آرمان‌های ما برای هیچ فردی قابل ارائه نبود. در نتیجه کارگروه تصمیم گرفت در صورت موافقت شورای عالی انقلاب مابقی شاهنامه با این تابلو معاوضه شود. در نهایت دو طرف محلی برای بازدید شاهنامه و تابلو در نظر گرفتند. کارشناسان ایران، اکبر تجویدی، شهریار عدل و معیری، سفیر ایران در پاریس بودند.

حبیبی اظهار داشت: در نهایت کار کارشناسی در فرودگاه پاریس انجام شد. فرودگاه اورلی یک اتاق محفوظ را برای 24 ساعت در اختیار سفارت ایران قرار داد. شاهنامه بعد از ظهر یک روز(چهارشنبه، پنجم تیر 1373 ) به پاریس آمد، تمامی شب و قسمتی از پنج‌شنبه، ششم تیر، تمامی اوراق بازدید و صورت مجلس نوشته شد و همان روز به مقصد وین(اتریش) حرکت کرد.

وی ادامه داد: در اتریش، سفارت ایران، هم وزارت خارجه اتریش و هم پلیس اتریش را در جریان گذاشته بود و رئییس پلیس قول همه‌گونه همکاری را داده بود. نیم ساعت قبل از فرود هواپیما، تدابیر امنیتی مناسبی در فرودگاه با آرایش پلیس فراهم کردند، رییس پلیس به فرودگاه آمده و محل امنی را برای فرود هواپیما پیش‌بینی کرده بودند. از طرف ایران نیز هواپیمای دولت آماده شد و چون تابلو از در هواپیما به داخل نمی‌رفت آن را در انبار جا دادند.

وی در بخش دیگر از سخنانش با دکر جزئیات ترشیح کرد: دانیالی و مهندس حجت نیز همراه تابلو به اتریش رفتند و در محل تعیین‌شده فرود آمدند. صندوق‌های شاهنامه با یک وانت به هواپیمای ایران نزدیک شد و صندوق‌ها به داخل هواپیما برده شد و وانت در کنار انبار پهلو گرفت، صندوق‌ها باز و با صورت‌مجلس مطابقت داده شد، مهندس حجت از هواپیما پیاده شد و داخل انبار هواپیما یک سر تابلو را گرفت و سر دیگر تابلو به داخل وانت رفت.

حبیبی افزود: کارشناسان هنگامی که از صحت تابلو مطمئن شدند تمامی تابلو را تحویل گرفتند، وانت حرکت کرد و در هواپیما نیز بسته شد. قرار بر این بود وقتی هواپیما کاملا در آسمان قرار می‌گیرد سفیر ما در وین به من تلفن کند که در ساعت هشت بعدازظهر پنجشنبه تلفن کرد و خیال من راحت شد. روز شنبه صندوق‌ها تحویل من شد و روز یک‌شنبه آن‌ها را به موزه هنرهای معاصر که تابلو معاوضه شده مال آنها بود تحویل دادم.

گزارش تکمیلی بخش‌های دیگر این همایش متعاقبا منتشر می‌شود.

«همایش هزاره شاهنامه» امروز و فردا(24 و 25 اردیبهشت) در محل بنیاد ایران‌شناسی واقع در تهران، خیابان شیخ بهایی جنوبی، خیابان ایران‌شناسی، برپاست.

کد مطلب : ۱۰۴۸۷۲
https://www.ibna.ir/vdcjaxev8uqeyoz.fsfu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

بزرگداشت حافظ
مردی که نادر بود
پرونده ویژه بزرگداشت فردوسی