امسال دومین سالی است که خشکسالی را تجربه می‌کنیم و در روزهای گرم تابستان باید بیشتر از پیش به اهمیت آب پی ببریم. ایبنا به همین مناسبت نگاهی به جایگاه آب در متون کهن پرداخته تا اهمیت و ارزشمندی آن بیشتر مورد توجه جامعه قرار گیرد و در مصرف آن به جدیت صرفه جویی کنند.
متون کهن از جایگاه و ارزشمندی آب چه می‌گویند؟/ تیشتر در نبرد میان دیو خشکسالی و ایزد باران‌زا 
خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- هرساله با فرا رسیدن فصل تابستان و روزهای گرم سال و با توجه به اهمیت صرفه‌جویی و مدیریت مصرف آب و انرژی، هفته‌ای به نام صرفه‌جویی در مصرف آب نامگذاری می‌شود تا برای گذر از روزهای سخت تابستان به مدیریت مصرف توجه جدی‌تری شود. امسال بنا به گفته‌ مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان تهران، دومین سال خشکسالی را پشت سر می‌گذاریم و در استان تهران نسبت به سال گذشته حدود ۳۲ درصد کسری بارندگی داریم و این آمار به روشنی گویای وضعیت نامطلوب منابع آب تهران است. خبرگزاری ایبنا در این گزارش نگاهی به جایگاه آب در متون کهن پرداخته تا اهمیت آن بیشتر مورد توجه جامعه قرار گیرد و در مصرف آن به جدیت صرفه جویی کنند.

آب نزد ایرانیان، نماد آگاهی، پاکی، ایمان و زایندگی است. گشودن رمزهای نمادین آب، زمینه‌ای برای درک ژرفای آثار هنری فراهم آورد که دربرگیرنده‌ی نمادهای آب به عنوان کهن‌ترین و ارزشمندترین نمادهاست. آب عنصر نخستین است که همه چیز از آن آفریده شد، بنابراین آب نمادی باستانی برای زهدان و باروری و همچنین نماد پاکیزگی و نوزایی بود. در بسیاری از اساتیر آفرینشی در هندوستان، خاورمیانه و مصر، استوره‌هایی هست که وجود یک اقیانوس کیهانی را پیش از پیدایی جهان بیان می‌کند. در ریگ‌ودا آمده است: «در آغاز همه چیز چون دریا و بدون روشنی بود.» در متون پسینی، برهما یعنی خدای آفریننده، زمین را از میان آب، در آغاز هر عصر کیهانی یا کالپا، بالا می‌آورد و این نقش بعدها به ویشنو واگذار شد.

تمدن‌های بزرگ در کنار آب‌ها و دریاها شکوفا شده‌اند. در مراسم مذهبی نیز، آب امیددهنده و زندگی‌بخش بوده است. مردم بر این باورند در آب نیروی نهفته ویژه‌ای وجود دارد که می‌تواند آن‌ها را از بیماری‌های گوناگون نجات دهد. حتا باور داشتند که آب به مردگان امید زندگی دوباره می‌بخشد، به همین شوند به باور مردم آب نماد زیست و زندگی بوده است. 

آب، رمزی از جاودانگی و بی‌مرگی انسان است که در نماد اساتیری این عنصر بازنمود شده است. با توجه به این نکته که آب مایه‌ی تازگی و زندگانی جاوید شناخته می‌شده است، الگوی بنیادی و اسوه‌ی آب، آب زندگی است که اندیشه‌های جدید گاه آن را به جایگاهی از آسمان پیوند داده است. آب جاری چشمه‌سارها و آب زندگانی نسخه‌های اساتیری واقعیتی فراتر از عالم طبیعی و مابعدالطبیعی، یگانه و مذهبی هستند؛ طبیعی است هر کسی به این آب دسترسی ندارد و به هر راهی نیز نمی‌توان آن را به دست آورد. پیمودن راهی که به سرچشمه‌ی آب حیات می‌رود و به دست آوردن آن، دربردارنده‌ی نذرها و نیازها و آزمون‌هایی است.

آب، نماد اندیشه و خرد است. در ریگ‌ودا نخستین موجودی که پس از ترکیب محرک نخستین و ماده آغازین یعنی آب، پدید آمد، عقل کل بود. در اوپانیشادها، نطفه و آب، پدیدآورنده نور و بقاست. در واقع آب، مایع شده نور است. ما بیشتر از نور معرفت مثال می‌زنیم. در این گونه است که آب ویژگی حکمت نور را به ارث می‌برد. به همین شوند، کسانی که به نور معرفت یا حکمت دست یافته‌اند به گونه‌ای تصور می‌شوند که از روی آب رد می‌شوند. نماد آب و آبی، نشانگر توجه به این مایه حیات و زندگی است. شاید این نشانه نیز قابل توجه باشد که پشت سر مسافر نیز آب پاشیدن از مساله‌ای حکایت می‌کند تا که راه روشن باشد و مسافر تندرست به مقصد برسد و به روشنی بازگردد.

آناهید (اردویسورا آناهیتا) ایزدبانوی آب و باران و باروری در ایران باستان است. وی ایزد محبوبی است و همیشه علاقه و احترام ژرف پیروان بسیاری را به خود جلب کرده است. به باور ایرانیان تیشتر ایزدی است که با باران ارتباط دارد و از این رو، اصل همه‌ی آن‌ها سرچشمه‌ی باران و باروری است. در تیشتریشت اوستا، نبرد این ایزد با اپوش که دیو خشکسالی و خشکی است روایت شده است. این دیو، باران را از باریدن بازمی‌دارد. تیشتر به یاری مینوی خرد و با همکاری ایزد باد، آب را به بالا می‌راند و به یاری ایزد برز اپام نپات و فروهر (روح پاسبان آدمی) و به یاری ایزد هوم و بهمن امشاسپند به نبرد این دیو خشکسالی می‌رود.
اپوش ظاهرا به معنای ازمیان برنده یا پوشاننده‌ی آب، دشمن تیشتر است و کارش بازداشتن او از فرا بردن آب‌های باران‌زا به آسمان است. قدمت ستایش آناهید به دوره‌های بسیار پیشین و حتی به زمان پیش از زرتشت می‌رسد. اردوی به معنای رطوبت، در آغاز، نام رودخانه مقدسی بوده است و به پیروی از اصل شناخته شده‌‌ای در اساتیر، نام روخانه، شخصیت خدایی پیدا کرده است. او را همتای ایزدبانوی سرس وتی در آیین ودایی می‌دانند. سوره یا سورا بخش دیگر نام اردویسور آناهیتا است.

او نخست بر رودخانه‌ی اردوی سروری داشت، کم‌کم بر همه‌ی آب‌ها سروری می‌یابد و بنا بر بندهشن، پدر و مادر آن‌ها می‌شود و از اپام نپات پیشی می‌گیرد، و شخصیت اپام نپات در شخصیت او تحلیل می‌رود. تجسم او در آبان‌ یشت اوستا، زنی است جوان، خوش‌اندام، بلندبالا، زیباچهره، با بازوان سپید و اندامی برازنده و کمربند بر میان بسته.
آناهیتا در ایران به عنوان استوره‌ای مقدس شناخته می‌شود. اردوی سور آناهیتا ایزدبانوی همه آب‌های روی زمین و سرچشمه اقیانوس کیهانی است. او بر گردونه‌‌ای ساوار است که چهار اسب آن را می‌کشند (باد، باران، ابر و تگرگ) و سرچشمه زندگی و پاک‌کننده تخمه هر نر، و زهدان هر ماده است (نشانه پاک و مقدس بودن) و به دلیل ارتباطی که با زندگی دارد جنگجویان در نبرد، زنده ماندن را از او طلب می‌کنند. آناهید همواره به صورت یک دختر جوان و برومند و خوش‌اندام نمایان می‌شود و در زمان هخامنشیان از منزلتی بسیار برخوردار بوده است، و به همراه مِهر و اهورامزدا، مثلثی را تشکیل می‌داده که اساس دین هخامنشیان بوده است.



تیشتر، ایزد و ستاره‌ باران‌زای آریایی‌هاست، ستاره‌ای كه در اوستا فرانام «زایومند» دارد كه نشانگر اهمیت این ستاره برای نژادگان آریایی است. مردمان آرین تیشتر را ستاره‌ آریایی می‌خوانند. در باوررمندی آریایی تیشتر زهدان زنان پارسا را برای زایش فرزندان نیک و تخم‌های مردان آریایی هموار می‌کند. به‌ دلیل خشکی ایران و برای اینکه ایزد باران دیو خشکسالی را از میان می‌‏برد و خوشی و روزی فراوان به سرزمین آریایی می‏‌آورد برای ایرانی که خشک و بی‌‏آب است ستاره‏ رایومند باران‌‏زا بزرگ‏ترین داده‏ اهورایی است؛ از این روی این ستاره برای ایرانیان گرامی است.

تیشتر در نبرد میان خشک‌سالی و باران هم‌نبرد دیو خشكسالی «اپوش» است كه به سه نبرد می‌پردازند. در نبرد نخست اپوش تیشتر را شكست می‌دهد و هزار «هاسر» (میزان اندازه‌گیری به زبان پهلوی) به عقب می‌راند. تیشتر به نیایش درگاه اهورامزدا می‌پردازد كه مردمان وی را چنانچه درخور ستایش است، ستایش نمی‌كنند. اهورامزدا خود به نیایش تیشتر می‌پردازد این بار تیشتر اپوش را هزار هاسر از دریای «فراخكرت» (دریای بزرگ) دور می‌سازد. در نبرد سوم ایزد باران‌زا بر دیو خشکسالی پیروی نهایی می‌یابد. 

ایزدبانو «اردویسورآناهیتا» و ایزد «اپم‌نپات» از همیاران ایزدباران‌زاست. همچنین از همازوران دیو خشك‌سالی دیو بدسالی (قحطی) است. در نبردهای سه‌گانه‌ی ایزدتیشتر به‌گونه‌ی گاو ورزای نیرومند و بلندگام و دیو خشکسالی به‌گونه‌ گاو سیاه و كوتاه اندام است. ایزدباران‌زا به‌گونه‌ اسبی سفید، بلند پیشانی با دم‌های بلند و دیو خشکسالی به‌گونه‌ اسب سیاه دم بریده و كوتاه‌اندام جلوه‌گری می‌كند.

در بند 44 تیشتریشت اوستا آمده ‏است: «ما ستاره‏ تیشتر درخشان و باشکوه را نماز می‌‏کنیم که اهورامزدا او را سرور و نگاهبان همه‏ ستارگان برگزیده چنان‏که زرتشت را برای مردمان» برای مردمان ایران كه در سرزمین خشک زندگی می‌كنند ایزد باران‌زا از اهمیت بسیاری برخوردار است، زیرا ایزد باران‌ به آن‌ها فراوانی داده و سالی نیک می‌آورد از این روی است كه ایرانیان ایزدباران را گرامی می‌دارند و ستاره‌ تیشتر را اسطوره‌ ستاره آریاییان می‌خوانند.   

کوتاه نوشتی از تیشتریشت که نبرد ایزد باران با دیو خشک‌سالی است و شاید بتوان آن را به‌گونه‌ی نمایشی درآورد: «هنگامی که پئیریکا به شکل سنگ‏های آسمانی راه را بر باران می‏بندد تیشتر به چهره‏ی اسبی نیرومند در آسمان به‌سوی دریای فراخکرت می‏تازد و آب را برمی‏انگیزد و این آب را سته وَئسِهَ به هفت کشور می‏رساند تا همه‏ی زمین اهوراآفریده و مردمان از آن بهره‏مند شوند و دادهی نیک اهورا در این سرزمین‏های آریایی افزایش یابد. 

تیشتر به درگاه اهورامزدا روی می‏آورد که هرگاه مردمان نماز من را گذارند من برایشان زندگی همراه با خوشی و داده‏ی‌اهورایی ارمغان می‏آورم و آب‏ها را در هنگام ویژه‏اش از ابرها آزاد ساخته، ببارانم. تیشتر و ستارگان پیرامون آن TishTaryaeini و ستویس و هفتورنگ و وننت را می‏ستاییم. تیشتر در ده شب نخست به چهره‏ جوانی زیبا و بلند بالا و روشن چشم و پانزده‌ساله در آسمان پدیدار شده و پروازکنان آواز درمی‏‌دهد که چه کسی کنون با آیین او را نماز بگذارد و بستاید تا من به وی بخشندگی و خوشی و پسران برازنده بخشم. 

در ده شب دوم تیشتر به چهره و ترکیب گاوی با شاخ‏های زرین در آسمان درخشان به پرواز درآید و چه کسی مرا می‏ستاید تا من به وی گل‌ه‏ای از گاوان و خرد و اندیشه ارمغان‌ دهم. در ده شب سوم به پیکره‏ اسبی سپید و خوش‌پیکر با زین و لگام زرینه در آسمان به پرواز درآید که چه کسی مرا می‏ستاید تا اسبان نیرومند و خوش‌پیکر و آسایش به وی بخشم آن‏گاه با همان پیکر اسب سپید به دریای فراخکرت فرود آید و از دیگر سوی دیو اپه‌اوشه apausha به پیکره‏ اسبی بی‏‌مو، گر، بدپیکره و سیاه بی‏دم از تیرگی نمایان می‏شود و درهم می‏‌آمیزند به مدت سه شبانه‌روز و اپوش تیشتر را شکست دهد و او را یک هاسر از دریای فراخکرت راند. 

تیشتر بانگ غمگین برآورد که اکنون آب‏های مردمان مزدیسنا در کاستی است، چرا ایزدان را آن‌گونه که شایسته است نیایش نمی‏کنند تا نیرویی فزون به دست آریم همانند ده اسب، ده شتر، ده گاو، ده کوه و ده رودی که در آن کشتی روند، پس اهورامزدا نوای تیشتر را شنید و گفت: «من خود می‏ستایم این ایزد باشکوه را و چنان نیروهایی که خواست به او خواهم داد پس تیشتر چونان اسبی سپید و خوش‌پیکر به دریای فراخکرت فرود آمده و با اپوش در تاریکی سخت نبرد می‏کند و او را هزار هاسر به دور از فراخکرت می‏راند. پس تیشتر بانگ برمی‏آورد که شادمانم ای اهوره‏مزدا؛ اینک فرود خواهد بارید آب‏های زندگی‏بخش، رودها پرآب خواهند شد و کشتزارها سیراب، آنگاه تیشتر به پیکره‏ اسب سپیدی بر فراز دریای فراخکرت آن را به موج‏های پرخروش برآورده، سینه‏ آب بالا آید بر هفت کشور مزداآفریده باریدن گیرد. ایزد باد تند و زنده و خورنه و ایزد اپم‏نپات این آب را به اندازه‌‏های درست در هفت کشور پخش می‏‌کند».

یاری‌نامه‌ها:

آیین‌ها و جشن‌های کهن در ایران امروز، محمود روح‌الامینی، نشر آگاه، 
تاریخ اساطیر ایران، جان هیلنز، ترجمه‌: ژاله آموزگار، نشر چشمه
زبان فرهنگ اسطوره، ژاله آموزگار، معین
اوستا (کهن‌ترین سرودهای ایرانیان)، برگردان جلیل دوستخواه، مروارید
یشت‌‏ها - یسن‏‌ها- خرده اوستا، ابراهیم پورداود، اساطیر
جشن‌های آب، هاشم رضی، بهجت
کد مطلب : ۳۲۳۴۲۰
https://www.ibna.ir/vdcb5fbfgrhb5ap.uiur.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

محرم 1401