بودریار زمانی به‌درستی اشاره کرد که وقتی که واقعیت دیگر آن چیزی نباشد که پیشتر بود، نوستالژی معنای کامل خود را می‌گیرد.
آموزه‌های بودریار برای قرن بیست و یکم/ ما پیشتر شبیه‌سازی زندگی خودمان را ایجاد کردیم
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ترجمه کامران برادران: هر روز صبح، بسیاری از ما از خواب بیدار شده و بلافاصله آنچه در سراسر جهان روی داده را بررسی می‌کنیم. این اتفاقات گاه احساسات را درون ما برمی‌انگیزد و گاه براساس آن احساسات عمل می‌کنیم، امری که میل به تاثیرگذاری بر جهان خودمان را در ما ایجاد می‌کند. اما آیا چیزی واقعی در این مراسم وجود دارد؟ در حین اجرای این مراسم و آیین، ما نه دنیا بلکه رسانه‌ها را تجربه می‌کنیم. ما نه با جریان دنیا بلکه با فرآیند رسانه‌ها در حال کنش هستیم. صراحتا بگوییم، تمام چیزی که با آن تعامل داشته پیکسل‌های روی صفحه نمایش است. این وضعیت در عصر تلفن‌های هوشمند و رسانه‌های اجتماعی تشدید بی‌حدوحصر و بی‌رحمانه‌ای پیدا کرده است و گرچه ژان بودریار، فیلسوف فرانسوی، سه ماه پیش از معرفی آیفون درگذشت، این وضعیت مایه تعجبش نمی‌شد.

می‌توان چنین استدلال کرد که دنیایی که امروزه در آن زندگی می‌کنم یک «پست‌مدرن حادواقعیت» است، پر از نشانه‌هایی که درباره چیزهای واقعی اطلاعات اندکی ارائه می‌دهند. در آستانه سال 2008، ارزش واقعی وام‌های مسکن زیر لایه‌ها ارزش نشانه‌ها، زیر بیمه‌نامه‌های فریبکارانه و رتبه‌بندی‌های مالی مبتنی بر هیچ پنهان بود. در اخبار مهم نیست که چیزی واقعی است، نکته مهم در عوض چگونگی بیان و گوینده آن است و این‌که آیا مطلب مورد نظر به اندازه کافی برای مخاطب تحریک‌کننده بوده یا خیر. در مجموع می‌توان گفت که ما در کارناوالی پست‌مدرن زندگی می‌کنیم که در آن چیزهایی مانند تلویزیون، دیزنی لند، فیسبوک و توئیتر زندگی ما را تعریف می‌کند.

بودریار حدود 40 سال پیش این رویدادها را پیش‌بینی کرده بود. او زمانی در «وانموده‌ها و وانمود» نوشت: «مردم دیگر به یکدیگر نگاه نمی‌کنند، اما انجمن‌هایی برای این کار وجود دارد. آن‌ها دیگر یکدیگر را لمس نمی‌کنند، ‌اما تماس‌درمانی وجود دارد. مردم دیگر راه نمی‌روند، اما می‌روند پیاده‌روی و غیره. همگان توانایی‌ها یا بدن‌ها یا اجتماعیت یا ذائقه از دست رفته برای غذا را بازیافت می‌کنند.»


 
در اینجا می‌توان گریزی به مارشال مک‌لوهان، یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان اواخر قرن 20، زد که تحلیل‌های بسیار مهمی را درباره زندگی پست‌مدرن ارائه داد. وی زمانی با اعلام این‌که «رسانه،‌ پیام است»، تبیین کرد که نکته مهم در دنیای جدید نه چیزهای واقعی و مادی، بلکه چیزی است که به‌عنوان نشانه عرضه می‌شود. وی افزود که امروزه تلویزیون و صفحات نمایش بر زندگی اجتماعی تسلط پیدا کرده است و تولید نشانه جایگزین تولید مادی به‌عنوان اصل سازماندهی اقتصاد سیاسی شده است.

آدمی بی‌اختیار از خود می‌پرسد که کسی چون بودریار درباره سریال «چرنوبیل» چه می‌گفت؟ آنچه درباره این مینی‌سریال جالب‌توجه بوده این است که تصویر از خود ماجرا واقعی‌تر به نظر می‌رسید:‌ لباس‌ها، جلوه‌های ویژه، زوایای دوربین و غیره همه در خدمت نوعی سیستم نشانه‌گذاری تعین‌یافته قرار داشتند. بنابراین چه‌بسا بتوان این پرسش را مطرح کرد که 20 سال بعد، آیا این سریال را برنامه‌ای استودیویی خواهیم خواند یا با رویداد واقعی چرنوبیل آن را اشتباه خواهیم گرفت؟

اما آن‌قدرها هم نیازی نیست که رو به سوی آینده دوردست داشته باشیم. نمایشگرهای ما خودشان در حال حاضر به‌عنوان یگانه واقعیت موجود در جهان بهمان نشان می‌دهند و همین سبب شده که این روزها کمتر و کمتر از چهاردیواری اطراف خود خارج شویم. آیا واقعا می‌توانیم بگوییم که سوای کولاک دیجیتالی پیش رو، واقعیت دیگری را نیز می‌شناسیم؟ اگر بودریار زنده بود تا حدس و گمان ما را درباره احتمال زندگی در شبیه‌سازی دیگر موجودات را بشنود، مطمئنا به این نکته اشاره می‌کرد که ما پیشتر شبیه‌سازی زندگی خودمان را ایجاد کرده‌ایم.

آنچه را تاکنون گفته شد چه‌بسا بتوان این چنین خلاصه‌بندی کرد: واقعیت کاملا وارد بازی واقعیت شده است. بی‌عاطفه‌گی ریشه‌ای مرحله سرد و سیبرنتیکی، جانشین مرحله گرم و وهم آلود می‌شود. اکنون مسئله عبارت است از تبدیل امر واقعی به یک ماهواره، قرار دادن یک واقعیت غیر قابل تعریف بدون هر گونه معیار مشترکی در مدار با تخیل که یک بار آن را توضیح داده است. روزمره‌ترین جنبه محیط زمینی به مرتبه یک ارزش کیهانی، یک دکور مطلق، که در فضا تجسم یافته است ارتقا پیدا می‌کند. این پایان متافیزیک و آغاز دوران واقعیت مفرط است.

آموزه راستین بودریار برای زمانه ما این است که حیات ما عمیقا با حادواقعیت درهم آمیخته است. ما در حال جدایی سریع از طبیعت و زندگی ارگانیک خود هستیم و قدم به قلمروی صرفا فرهنگیِ حادواقعیت می‌گذاریم. حتی دنیای هنر نیز با رشد فناوری‌های دیجیتال با مشکلی صعب‌العبور مواجه شده است. ارتباط وجودی حادواقعیت مستلزم آن است که شبیه‌سازی‌ها در درک زندگی مقدم بر خود واقعیت باشند. از این‌ها گذشته، دنیای آکنده از پیکربندی‌های نمادین و هرمونتیک مشکلات بسیاری را در زمینه هویت و معنا ایجاد می‌کند. به گفته بودریار، «زمانی که واقعیت دیگر آن چیزی نباشد که پیشتر بود، نوستالژی معنای کامل خود را می‌گیرد.»

 
کد مطلب : ۳۱۴۳۹۶
https://www.ibna.ir/vdcdno0s9yt0fs6.2a2y.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

ترجمه و اهمیت پروژه‌محوری
چرایی ضعف تالیفات علوم انسانی
ارج‌نامه علامه جعفری