مهدی زرقانی در گفت‌وگو با ایبنا تشریح کرد:

چگونه قالب‌های کلاسیک ادبیات فارسی تبدیل به «ژانر» شدند؟

مولف کتاب «تاریخ ادبیات ایران و قلمرو زبان فارسی» گفت: بعضی از قالب‌های کلاسیک ما در طول تاریخ، اضلاع وجودیشان را آنقدر گسترش داده­‌اند که از سطح «فرم بیرونی یا قالب» به سطح «ژانر» ارتقا یافته‌­اند. روشن­‌ترین دلیل این ادعا هم آن است که دارای زیر گونه‌ها یا زیر ژانرها شده‌اند.
چگونه قالب‌های کلاسیک ادبیات فارسی تبدیل به «ژانر» شدند؟
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «تاریخ ادبیات ایران و قلمرو زبان فارسی»، کتابی است که توسط مهدی زرقانی استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، با رویکرد اصالت دادن به تطور و تحول ژانرها نوشته شده است. این کتاب سعی دارد چشم‌اندازی از رویکرد ژانری به مطالعات تاریخ ادبی را پیش‌روی محققانی قرار دهد که می‌خواهند از چنین منظری به تاریخ ادبیات بنگرند. در بخش نخست، این کتاب به سراغ عصر پیشااسلامی رفته است تا نشان دهد که چگونه ژانرها در دل اساطیر شکل گرفتند و چه تغییراتی را تا ظهور اسلام از سرگذراندند. ظهور اسلام تحول بنیادینی در تطور ژانرهای ادبی ایجاد کرد که از آن به «دگردیسی» تعبیر می‌کنند و موضوع بخش دوم این کتاب ابعاد و نشانه‌های فرایند این دگردیسی است. پس از تحولات ژانرها را در دوره بعد از دگردیسی بررسی می‌کند و از این‌رو این موضوع بخش سوم کتاب حاضر را تشکیل می‌دهد که جلد نخست تطور و تحول مذکور را از میانه قرن سوم تا میانه قرن پنجم پیش چشم مخاطب می‌آورد. جلدهای بعدی کتاب با همین رویکرد به سراغ دیگر دوره‌های تاریخ ادبی ایران رفته ‌است و از این روی گرچه رویکرد واحدی بر چهار جلد حاکم است اما ساختار جلدها از الگوی واحدی تبعیت نمی‌کند. بازه زمانی مورد نظر در جلد دوم از میانه قرن پنجم تا پایان قرن هشتم است و جلد سوم بررسی‌های خود را از قرن نهم آغاز و تا پایان سده دوازدهم ادامه می‌دهد. جلد چهارم نیز که آخرین جلد از این مجموعه چهارجلدی است، تاریخ ادبیات ایران را از ادوار پیش از اسلام تا حدود انقلاب مشروطه با رویکرد ژانری بررسی می‌کند. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره ضرورت و فایده رویکرد ژانری در مطالعات تاریخ ادبی با نویسنده کتاب گفت‌و‌گویی انجام داه‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:  

بخش‌بندی‌ها و رده‌­بندی‌­هایی که شما ذیل عنوان ژانر مشخص کرده‌اید، بیشتر تحت عنوان مکتب‌ها، قالب­‌ها و سبک­‌های ادبی مطرح می‌شود اما شما از ژانر قصیده، غزل، قصه و... سخن می­‌گویید. شما براساس چه معیارهایی به این رده‌­بندی رسیدید؟
تفاوت رده­‌بندی ما از تعریف «ژانر» آغاز می‌­شود. در تلقی قدما، ژانر اصطلاحی بود برای رده‌­بندی آثار ادبی نه همه نوشتارها. هم­چنین در نظر قدما نظام هستی و اجتماعی سلسله­‌ مراتبی بود و آن­ها همین نگاه را به جهان متن هم گسترش داده بودند و اصرار داشتند همه متون را در قالب چند کلان‌­ژانر رده‌­بندی کنند. همان‌­طور که در نظام برساختـه بیرون از متن ابتدا خالق قرار می‌­گرفت و بعد مثلا عقل کل و نفس کل و عالم طبیعت، متون هم باید چنان رده‌­بندی می­‌شدند که نهایتا به دو یا سه کلان‌­ژانر محدود می‌­شدند. از این جهت تفاوتی میان شرق و غرب دنیای کلاسیک وجود نداشت. از اواخر قرن بیستم میلادی دو تفاوت عمده در نظریه ژانر پدید آمد. نخست این­که اصطلاح ژانر توسعه معنایی یافت و دیگر فقط شامل متون به اصطلاح ادبی نمی­‌شد بلکه همه نوشتارها قابلیت آن را داشتند که در قالب ژانرها رده‌­بندی شوند. مثلا امروز ما از ژانری مثل «مقاله علمی _ پژوهشی» یاد می‌­کنیم که لزوما ادبی نیست.

                                        

در نظریه مدرن، ژانر به رده‌­بندی «گونه­‌های زبانی» می‌­پردازد که دایره‌­اش بسیار گسترده‌­تر از «گونه‌­های ادبی» است. تفاوت دوم این است که نظریه‌­پردازان اخیر از آن نگاه سلسله‌­مراتبی و محدود رها شده‌­اند و برای آحاد ژانرها اعتبار و هویت قائل می‌شوند، بدون این­که لازم ببینند آن­ها را در قالب دو یا سه کلان‌­ژانر رده‌­بندی کنند. بدین ترتیب ما می‌­توانیم از ژانر غزل و قصیده یا ژانر قصه و حکایت نام ببریم، بدون اینکه بخواهیم این­ها را ضرورتا در ذیل یکی از سه کلان­ژانر معروف (درام، حماسی و غنایی) قرار دهیم. خروج از نخبه‌­گری و کلی‌­نگری، ورود به کثرت‌­گرایی و به رسمیت شناختن آحاد ژانری، تفاوت عمده نظریه کلاسیک و مدرن ژانر است.

ما بر اساس این رویکرد، به سراغ تاریخ ادبیات ایران و قلمرو زبان فارسی رفتیم و سعی کردیم نوشتارها را در قالب ژانرها رده‌­بندی کنیم. در نظر ما ژانرها «تعدادی از متون هستند که در طبقه‌­ای خاص قرار می­‌گیرند و از قواعد زبانی یک­سانی تبعیت می­‌کنند». در این تعریف، سه کلید واژه وجود دارد: نخست، «تعدد» است؛ یعنی باید تعدادی متن باشند تا بتوان آن­ها را در یک «طبقه ژانری» قرار داد؛ دوم، «تشابه» یعنی این تعداد از متون باید در استفاده از قواعد زبانی بیشترین مشابهت را با یکدیگر داشته باشند و سوم، «تمایز» یعنی باید آن تعداد از متون که در یک طبقه ژانری قرار دارند با متون بیرون آن طبقه تمایزهای جدی داشته باشند. بدین ترتیب، ما می­‌توانیم نوشتارها را در قالب طبقات متون یا همان ژانرها رده‌­بندی کنیم و به جای اساس قرار دادن کلان­‌ژانرهای سه­‌گانه معروف، متناسب با ویژگی­‌های فرمی، محتوایی و کاربردی مشترک، آن­ها را در قالب ژانرهای متعدد طبقه‌­بندی کنیم.

در دوره معاصر در نقد ادبی ژانر بیشتر بر محتوای اثر تاثیر دارد، مثل ژانر وحشت، ژانر فانتزی و پلیسی و از این دست مفاهیم که به محتوای اثر دلالت دارد. اما به‌نظر می‌رسد شما این ژانر را درباره فرم و شکل ظاهری اثر هم به‌کار برده‌اید، تفاوت ژانر ادبیات کلاسک ما و اذبیات مدرن چطور توضیح داده می‌شود؟
ژانر در عصر جدید پای خود را از حوزه ادبیات فراتر نهاد و علاوه بر محققان ادبی، زبان‌شناسان، جامعه­‌شناسان، سینماگران و موسیقی­‌دانان نیز از این اصطلاح استفاده می‌­کنند، اما هر کدام تعریف خاص خودشان را دارند. مثلا تعریف یک زبان‌شناس از ژانر با تعریف جامعه‌­شناس تفاوت‌­های بنیادینی دارد. علاوه بر این، قدما وقتی درباره انواع ادبی سخن می­‌گفتند گاهی نظرشان به محتوا بود، مثل آن­جاکه گونه‌­های ادبی را به مدح و مرثیه و وصف تقسیم می‌­کردند، زمانی نگاه­شان معطوف به قالب یا فرم بیرونی بود، مثل آن­جا که از غزل، قصیده و مثنوی سخن می­‌گویند. در نظریه مدرن ژانر، تا آن­جا که به حوزه نوشتارها مربوط می­‌شود، ما برای مشخص کردن ژانر آثار، همه این موارد را اساس قرار می‌­دهیم. یعنی «ویژگی‌­های فرمی، درون‌مایه و کارکرد بیرونی اثر» را به عنوان سه شاخص اصلی و «مخاطب هدف، انگیزه تالیف و ارتباط اثر را با گفتما‌‌ن‌­ها» به مثابه سه شاخص کمکی اساس قرار می‌دهیم. ضمن این­که تفاوت تلقی از ژانر در دوره کلاسیک و مدرن به یک کشور خاص محدود نمی‌­شود.

در کتاب نظریه ژانر (هرمس: 1395) نشان داده‌­ایم که چگونه تلقی اروپائیان در دوره رنسانس، نئوکلاسیک و رمانتیک از ژانر تفاوت کرده‌­است. در دوره کلاسیک خودمان نیز رویکرد ژانری امر بیگانه‌­ای نبود، منتها تلقی آن­ها از ژانر متناسب با اقتضائات دوره کلاسیک است. مثلا قدمای ما وقتی شعر را به مدح و مرثیه و وصف تقسیم می­‌کردند، کارشان رده‌بندی ژانری است یا در حوزه متون منثور ژانرهایی مثل رساله، منشآت، کارنامه، مجالس، مقامات و نظیر این­ها را تشخیص داده بودند. وقتی آنها از اصطلاحی مثل «تذکره» برای نامیدن تعدادی از متون استفاده می‌کنند، این بدان معناست که تعدادی از متون هستند که به علت ویژگی‌­های مشترک­شان می‌­توانند در طبقه­ای خاص قرار گیرند. بنابراین، رویکرد ژانری از قدیم وجود داشته و چیزی نیست که ما نخستین بار آن را مطرح کرده باشیم. من در این چهارجلد سعی کردم از همان نظام اصطلاحی خود قدما در نام­دهی و رده‌­بندی آثار کلاسیک استفاده کنم.

این­که چرا من مواردی مثل قصیده و غزل را ژانر محسوب کرده‌ام، نه مثلا فرم یا قالب به این دلیل است که بعضی از قالب‌های کلاسیک ما در طول تاریخ، اضلاع وجودیشان را آنقدر گسترش داده­‌اند که از سطح «فرم بیرونی یا قالب» به سطح «ژانر» ارتقا یافته‌­اند. روشن­‌ترین دلیل این ادعا هم آن است که دارای زیر گونه‌ها یا زیر ژانرها شده‌اند. ژانر قصیده دارای زیر ژانرهای قصیده مدحی، قصیده مرثیه­‌ای، قصیده عرفانی، قصیده مرامی و قصیده اجتماعی است و ژانر غزل دارای زیرگونه‌­های غزل عاشقانه، غزل عارفانه، غزل مدحی، غزل تلفیقی، غزل سیاسی و غزل پست مدرن است. بنابراین اینکه محققان قدیمی‌تر قصیده یا غزل را در حد قالب می‌دیدند، به نظر ما یک تلقی نادرستی است و تنزل دادن قصیده و غزل به فرم بیرونی است.

اینجا این سوال پیش می‌آید که مگر می‌شود با معیارهای امروز به رده‌بندی آثار کلاسیک پرداخت؟
اجازه بدهید من پاسخ این سوال را فقط در ارتباط به مبحث ژانر بدهم. باید عرض کنم معیارهایی که ما در تعریف و تعیین ژانر مشخص کردیم، فرا زمانی است. مثلا وقتی قصد داریم، ویژگی‌های فرمی یا محتوایی یا کارکرد بیرونی یک اثر را تعیین کنیم تا بر اساس آن ژانر آن اثر مشخص شود، برای قدیم و جدید تفاوتی ندارد. ما با ابزارها و تمهیداتی که مطالعات ژانری عصر نو در اختیارمان قرار داده، به مطالعه ادبیات کلاسیک و مدرن می­‌پردازیم. بسیاری از ژانرهای کلاسیک و مدرن ما هم هنوز با دقت شناسایی و تعریف نشده‌اند و ما فکر می‌­کنیم گسترش رویکرد ژانری در مطالعات محققان ما می­‌تواند بسیاری از ابعاد ناشناخته ادبیات کلاسیک و مدرن را بر آفتاب افکند.

شما علاوه بر ویژگی‌های سبکی اثر به اتفاقات تاریخی و سیاسی به مثابه عومل موثر در شکل‌گیری ژانرها اشاره کردید، مثلا دوره صفویه یا حمله مغول یا حمله اعراب این موضوع حکومت‌ها و ویژگی‌های تاریخی و سیاسی تا چه حد بر شکل‌گیری ژانرها موثر بوده است؟
بله! درست است. ژانرها در خلا پدید نیامده‌­اند. آن­ها برآمده از زمان/مکان و برآیند نظم گفتمانی خاصی هستند. یکی از ویژگی‌­های رویکرد ژانری توجه به رابطه ژانرها با متغیرهای برون­‌متنی است. مثلاً این­که در بازه‌­ای از زمان و در کانون ادبی خراسان ژانر حماسه و ژانر قصیده، ژانرهای اصلی بوده‌­اند و در همان زمان در کانون ادبی دیگری ژانرهای عرفانی و عاشقانه رواج بیشتری داشته‌­اند، مساله‌­ای نیست که محقق ژانر از کنار آن بی اعتنا عبور کند. ما در کتاب نظریه ژانر نشان داده‌­ایم که ژانرها ایدئولوژی‌ها و گفتمان­‌های اطراف خود را تثبیت و تبلیغ می­‌کنند و عندالاقتضاء زمینه به حاشیه راندن آن­ها را فراهم می‌­آورند. بدین ترتیب می­‌توان گفت رابطه ژانرها با متغیرهای برون‌متنی تاثیر و تاثر متقابل است. همان قدر که افق انتظار هر عصری و هر کانونی در شکل‌­گیری و تحول و اضمحلال ژانرها تاثیر دارند، ژانرها نیز در شکل‌گیری افق انتظار موثر هستند. ما سعی کرده‌ایم در این کتاب چهار جلدی نشان دهیم که ژانرها در هر دوره و در هر کانون ادبی چه وضعیتی داشته‌اند و فراخور حال و مقام و به میزان اطلاعات اندک خود، روابط میان ژانرها و متغیرهای برون‌­متنی را تحلیل کرده‌­ایم. ولی باید توجه داشت که رویکرد ژانری در مطالعات تاریخ ادبی ما هنوز جوان است و سال­‌ها باید تا ابعاد متعدد و متنوع مساله آشکار شود. متواضعانه عرض می‌کنم که کتاب ما در حکم درآمدی است بر این مساله و نه چیزی بیشتر.

بخش مهمی از ادبیات کشور ما شامل ادبیات شفاهی است، آیا در پژوهش شما به این بخش از ادبیات هم توجه شده است یا خیر؟
بله در هر چهار جلد کتاب به فراخور و اقتضای کتاب و خواننده فرضی، وارد این بحث شدیم. ادبیات شفاهی قطعاً در همه دوره‌های تاریخی مقدم بر ادبیات مکتوب است. اما متاسفانه محققان گذشته ما خیلی به ادبیات شفاهی توجه نمی‌کردند. قصه‌هایی که پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ما در حافظه داشتند، بخشی از ادبیات شفاهی بود که با مرگ هر مادربزرگ و پدربزرگ‌ها بخشی از این گنجینة عظیم از بین می‌رود. من به محققان عزیزی که در حوزه ادبیات شفاهی مطالعه و تحقیق می‌کنند، توصیه می‌کنم که با رویکرد ژانری به سراغ ادبیات شفاهی بروند.
 
کتاب «تاریخ ادبیات ایران و قلمرو زبان فارسی»، در 4جلد و هر جلد با قیمت 55هزار تومان از سوی انتشارات فاطمی منتشر شده است.
کد مطلب : ۲۹۶۲۸۷
https://www.ibna.ir/vdcbw0b5zrhb95p.uiur.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما

مردی که نادر بود
پرونده ویژه بزرگداشت فردوسی
پرونده سیمین دانشور